<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853</id><updated>2012-01-25T03:38:47.374-08:00</updated><title type='text'>دل نوشته های یک ققنوس سبز</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>71</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-5261481859809584065</id><published>2012-01-25T03:11:00.000-08:00</published><updated>2012-01-25T03:15:36.752-08:00</updated><title type='text'>گاهی......</title><content type='html'>&lt;span style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;گاهی گمان نمی کنی ومی شود&lt;/span&gt;&lt;br style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;گاهی نمی شود که نمی شود&lt;/span&gt;&lt;br style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;گاهی هزار دعا بی اجابت است&lt;/span&gt;&lt;br style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود&lt;/span&gt;&lt;br style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;گاهی گدای گدایی وبخت یار نیست&lt;/span&gt;&lt;br style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;گاهی تمام شهر گدای تو می شوند....&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-5261481859809584065?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/5261481859809584065/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2012/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5261481859809584065'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5261481859809584065'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2012/01/blog-post.html' title='گاهی......'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1065990459560673981</id><published>2010-12-08T22:22:00.000-08:00</published><updated>2010-12-08T22:25:47.989-08:00</updated><title type='text'>كوروش</title><content type='html'>سخن گفتن درباره ي كوروش بس دشوار است.با شخصيتي روبرو هستيم كه نمي توان به راحتي و بدون نظر شخصي در مورد او صحبت كرد.او يك اسطوره و يك سنبل است. هر قوم و ملتي داراي آرمان ها و آرزوهايي است كه اين آمال ريشه درسرشت تمامي آن مردم دارد كه در طول تاريخ پايسته است . بدين ترتيب است كه فردوسي رستم را نماينده آرمان ها و خواسته هاي مردم مي كند و تمام آن ها را در رستم خلاصه مي كند.&lt;br /&gt;ايثار و گذشت و مدارا با دشمن و پايبندي به قول خود و....... كه اين از ديرباز از مهمترين چيزهايي بوده كه ايرانيان سخت به آن پايبند بوده اند واز آنها جدا ناپذير است. آرماني شدن اين خصيصه بدين صورت است كه اسطوره تا پاي جان به تعهد خود پايبند است كه تعهدي ايست جوان مردانه به ميهن شرف و مردم و آنگاه كه كسي به آنچه كه او بدان تعهد داده به ديده ي بد بنگرد و با آن به ستيز برخيزد به پا خواسته و اگر ستيزه جو را به بند گيرد آنگاه با او طوري مدارا مي كند كه از ياران وفادار او مي شود. اينك با يك اسطوره ي راستين روبروييم كوروش. كوروش بزرگ.&lt;br /&gt;چه ويژگيي داشته كه اسطوره ي مردم سرزميني شده؟ با تعصب و با پيشداوريهايي كه تنها از يك ديده مي نگرند نمي توان مطلب را نيك بيان كرد. ونيز نياز به دانشي بنيادين از باورهاي ايرانيان در زمان هاي كهن دارد. و نيزكاوش در روان انسان بس دشوار است چه رسد به اينكه آن انسان در 2500 سال پيش زيسته باشد. چهار منبع در زمان باستان و آثار پيدا شده و رمز گشايي آن آثار منابعي هستند كه تنها از ديد تاريخ قابل توجه اند. منبع ديگر كه از ديده ي تاريخ مهم نيست افسانه ي كوروش است كه نسل به نسل وسينه به سينه نقل شده تا آنجا كه پس از 2500 سال هنوز زنده و پوياست. امروزه اگر از هر ايراني بپرسيد كه كوروش كيست و چه گونه بود؟ حتي اگر كمترين آگاهي داشته باشد ويا اگر حس ملي هم نداشته باشد در پاسخ مي گويد:&lt;br /&gt;پادشاه بزرگي بود و انسان خوبي نيز. نقش كوروش را در زير مي بينيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينك به كتابهاي زمان كهن نگاهي مي افكنيم سپس به آن چه كه در كتاب هاي تاريخ هم دوره نگاشته شده و نيزبه آثار كوروش نگاهي خواهيم كرد و در نهايت جمع بندي خود را بيان مي كنيم.&lt;br /&gt;هرودوت تصويري از كوروش نمايش داده كه امروزه نيز رايج است.ايرانيان در زمان فرمانرويي كوروش به فروتني خردمندي ودليري شهره بوده اند و پادشاهشان كه او را كه او را پدر مي ناميدند نه تنها در فنون جنگي ومهارتهاي سياسي سرآمد بود بلكه در دوستي آزادي خواهي نرمش و مدارا ومهرباني حتي نسبت به دشمناني مانند آستياگ و كرزوس بي همتا بود.قطعه ي مشهور درباره ي گذشت او نسبت به پادشاه ليدي تبديل به مضموني پر آوازه در مورد يك پيروزمند بزرگوار و بلند همت شده است.&lt;br /&gt;تصويري كه گزنفون درباره ي زندگي نامه ي كوروش در كتاب كوروشنامه اش نمايش داده حتي از تصوير تاريخي هرودوت پر رنگ تر است .اين كتاب تا قرن هيجدهم پر خواننده ترين كتاب همه ي اعصار بوده و در ادبيات و هنر اروپا بيش از همه به توصيف گزنفون از كوروش استناد مي شود.كتاب كوروشنامه گزنفون نمايشي از يك شاه نيك خردمند و مداراگر نشان مي دهد و تفاوت ميان شاهنشاهي آرماني ابتدايي و نابودي پسين توصيف شده در بخش آخر تاثير گذاري كتاب را افرايش مي دهد . براي نمونه چند سطر از آغاز و پايان كتاب كوروشنامه را مي آوريم:&lt;br /&gt;{ بنابرين ما با اعتقاد به اينكه اين مرد (كوروش) سزاوار هر گونه ستايشي است تحقيق كرده ايم تا بدانيم اصل و نسب او چيست چه استعداد طبيعي داشته و از چه نوع آموزش و پرورشي بهره جسته است كه توانسته اين گونه در فرمانروايي بر انسان ها سرآمد همگان باشد. از اين رو اكنون آنچه را كه درباره ي او يافته ايم يا فكر مي كنيم درباره اش مي دانيم بيان خواهيم كرد ....شاهنشاهي كوروش بزرگ ترين و شكوهمند ترين پادشاهيها در سراسر آسيا بود وگواه اين امر خود اين امپراطوري است. چون از شرق به اقيانوس هند از شمال به درياي سياه از غرب به قبرس ومصر واز جنوب به حبشه مي رسيد. و اين امپراطوري با چنان عظمتي با اراده ي يگانه ي كوروش اداره مي شد.و او مردم خويش را مانند فرزندان خويش گرامي مي داشت و مراقب حال آن ها بود. وآنان نيز به نوبه ي خويش كوروش را مانند پدر دوست داشتند و ارج مي نهادند. با اين حال به محض اين كه كوروش درگذشت فرزندانش (يعني مردمش) يكباره به كشمكش با يكديگر پرداختند دولت ها و اقوام سر به شورش بر داشتند و همه چيز روي به تباهي نهاد.}&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به جز اين صفات كه گزنفون براي كوروش بر مي شمارد آن چه كه كوروش را بيش از هر چيز نزد مردمش مورد ستا يش و گرامي قرار مي دهد سخن تورات است و اقدام او در بازگرداندن يهوديان از اسارت بابل و فرمان دادن به ساختن معبد(هيكل) جديدي براي آنها در اورشليم . چه كسي مي تواند سخنان اشيائ نبي را فراموش كند كه كوروش را ابزار خداوند مي نامد:&lt;br /&gt;{خداوندي كه ولي توست و تو را از رحم سرشته است چنين مي گويد من يهوه هستم وهمه چيز را سا ختم. آسمان ها را به تنهايي گسترانيدم وزمين را پهن كردم و با من كه بود....و درباره ي كوروش مي گويد او شبان من است وتمامي مسرت مرا به اتمام خواهد رسانيد و درباره ي اورشليم مي گويد بنا خواهد شد ودرباره ي هيكل كه بنياد نو نهاد خواهد گشت.&lt;br /&gt;خداوند به مسيح خويش يعني كوروش چنين مي گويد: دست راست او را گرفتم تا به حضور او ملت ها را مغلوب سازم وكمرهاي پادشاهان را بگشايم تا درها را با حضور او باز نمايم ودروازه ها ديگز بسته نشود.چنين مي گويد كه من پيش روي تو خواهم خراميد و جايهاي نا هموار را هموار خواهم ساخت}&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال به كتاب هاي تاريخ معاصر نگاهي مي افكنيم. در بسياري از كتاب ها بيان شده كه كوروش نخستين امپراطوري عهد باستان را كه به راستي شايسته اين نام باشد بنيان نهاد. كوروش بود كه پيروزي اراده را به نامدگان پس از خود ياد داد. كوروش كشورهاي زيادي را گرفت و آن ها را يكي كرد. همبستگي بين ملتها در زمان كوروش در طول تاريخ بي سابقه است. همين بود كه ديگران را به فكر انداخت .نمود آن اسكندر است. و تاثيرات بسيار ديگر كه يونانيان از پارسيان در زمان هخامنشيان و ايرانيان در زمان ساسانيان گرفتند. كه همه از زمان كوروش شروع شد.&lt;br /&gt;در تاريخ تمدن ويل دورانت درباره ي كوروش چنين آمده :&lt;br /&gt;{ كوروش از كساني بود كه گويا براي فرمان روايي آفريده شده بود.و به گفته ي امرسون مردم از تاجگذاري ايشان شاد مي شدند.روح شادانه داشت و شاهانه به كار بر مي ساخت در اداره ي امور به همان گونه شايستگي داشت كه در كشور گشايي هاي حيرت انگيز خود. با شكست خوردگان با بزرگواري رفتار مي كرد ونسبت به دشمنان سابق خود مهرباني مي كرد .پس مايه يشگفتي نيست كه يوناني ها داستان هاي بيشمار راجع به وي نوشته و وي را بزرگترين پهلوان جهان تا پيش از اسكندر دانسته اند.&lt;br /&gt;آنچه به يقين مي توان گفت اين است كه كوروش زيبا وخوش اندام بوده است .چه پارسيان تا آخرين روزهاي هنر خويش به وي همچون نمونه ي زيبايي اندام مي نگريسته اند.ديگر اينكه وي سلسله ي هخامنشيان يا سلسله ي ((شاهان بزرگ))را بنيان نهاد. كه در نامدارترين دوره ي تاريخ بر اين سرزمين پادشاهي مي كرده اند.كوروش سربازان مادي و پارسي را چنان مظم ساخت كه به صورت قشون شكست ناپذيري درآمدند. فرمان روايي اقوام سامي را بر غرب آسيا چنان پايان داد كه تا هزار سال پس از آن ديگر نتوانستند دولت وحكومتي بسازند. تمام كشورهايي كه قبل از وي در تحت تسلط آشور و بابل و آسياي صغير بود را ضميمه ي پارس ساخت. واز مجموع آنها يك دولت شاهنشاهي و امپراطوري ايجاد كرد كه بزرگ ترين سازمان سياسي قبل از دولت روم قديم بود ويكي از خوش اداره ترين دولت هاي همه ي تاريخ به شمار مي رود.آن اندازه كه از افسانه ها بر مي آيد كوروش از كشور گشاياني بوده است كه بيش از هر كشور گشاي ديگري او را دوست مي داشته اند. وپايه هاي سلطنت خود را بر بخشندگي و خوي نيك استوار كرده بود. دشمنان وي از نرمي و گذشت وي آگاه بودند و به همين جهت در جنگ با وي مانند كسي نبودند كه با نيروي نااميدي مي جنگد ومي داند چاره اي نيست جز اينكه بكشد يا اينكه خود كشته شود . بنابر روايت هرودوت كرزوس را از سوختن در ميان افروخته رهانيد و بزرگس داشت و او را از رايزنان خود ساخت . يكي از اركان سياست و حكومت وي آن بود كه براي ملل و اقوام مختلف كه اجزاي امپراطوري وي بودند به آزادي عقيده ديني معتقد بود و اين خود مي رساند كه بر اصل حكومت بر مردم آگاهي داشته و مي دانست كه دين از دولت نيرومند تر است. وي هرگز شهرها را تاراج نمي كرد و معابد را ويران نمي كرد.بلكه نسبت به خدايان ملل شكست خورده به ديده ي احترام مي نگريست. و براي نگاه داري پرستشگاه ها و آرامگاه هاي خدايان از خود كمك مالي مي گذاشت. نقصي كه بر منش كوروش وارد است اين است كه گاهي بي حساب قساوت به خرج مي داد.}&lt;br /&gt;كوروش هنگامي كه مي خاست ماد و پارس را از دست هجوم بدوياني كه در آسياي ميانه منزل داشتند برهاند در گير ودار نبردي كشته شد. قبر كوروش در پاسارگاد است .روزگاري كاخ كوروش و پسرش كمبوجيه در اين مكان سر به فلك مي كشيد اما اكنون جز چند ستون شكسته كه اين جا و آن جا پراكنده اند يا سردرهايي كه نقش كوروش بر آنها ديده مي شود چيزي بر جاي نمانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر دشت كناري گور كوروش قرار دارد.كه اثر گذشت 2500 سال بر آن نمايان است. اين گور سنگي ساده كه شكل وحالتي يوناني دارد.با ارتفاعي نزديك به يازده متر بر روي سكويي از سنگ قرار گرفته است. گور كوروش امروزه برهنه ودور افتاده و بي پيرايه بنظر مي رسد.&lt;br /&gt;زماني كه اسكندر به ايران حمله كرد تخت جمشيد كه قلب ايران بود را به تباهي كشاند.اما وقتي كه به پاسارگاد آمد با احترام هر چه تمام با گور كوروش رفتار كرد . وبر سر مزار كوروش اداي احترام كرده است. چند سال پيش مجسمه اي از داريوش به دست آمد .پس از بررسي هويدا شد كه اسكندر و يا سپاهيانش جايي را كه داريوش خود را شاه شاهان ناميده خط زده اند و آنرا به عنوان نشانه ي تير اندازي قرار داده بودند .تا عظمت شاه پارسي را به سخره گيرند.اما گويي كه داريوش بازي چرخ گردون را مي دانسته. دستور داده بوده كه مطالب را به سه زبان بنويسند .اسكندر و سپاهيانش تنها يكي از زبانها را مي دانسته اند. اسكندر ميدانسته كه درپاسارگاد با گور كوروش مواجه شده است. سالم مانند آن مي رساند كه اسكندر به آن به ديده ي احترام مي نگريسته و گرنه مانند مجسمه ي داريوش با آن رفتار مي كرد تا شاه شاهان را خوار نمايد.خطوطي بر گور كوروش نقش شده كه آن را از آن اسكندر ميدانند. اين كه اسكندر بر سر گور كوروش چه گفته چيزي است كه با خود آنها به تاريخ پيوسته است.&lt;br /&gt;گور كوروش در سال 1951پيدا شد. كوروش به نامدگان پس از خويش چنين ميگويد:&lt;br /&gt;{اي انسان هركه باشي واز هر كجا كه آمده باشي.من ميدانم كه خواهي آمد ....من كوروش هستم پسر كمبوجيه. كه شاه پارسيان بودم وشاه مشرق زمين. با اكراه به من و اين نقطه از زمين كه جسمم را پوشانده ننگر}&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگاهاي هم به ديگر چيزهايي كه از كوروش به جا مانده مي اندازيم.&lt;br /&gt;نامدارترين چيزي كه از كوروش يافت شده منشور كوروش است .كه از بابل به دست آمده واكنون در موزه ي بريتانياست محتويات اين سنگ نبشته به شش بخش تقسيم ميشود :&lt;br /&gt;1)مقدمه اي تاريخي در باره ي نبونيد شاه بابل وهماورد كوروش و توضيح نقش مردوك خداي خدايان بابل در حمايت از كوروش در چيرگي بر نبونيد&lt;br /&gt;2) تفاهم نامه ي شاهي و جدول تبار شناسي&lt;br /&gt;3)ارزيابي ار كارهاي مثبت كوروش&lt;br /&gt;4)دعاي كوروش به مردوك براي خودش و پسرش&lt;br /&gt;5)اينكه همه چيز در امپراطوري به نيكي مي گذرد&lt;br /&gt;6 )اطلاعاتي درباره ي فعاليتهاي ساختمان سازي كوروش در بابل&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کوروش در اين سنگ نوشته چنین می گوید:&lt;br /&gt;: « آنگاه که من به آرامش و بی آزار در بابل آمدم&lt;br /&gt;در میان هلهله و شادیِِ، اورنگ فرمانروایی را در کاخ سلطنت استوار داشتم&lt;br /&gt;... بی شمار لشگرم به صلح در بابل گام بر داشتند&lt;br /&gt;روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد&lt;br /&gt;نیازمندیهای بابل و تمامی عبادتگاههای آنها در دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم&lt;br /&gt;همه یوغهای ننگین بردگی را از مردمان بابل برداشتم&lt;br /&gt;خانه هاشان را آباد کردم و به تیره بختیهایشان خاتمه دادم&lt;br /&gt;.... مجسمه ایزدانی که در بین آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی محکم اقامت دادم&lt;br /&gt;تمام مردمان (آواره) را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان بازگرداندم&lt;br /&gt;اجازه دادم همگان در صلح زندگی کنند »&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ونيز مي گويد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک که به یاری مزدا ، تاج پادشاهی ایران ، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم:&lt;br /&gt;• تاروزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارمغان می کند کیش و آیین و باورهای مردمانی را که من پادشاه آنها هستم گرامی بدارم و نگذارم که فرمانروایان و زیر دستان من کیش و آیین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا آنان را بیازارند.&lt;br /&gt;• من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم.در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به شاهی خود بپذیرد یا نپذیرد و هر گاه نخواهد مرا که پادشاه ایران و بابل و کشورهای چهارگانه هستم نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ستم کند واگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمکاران را مجازات خواهم کرد.&lt;br /&gt;• من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت که کسی مال دیگری را با زور و یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد.&lt;br /&gt;• من تا روزی که زنده ام نخواهم گذاشت کسی ، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد.&lt;br /&gt;• من اعلام می کنم که هر کس آزاد است هر دین و آیینی را که میل دارد، برگزیند و در هر جا که می خواهد زندگی کند و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و آیینهای خود را به جا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد برگزیند ؛ تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننمایدو زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد.&lt;br /&gt;• من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی کردار خود می باشد . هیچ کس را نباید به انگیزه اینکه یکی از بستگانش خلاف کرده، مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خوانواده ای خلاف کرد تنها همان کس به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خوانواده او کاری نیست .&lt;br /&gt;• تا روزی که زنده ام نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و کنیز و یا نامهای دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بربندد.&lt;br /&gt;از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و کشورهای چهارگانه گرفتم پیروز گرداند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پايان نتيجه ي خودرا از مطالب ياد شده بيان مي داريم :&lt;br /&gt;كوروش براي ايرانيان اسطوره است ونيز ديگر مردمان جهان .يونانيان باستان او را الگوي خويش ساخته بودند و تمام ويژگي هاي يك فرمانرواي ايده آل را در كوروش جمع كرده بودند. و اين خود مسئله ي مهمي است چرا كه يونانيان خود داراي فرهنگ و دانش بسيار بوده اند و نيز انسان هاي بزرگي در دانش و خرد و فرمانروايي داشته اند.&lt;br /&gt;و اين كه شاه كشور ديگري را براي نيل به هدف برگزيده اند بسيار قابل انديشيدن است. ايرانيان نيز به نوبه ي خود در خرد و خويشتن شناسي دستي داشته اند. ايرانيان خوي هايي را بسيار گرامي مي داشته اند گاه آنها به صورت هايي غير قابل دسترس نمود مي يافته اند.بلند پروازي و چيزي كه امروزه به نام جهاني شدن ميشناسيم از اين جمله بوده اند. اين جهاني شدن از مفاهيم بسيار قوي در ايران باستان بوده كه داراي مسايل بسياري در كنار خود بوده. همچنين بانگ مي زدند گفتار نيك رفتار نيك وپندار نيك. تا اين كه كوروش آمد. همه چيز آماده بود تا باورهاي ديرين جايي براي بروز داشته باشد.&lt;br /&gt;اگر از ديد تاريخي بنگريم مسايلي قابل توجه اند. اين كه هيچ منبع ارزشمندي درباره ي خوي كوروش نداريم. گزنفون كتاب خود را به صورت يك رمان در زمينه ي كشورداري و مسايل رزمي نوشته.تورات نيز پاسخي به كارهاي كوروش است كه به يهوديان جان تازه اي داده بود. ونيز سنگ نبشته ها را مي توان كارنامه ي كارهاي كوروش قلمداد كرد. برخي تاريخ شناسان در پي اينند كه ثابت كنند كوروش خوي و مرام بد نيز داشته و يا اين كه احترام كوروش به باورهاي ديگران نوعي سياست بوده .تا به حال چنين چيزي به اثبات نرسيده. كوروش از ديدار با پانته آ كه از زيباترين زنان مشرق زمين بوده كه خود و همسرش در دست كوروش بوده اند سرباز ميزند .بيان ميدارد كه هوس هاي آدمي بسيار نيرومندند و در برخي زمانها اختيارش در دست انسان نيست.&lt;br /&gt;نه به طور يقين ميتوان نشان داد كه كوروش نمايانگر انسان كاملي از تمامي جهات است و نه اين كه مي توان رد كرد كه او ويژگي ها و خويهايي داشته كه در ديگران يافت نمي شده است.&lt;br /&gt;پس با يك معما روبه روييم. ميتوان فهميد كه كوروش از تعصبات ديني به دور بوده.اما درك واقعي از كوروش هنوز به دست نيامده. اين خود يك زيباييست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;منابع:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;ايران باستان نوشته ي يوزف ويسهوفر&lt;br /&gt;تاريخ تمدن نوشته ي ويل دورانت&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-1065990459560673981?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/1065990459560673981/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/12/blog-post_08.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1065990459560673981'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1065990459560673981'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/12/blog-post_08.html' title='كوروش'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-6400733431208013811</id><published>2010-12-08T22:18:00.000-08:00</published><updated>2010-12-08T22:22:31.389-08:00</updated><title type='text'>لك لك هاوقورباغه ها</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;em&gt;منوچهر احترامي داستان نويس كودكان و نوجوانان بود كه در اسفند 87 ديده از جهان فروبست&lt;br /&gt;متن زير داستان كوتاهي از اوست.&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:georgia;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:georgia;"&gt;مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند ,&lt;br /&gt;قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند,&lt;br /&gt;لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند,&lt;br /&gt;لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها,&lt;br /&gt;قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند,&lt;br /&gt;عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند,&lt;br /&gt;مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند,&lt;br /&gt;حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند,&lt;br /&gt;تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است,&lt;br /&gt;&lt;em&gt;(( اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان))&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:georgia;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-6400733431208013811?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/6400733431208013811/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/12/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6400733431208013811'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6400733431208013811'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title='لك لك هاوقورباغه ها'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-326175571445036542</id><published>2010-11-06T08:24:00.000-07:00</published><updated>2010-11-06T08:38:59.920-07:00</updated><title type='text'>سفارش نامه ی واپیسن داریوش بزرگ هخامنشی به فرزندش خشایارشاه</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:georgia;"&gt;اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور، از آنِ شاهنشاهی ایران است. و در همه ی این کشورها پول ایران همگانی است و ایرانیان در آن کشورها داری ارج و بزرگی هستند.&lt;br /&gt;جانشین من خشایارشا، باید چونان من در نگاهداری این کشورها بکوشد و راه نگاهداری این کشورها آن است که در کشورداری و اندرون آنها پیگیری بی جا نکند و دین و آیین آنان را گرامی بدارد.&lt;br /&gt;اکنون که من از این دنیا می روم، تو دوازده کرورِ "دَریک"ِ زر در خزانه ی سلطنتی داری و این زر یکی از پایه های نیروی تو می باشد. زیرا نیرومندی پادشاه، تنها به شمشیر نیست، وانکه به دارای نیز هست. البته به یاد داشته باش، تو باید به این خزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی. من نمی گویم در زمان نیاز از آن برداشت نکن، زیرا شوندِ این زر در خزانه آن است که هنگام نیاز و شتاب از آن برداشت کنند. لیکن در نخستین گاهی که مجال یافتی، آنچه برداشتی به خزانه برگردان. بر مادرت آتوسا خویشکاری فراوان دارم، پس پیوسته آسایش و آرامش و خشنودیش را فراهم کن. ده سال است که درگیر ساختن انبارهای غله در جاهای گوناگون کشور هستم و روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست، در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تهی می شود، حشره و جانداران آسیب رسان در آن نخواهند آمد و غله در این انبارها چند سال می ماند، بدون اینکه تباه و فاسد شود و تو نیز باید پس از من به ساختن انبارهای غله بپردازی تا این که همواره نیاز و آذوقه ی دو و یا سه سال کشور در آن انبارها گرد آمده باشد. و هر سال، پس از اینکه غله ی تازه بدست آمد، از غله ی باشنده در انبارها برای آماده کردن کمبود خوار و بار از آن سود ببر و غله ی تازه را پس از اینکه بوجاری شد، به انبار بفرست و به این شیوه، تو هرگز برای نیاز خوراک و آذوغه ی این سامان دشواری نخواهی داشت، حتا اگر دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.&lt;br /&gt;هرگز دوستان و هم نشینان خود را به کارهای کشورداری نگمار و برای آنها همان بهره ی دوست بودن با تو بس است. زیرا اگر دوستان و هم نشینان خود را به کارهای کشوری بگماری و آنان بر مردم ستم کنند و کار غیرقانونی نمایند، نخواهی توانست آنها را پادافره و مجازات کنی؛ زیرا با تو دوست هستند و تو ناچاری دوستی با آنها را نگه داری.&lt;br /&gt;آبراهه (کانال)ی که من می خواستم بین رود نیل و دریای سرخ پدید آورم، هنوز به پایان نرسیده و پایان دادن به ساخت این آبراهه از نگرش بازرگانی و جنگی بسیار اساسی است. تو باید آن آبراهه را با پایان برسانی و هزینه و عوارض آمد و شد کشتی ها از آن آبراهه نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها بهتر آن ببینند که از آن عبور نکنند.&lt;br /&gt;اکنون من سپاهی به سوی مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو، آرامش و هماهنگی برقرار کند، اما مجال نیافتم سپاهی به سوی یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش نیرومند به یونان یورش ببر و به یونانیان نشان بده که پادشاه ایران می تواند، انجام دهندگان زشتی و کشتار را نابود کند.&lt;br /&gt;سفارش دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و چاپلوس را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت کشورداری هستند و بدون درنگ، دروغگو را از خود دور نما. هرگز کارگزاران دیوان را بر مردم نگمار، قانون مالیات قرار دادم که روبرو شدن کارگزارن دیوان با مردم بسیار کم کرده است و اگر این قانون را نگه داری، کارگزاران حکومت با مردو چندان روبرو نخواهند شد.&lt;br /&gt;سربازان و افسران ارتش را خشنود نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن. اگر با آنها بدرفتاری کنی، آنها نخواهند توانست، در برابری تو چنان کنند، اما در میدان جنگ، تلافی خواهند کرد، حتا اگر به بهای کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینگونه خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه سبب شکست خوردن تو را فراهم کنند.&lt;br /&gt;آموزش و فرهنگ را که من آغاز کردم، دنبال کن و بگذار مردمان بتوانند بخوانند و بنویسند تااینکه اندیشه و خرد آنها بیشتر شود و هر چه خرد و اندیشه بیشتر شود، تو با آرامش بیشتری می توانی پادشاهی کنی. همواره پشتیبان کیش یزدان پرستی باش. اما هیچ گروهی را وادار نکن که از کیش تو پیروی نمایند و پیوسته و همیشه به یاد داشته باش که هر کس باید آزاد باشد و از هر کیش که می خواهد پیروی نماید.&lt;br /&gt;پس از این که من زندگی را بدرود گفتم، بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کرده ام، بر من بپیچان و در تابوتی سنگی بگذار و در گور جای بده. اما دهانه ی آرامگاهم را نپوشان، تا هرزمانی که می توانی به آرامگاه اندر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بدانی، که من پدر تو، پادشاهی نیرومند بودم و بر بیست و پنج کشور پادشاهی می کردم، مُردم و تو نیز چونان من خواهی مرد، زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان نخواهد ماند. اگر تو هرزمان که مجال بیابی و به گور من اندر شوی و تابوتم را ببینی، خودخواهی بر تو چیره نخواهد شد و سفارش کن که پسرت گور تو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت دارای کالبد تو را ببیند.&lt;br /&gt;زنهار زنهار، هرگز هم دادخواه (مدعی) و هم دادگر (قاضی) نشو؛ اگر از کسی دادخواستی داری، بپذیر که یک دادگر بی طرف به آن دادخواست رسیدگی کند و رای بدهد. زیرا کسی که دادخواه است، اگر دادگر هم باشد، ستم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار. زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری، کشوری آباد نمی شود و به سوی ویرانی می رود. در آباد کردن، کندن قنات و ساختن جاده و شهر را خویشکاری نخست خود بگذار.&lt;br /&gt;بخشودگی (عفو) و بخشندگی (سخاوت) را فراموش نکن و بدان که پس از برابرخواهی (عدالت)، برجسته ترین فروزه ی پادشاهان بخشودگی و بخشندگی است. اما بخشش باید آنگاه به کار رود که کسی به تو کار ناروایی کرده باشد و اگر نسبت به دیگری ناشایستی کرده باشد و تو انجام دهنده را ببخشی، ستم روا داشته ای، زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.&lt;br /&gt;بیش از این چیزی نمی گویم؛ این گفته ها را در پیشگاه کسانی که غیر از تو در اینجا می باشند، گفتم، تا اینکه بدانند پیش از مرگ، من این سفارش ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید، زیرا می پندارم، مرگم نزدیک شده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-326175571445036542?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/326175571445036542/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/11/blog-post_06.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/326175571445036542'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/326175571445036542'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/11/blog-post_06.html' title='سفارش نامه ی واپیسن داریوش بزرگ هخامنشی به فرزندش خشایارشاه'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-404930508975703828</id><published>2010-11-06T08:13:00.000-07:00</published><updated>2010-11-06T08:24:10.101-07:00</updated><title type='text'>سرنوشت محتوم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;نظام جمهوری اسلامی به سرنوشت محتوم نظامهایی چون خوددچارشده است.نظامهای توتالیتروایدئولوژیک که بایدایدئولوژی آن به اجرادرآیدوهمه بایدبدان معتقدشوندولوبازوروارعاب.هرفردوگروهی که بدان معتقد نیست ودرسطح وجایگاهی است که می تواندبردیگران ومردم عادی اثربگذاردوآنهارابانوشته هاوحرفهایشان می توانندنسبت به ایدئولوژی حاضروحاکم دچارتردیدکنندبایدیاسربراه شوندوساکت ویاکنارروندبه هرشکل وامکانی.بااتهام یستن وزندانی کردن یابامحدودکردن وقطع راههاوکانالهای  ارتباطی آنان وحتی باکشتن یااتهام زدن واعدام کردن.این رویه درتمامی نظامهای ایدئولوژیک درتمام تاریخ معاصرحداقل به راحتی قابل مشاهده است.دراین زمینه ونوع برخورداین نظامهابامخالفان فکری یک نمونه توسط صاحبنظران وآگاهان به تاریخ مطرح شده وحتی ازآن به عنوان الگویادمی شودحکومت استالین درشوروی سابق طی سالهای ابتدایی تامیانه قرن بیستم است.برهمین اساس این شیوه حکومتداری به شیوه استالینی معروف شده است.این روش درسایر کشورهای کمونیستی سابق بلوک شرق وسپس درکشورهای توتالیترودیکتاتوری نظامی آمریکای لاتین هم دیده شده است.اتفاقاتی که پس ازانقلاب اسلامی وپس ازاستقرارحکومت دربهمن57افتادراهم می توان درزمره همان شیوه قرارداد.حذف گروههای دخیل درانقلاب توسط روحانیت،اتفاقات سل60و67،واتفاقات پس ازجنگ وحذف دگراندیشان ازنظر تحلیل گران وفعالان سیاسی غیرحکومتی وحتی حکومتی الگوبرداری شده سهوی یاعمدی ازهمان شیوه حکومت استالینی البته باچاشنی دینی ومذهبی است.اوج آن رامی توان در اتفاقات پس از انتخابات دید.&lt;br /&gt;ماخواهان جامعه ای دینی ومذهبی هستیم نه حکومت دینی&lt;br /&gt;مذهب درونمایه ای است که انسانها بدان نیازمندند.هدف غایی تمام ادیان پس ازپرستش خدای یکتاایجادجامعه ای اخلاقی براساس برابری همه دردسترسی به مواهب الهی است.حال اینکه هرفردچقدرازاین مواهب بهره مندشودبستگی به استعدادوتلاش اودارد.دین ومذهب انسانهاراازنظراخلاقی می سازد.درمذهب هم حق است هم تکلیف.اما تمام این اموری مربط می شودبه حوزه شخصی وخصوصی هرفرد.&lt;br /&gt;اماحکومت دینی حکومتهایی هستندکه دین ملعبه ای می شوددردست عده ای که به نام دین دنبال قدرت وبرآورده کردن مطامع شخصی خویشند.دراین حکومتهاسخنی ازحق افراد در دین به میان نمی اید و درآنها فقط بحث تکلیف می شود.یعنی درهمه امورمردم مکلف به انجام خواسته های حاکمان دینی اندبدون آنکه حق انتخاب داشته باشند.حتی دراموری که بظاهرحق افرادجامعه است باانجام اقدامات محدودکننده قبل وبعدازآن فرایند،عملا ازآن حق جزنامی آنهم برای استفاده تبلیغاتی حاکمان باقی نمی ماند.&lt;br /&gt;حکومت دینی ممکن است دردوره ای جوابگوی نیازهای جامعه باشدامادرنهایت چون حکومت امری است زمینی واراده وخواست انسانهامحدود،موردسواستفاده انسانهای ناتوانی قرارمی گیرد که به نام دین دنبال خواسته های خودهستند.این امر درنهایت سبب نارضایتی عمومی می شود.تجربه های مختلف تاریخی چون حکومت ساسانیان در ایران وحکومت روحانیان یهودی دراورشلیم واوج آن حکومت چند قرنی کلیسا وپاپ تایید کننده ای عقیده است.دردوران کنونی به دلیل پیشرفت زیاد جوامع انسانی وبالارفتن سطح فکرانسانهانیازهاوخواسته هاهم تغییریافته است.چون انسانهاازنظرعلمی وفکری آنقدرپیشرفت کرده اندکه به بسیاری ازتواناییهای خودآگاه شده اند ومی توانند مضامین واقعی دین را از گفته های نادرست به نام دین تمییز دهند.حاکمان امروز جمهوری اسلامی هم دیر یازود به همان سرنوشت گذشتگان دچار می شوند.چون مهم نوع واسم دین نیست.مهم نوع عملکردورفتارحاکمان است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-404930508975703828?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/404930508975703828/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/11/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/404930508975703828'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/404930508975703828'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='سرنوشت محتوم'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-35179496463316814</id><published>2010-08-08T01:58:00.000-07:00</published><updated>2010-08-08T01:59:51.328-07:00</updated><title type='text'>خر مُلا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;يك روز ملا نصر الدين براي تعمير بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختماني را بر پشت الاغ بگذارد و به بالاي پشت بام ببرد. الاغ هم به سختي از پله ها بالا رفت .ملا مصالح ساختماني را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پايين هدايت كرد. ملا نمي دانست كه خر از پله بالا مي رود، ولي به هيچ وجه از پله پايين نمي آيد. هر كاري كرد الاغ از پله پايين نيآمد. ملا الاغ را رها كرد و به خانه آمد . كه استراحت كند. در همين موقع ديد الاغ دارد روي پشت بام بالا و پايين مي پرد  . وقتي كه دوباره به پشت بام رفت ، مي خواست الاغ را آرام كند كه ديد الاغ به هيچ وجه آرام نمي شود. برگشت . بعد از مدتي متوجه شد كه سقف اتاق خراب شده و پاهاي الاغ از سقف چوبي آويزان شده، بالاخره الاغ از سقف به زمين افتاد و مرد.&lt;br /&gt;بعد ملا نصر الدين گفت :&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;لعنت بر من !!! كه نمي دانستم كه اگر خر به جايگاه رفيع و پُست مهمي  برسد هم آنجا را خراب مي كند و هم خودش را مي كُشد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-35179496463316814?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/35179496463316814/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/08/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/35179496463316814'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/35179496463316814'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='خر مُلا'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8787695399699407981</id><published>2010-07-21T00:19:00.000-07:00</published><updated>2010-07-21T00:42:12.157-07:00</updated><title type='text'>نامه عُمَر به يزدگردوپاسخ یزدگردساسانی شاه ایران به عمر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;em&gt;نامه عمربن الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;  اصل این نامه در موزه لندن نگهداری می گردد&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;از: عمربن الخطاب خلیفه المسلمین&lt;br /&gt;به : یزدگرد سوم شاهنشاه پارس&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;یزدگرد! من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی.. زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; من راهی برای نجات به تو پیشنهاد می کنم... شروع کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد ، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است.. ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ، او که خدای حقیقی است... آتش پرستی را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند و به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;الله خدای حقیقی را بپرستید ، خالق جهان را. الله را پرستش نمایید و اسلام را بعنوان راه رستگاری خود قبول کنید... اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام را بعنوان ناجی خود قبول کنید. با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسیان را پیدا خواهی نمود. اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسیان بهتر است ، تو این راه را انتخاب خواهی کرد. بیعت تنها راه می باشد.&lt;br /&gt;الله اکبر&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;محل امضای عمر&lt;br /&gt;خلیفه المسلمین&lt;br /&gt;عمربن الخطاب &lt;br /&gt;= &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;em&gt; پاسخ یزدگرد سوم به عمر بن خطاب&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;"&gt;&lt;br /&gt;از: شاهنشاه ، شاه پارس و غیره ، شاه کشورها ، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها ، شاه پارسها و ديگر نژادها و نیز تازیان ، شاهنشاه پارس ، یزدگرد سوم ساسانی.&lt;br /&gt;به: عمربن الخطاب ، خلیفه تازی&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;به نام اهورا مزدا ، آفریننده جان و خرد. تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را بسوی خداوندت الله اکبر هدایت کنی ، بدون دانستن این حقیقت که ما که هستیم و ما چه را پرستش می نماییم!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;شگفت انگیز است که تو در جایگاه خلیفه تازیان تکیه زده ای! با اینکه خردت به مانند یک ولگرد پست تازی است ، ولگردی در بیابان تازیان ، و مانند یک مرد قبیله ای بادیه نشین!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;مردک! تو به من پیشنهاد می کنی که یک ایزد یگانه و یکتا را پرستش نمایم بدون اینکه بدانی هزاران سال است که پارسها ایزد یکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت می نمایند! سالهاست که در این سرزمین فرهنگ و هنر ، این راه عادی زندگی بوده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;زمانیکه ما سنت میهمان نوازی و کردارهای نیک را در گیتی پایه گذاری نموده و پرچم ' پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک ' را برافراشتیم ، تو و نیاکانت بیابان گردی می کردید ، سوسمار می خوردید زیرا که چیز دیگری برای تغذیه خود نداشتید و دختران بیگناه خود را زنده بگور می نمودید!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;مردم تازی هیچگونه ارزشی برای آفریدگان خداوند قایل نیستند! شما فرزندان خدا را گردن می زنید ، حتی اسیران جنگی را ، به زنان تجاوز می کنید ، دختران خود را زنده بگور می نمایید ، به کاروانها یورش می برید ، قتل عام می کنید ، زنان مردم را دزدیده و اموال آنها را به یغما می برید! قلب شما از سنگ ساخته شده ، ما تمام این اعمال اهریمنی را که شما مرتکب می شوید محکوم می کنیم. چگونه شما می توانید به ما راه خدایی را تعلیم داده در حالیکه این گونه اعمال را مرتکب می شوید؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;تو به من می گویی پرستش آتش را متوقف کنم! ما ، پارسها عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نماییم. روشنی و گرمای آفتاب و آتش ما را قادر می سازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایمان را به آفریدگار و به یکدیگر شعله ور نماییم. به ما کمک می کند تا به یکدیگر مهر بورزیم ، ما را روشن نموده و قادر می سازد تا شعله مزدا را در قلبهایمان زنده نگهداریم.&lt;br /&gt;خداوندگار ما اهورا مزداست و عجیب است که شما مردم نیز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله اکبر نامگذاری نمودید. اما ما مثل شما نیستیم ، ما با شما در یک رده نیستیم. ما به نوع بشر کمک می کینم ، ما عشق را در میان بشریت می گسترانیم ، ما نیکی را در زمین می گسترانیم ، هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستای احترام به فرهنگهای دیگر گیتی ، درحالیکه شما بنام الله سرزمین های دیگر را مورد تاخت و تاز قرار می دهید.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;شما مردم را قتل عام می کنید ، قحط وقلا می آورید ، ترس و فقر برای دیگران ، شما به نام الله اهریمن می آفرینید. چه کسی مسئول این همه بدبختی است؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;آیا این الله است که به شما فرمان می دهد تا بکشید ، غارت نمایید و تخریب کنید؟ آیا این شما رهروان الله هستید که بنام او این اعمال را انجام میدهید؟ یا هردو؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;شما از گرمای بیابان ها و سرزمینهای سوخته بی حاصل و بدون منابع برخاسته ، شما می خواهید از طریق لشگر کشی و زور شمشیرهایتان به مردم درس عشق به خدا دهید ، شما وحشیان بیابانی هستید ، در حالیکه می خواهید به مردم شهر نشین مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگی می کنند درس عشق به خدا بدهید! ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داریم ، که به راستی یک ابزار نیرومند می باشد! به ما بگویید؟ با تمام لشگر کشی هایتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به این ارتش اسلامی چه آموخته اید؟ شما چه چیز به مسلمانان آموخته اید که بر آن ابرام می ورزید تا آنرا به دیگر ملل غیر مسلمان نیز بیاموزید؟ شما چه فرهنگی از این الله خود آموخته اید ، که حالا می خواهید به زور آنرا به دیگران تعلیم دهید؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;افسوس آه افسوس... که امروز ارتش های پارسی از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما می باید همان خدا را پرستش نماییند ، همان پنج نوبت در روز را ، اما با زور شمشیر و او را به عربی عبادت نمایند .. پیشنهاد می نمایم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بیابانهای خود به جایی که در آن زندگی می کردید برگردید. آنها را به جایی برگردان که در آن عادت به سوختن در گرمای آفتاب را دارند ، زندگانی قبیله ای ، خوردن سوسمار و نوشیدن شیر شتر ، من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمین های حاصلخیر ، شهرهای متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاری. این 'جانوران قسی القلب ' را ، برای قتل عام مردم ما ، دزدیدن زنان و فرزندان ما ، تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسیر ، آزاد مگذار! به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اینگونه اعمال شوند ، به رفتار جنایتکارانه خود پایان ده.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;آریایی ها بخشنده ، گرم ، میهمان نواز و مردمی نجیب بوده و هرجایی که رفته اند آنها بذر دوستی خود را گسترانده اند ، عشق و خرد و حقیقت. بنابراین ، آنها نباید تو و مردمت را برای رفتار جنایتکارانه و راهزنی مجازات نمایند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;من از تو درخواست می کنم که با الله اکبر خودت در بیابانهایت بمان و به شهرهای متمدن ما نزدیک مشو زیرا که اعتقادات تو ' خیلی مهیب ' و رفتارت ' بسیار وحشیانه ' می باشد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;محل امضای یزدگرد سوم&lt;br /&gt;شاهنشاه یزدگرد سوم ساسانی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8787695399699407981?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8787695399699407981/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/07/blog-post_21.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8787695399699407981'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8787695399699407981'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/07/blog-post_21.html' title='نامه عُمَر به يزدگردوپاسخ یزدگردساسانی شاه ایران به عمر'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8284252424329232243</id><published>2010-07-01T08:55:00.000-07:00</published><updated>2010-07-01T08:57:50.800-07:00</updated><title type='text'>سخنرانی کوروش بعداز فتح بابل</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;به نام ایزد جان و خرد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;ایزد یکتایی که لحظه به لحظه او را بیشتر درک میکنم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;ای مردم بابل ما همه بندگان اهورا مزدا هستیم...ما نه پیروزیم و نه شکست خورده!ما امروز در سراسر این سرزمین پهناور همگی با هم برابریم...همگی آزادیم...و همگی پاکیم.ما همگی دوستیم ما تنها یک دشمن داریم و دشمن همه ی ما اهریمن است و جز او دیگر سایه ای نیست.ما همگی نوریم...سربازان اهورامزداییم.از این لحظه من پادشاهی ام رابر این مبنادر تمام کره ی خاکی در سراسر این خاک پهناور که به فرمان من است اعلام میکنم.از این پس نام شاهنشاهی ما هخامنشی خواهد بود و این را به یاد پدر بزرگ عزیزم که بخشی از اندیشه های نیک او به من به ارث رسید به عاریه بر می دارم.ما از این لحظه اندیشه و دین هر کس را محترم خواهیم دانست.هر کس به دین خودش خواهد پرداخت هر کس نتیجه ی انتخاب خود را خواهد دید.هیچکس حق تجاوز به حقوق دیگری را ندارد از این لحظه تمام بردگان آزادند.من تمامی گناهکاران را از این لحظه بخشیدم هیچکش مغضوب من نیست هیچ بابلی از آن چه بوده نترسد این یک بخشایش عمومی است.و زنان بالشاسر که در حرمسرای بابل بوده اند از این لحظه آزادند مال و اموالی در حد بازرگانی ثروتمند به هر یک از شما داده می شود و بعد شما می توانیدبه هر جای ایران پهناور از هند تا مصر و از توران تا یونان که خواستید بروید.شوهر شما مرده و شما وارثان او هستید داشته های شخصی خودتان را بردارید و از کاخ خارج شویدتمامی خزانه ی بالشاسر در میان مردم همین شهر به مساوات تقسیم خواهد شد.میان مرد و زن پیر و جوان و کودک تمایزی نیست.هر کس در قلمروی من به لطف اهورا مزدا زندگی میکند از حقی مساوی با همه برخوردار است.تمامی تبعیدیان با هزینه حکومت هخامنشی به شهر و کشورشان باز خواهند گشت.و با هزینه ی هخامنشی شهر ها و معابدشان دوباره راه خواهد افتاد.من تا زمانی که به تمام سخنانم جامه ی عمل بپوشانم در این شهر خواهم ماند.آری زمین مقدس است...ما نیز یک به یک مقدسیم...این اهورا مزداست که ما را مقدس آفریده..و ما جهان زیبا را زیبا تر خواهیم کرد برای چنین هدفی همگان کار خواهند کرد...همه به دین و زبان خویش خواهند پرداخت و همه آزاد خواهند بود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8284252424329232243?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8284252424329232243/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/07/blog-post_1709.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8284252424329232243'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8284252424329232243'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/07/blog-post_1709.html' title='سخنرانی کوروش بعداز فتح بابل'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-473486640800489191</id><published>2010-07-01T06:45:00.000-07:00</published><updated>2010-07-01T06:57:41.010-07:00</updated><title type='text'>فرازی کوتاه از نهج البلاغه</title><content type='html'>تولد حضرت علی(ع)برهمه مبارک.به این بهانه ودرمقابل آنچه حاکمان امروزجمهوری اسلامی ازاین امام همام وحکومتش تصویرمی کنند,بی مناسبت ندیدم فرازی کوتاه از فرمایشات ایشان درباب حکومت مطلوب وحقوق متقابل مردم وحاکمان رادر اینجابیان کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از ميان حقوق خداوند بزرگترين حقي را که فرض شمرده است حق زمامدار بر مردم و حق مردم بر والي و حاکم است. اين فريضه اي است که خداوند براي هر يک از زمامداران و مردمان بر ديگري قرار داده است ... مردم هرگز اصلاح نمي شود جز با اصلاح شدن زمامداران. و زمامداران اصلاح نمي گردند جز با استقامت مردم . پس آنگاه که مردم حق حکومت را اداء کند و حکومت نيز حق رعايا را مراعات نمايد حق در ميانشان قوي و نيرومند خواهد شد ... و راه و رسمها درست در مجراي خويش به کار مي افتد بدين ترتيب زمان صالح مي شود  به بقاء دولت اميدوار بايد بود و دشمنان مايوس خواهند شد . اما آنگاه که مردم بر والي خويش چيره گردد و يا اگر زمام دار و رهبر بر مردم اجحاف نمايد، بين اين دو اختلاف می افتد ... نشانه هاي ستم و جور آشکار خواهد گرديد دستبرد در برنامه هاي ديني بسيار مي شود  و جاده هاي وسيع سنن و آداب مذهبي متروک خواهد ماند بر طبق هوی و هوس عمل مي کنند و احکام خداوند تعطيل مي گردد و بيماري¬هاي [اخلاقي] بسيار خواهد شد [و کسی] از حقوق بزرگي که تعطيل مي شود و باطل¬هاي عظيمي که رواج مي يابد وحشتي نمي کند. در چنين وضعي نيکان خوار و ذليل گردند و اشرار و بدان عزيز و قدرتمند شوند و مجازات¬هاي الهي بر بندگان بزرگ مي نمايد. &lt;br /&gt;در اين هنگام بر شما لازم است که يکديگر را بر اداء اين حقوق نصيحت کنيد و به خوبي در انجام آن همکاري نمائيد ... بلي از حقوق واجب خداوند بر بندگان اين است که به اندازه توانايي خود در خيرخواهي و نصيحت بندگانش کوشش کنند و در راه برقراري حق در ميان خود همکاري نمايند [ و نيز توجه داشته باشيد] هيچگاه نمي توان کسي را يافت هر چند در مقام و منزلت بزرگ باشد و سابقه دار در دين در انجام حقي که به عهده دارد نياز به کمک نداشته باشد. [قابل توجه کسانی که خود يا برخی را فراتر از نقد و نصيحت می دانند!!!] و همچنين هرگز کسي را نتوان پيدا نمود هر چند مردم او را کوچک شمارند و با چشم حقارت وي را بنگرند که در کمک کردن به حق يا کمک به او در انجام حق از او بي نياز بود . &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;انذار و تذکار به برخی زمان داران و رهبران &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt; [ بدانيد] از بدترين حالات زمامداران و رهبران در پيشگاه صالحان اين است که گمان برده شود آنها فريفته تفاخر گشته و کارشان شکل تکبر به خود گرفته .... &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نظر حضرت علی(ع) در مورد خون ريزی به ناحق حکومت&lt;/strong&gt; &lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;... بپرهيز از خونها و خونريزيهاى بناحق. زيرا هيچ چيز، بيش از خونريزى بناحق، موجب كيفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نكشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در ميان مردم‏پردازد، نخستين داورى او درباره خون¬هايى است كه مردم از يكديگر ريخته‏اند. پس‏مباد كه حكومت‏خود را با ريختن خون حرام تقويت كنى، [قابل توجه کسانی که استحکام حکومت را به هر وسيله ای خواهانند] زيرا ريختن چنان خونى‏نه تنها حكومت را ناتوان و سست‏ سازد، بلكه آن را از ميان برمى‏دارد يا به ديگران‏مى‏سپارد ...» &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;خبر خوب حضرت اميرالمومنين (ع) برای ستم ديدگان &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;...و آن که بر بندگان خدا ستم کند خدا به جای بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن کسی را که خدا دشمن گیرد دلیلی از وی نپذیرد و او  با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه که باز گردد و توبه کند، و هیچ چیز چون ستم کردن، نعمت دادن خدا را دگرگون نمی کند، و کیفر او را نزدیک می آورد، که خدا شنوای دعای ستم دیدگان است و در کمین ستمکاران!مرجع بخش های اول تا سوم، خطبه 216&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-473486640800489191?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/473486640800489191/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/07/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/473486640800489191'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/473486640800489191'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title='فرازی کوتاه از نهج البلاغه'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-494282146708883957</id><published>2010-06-02T02:09:00.000-07:00</published><updated>2010-06-02T02:20:23.679-07:00</updated><title type='text'>دستگیری ها رژیم شاه را حفظ نکرد</title><content type='html'>&lt;strong&gt;در شرایطی که گردانندگان جمهوری اسلامی دور تازه ای از فشارهای همه جانبه بر علیه معترضان را آغاز کرده و با نزدیک شدن به سالگرد انتخابات 22 خرداد بازداشت فعالان سیاسی، صنفی و روزنامه نگاران راتشدید کرده و لغو قرار وثیقه زندانیان را در دستور کار قرار داده اند، میرحسین موسوی در تازه ترین اظهاراتش نسبت به سرکوب های اخیر هشدار داد و بار دیگر اعلام کرد که: "این بگیر و ببند ها مسئله را حل نمی کند".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی که در جمع زندانیان پیش از انقلاب سخن می گفت، خطاب به حاضران گفت: "مگر با به زندان انداختن شما رژیم سقوط نکرد؟ رژیم سقوط کرد. من اثرات این دستگیری ها را به خاطر دارم ولی پرسش این است که آیا این دستگیری ها توانست رژیم شاهنشاهی را حفظ کند؟ وضعیت رسانه ای و گردش آزاد اخبار و اطلاعات در جهان، نسبت به دوره ای که شما در زندان بوده اید بسیار متفاوت است. اول صبح با رجوع به چند سایت می توان تمامی اخبار را دریافت کرد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاندیدای معترض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته همچنین خاطرنشان کرد: "ما که نمی خواستیم فقط حکومت تشکیل بدهیم و به نام اسلام چارچوبی تعریف کنیم ولی از محتوا خالی باشد و از آرمان ها و آرزوهایی که برآمده از مکتب و اعتقادات ما بود هیچ نشانی نداشته باشد. اگر قرار باشد که نظام باقی بماند ولی با پر کردن زندان ها یا با زدن و گرفتن دانشجویان و کارگران مسلمان، هنرمندان و سینماگران و روزنامه نگاران آیا می توان از چنین نظامی در جهان دفاع کرد؟"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYh4soO2vI/AAAAAAAAAPw/jK26meKS6B0/s1600/220px-Tehran_protests_%252817%2529.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 220px; height: 331px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYh4soO2vI/AAAAAAAAAPw/jK26meKS6B0/s400/220px-Tehran_protests_%252817%2529.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5478103254679083762" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نخست وزیر سابق کشور در ادامه تصریح کرد: "زمانی آرزوی ما بود که زندانها خالی باشد وجشن بستن زندان اوین را بگیریم، اما حالا آنجا ساختمان سازی می کنیم که حجره های بیشتری داشته باشیم برای حبس بیشتر و هم این نشانی دیگر از انحراف و کج روی ماست که به نتیجه هم نخواهد رسید."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی همچنین خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی اظهار داشت: "برخی گمان می کنند با ایجاد فضای رعب و وحشت می توان امور را اداره کرد در حالی که کشور با آزادی و عدالت اداره می شود نه با زندان اوین."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اظهارات میرحسین موسوی در شرایطی مطرح شده که طی چند هفته اخیر نهادهای امنیتی دایره فشار و محدودیت ها برعلیه معترضان را تنگ تر و در دور تازه ای از سرکوب معترضان افراد مختلفی را در شهرهای مختلف کشور بازداشت کرده اند. همچنین مقامات قضایی و نهاد های امنیتی با نزدیک شدن به سالگرد کودتای انتخاباتی آن دسته از فعالانی را که پس از انتخابات بازداشت شده و پس از چندین ماه زندان با سپردن وثیقه آزاد شده بودند دوباره به زندان ها فرا خوانده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;برای فراموشی کهریزک&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی در بخشی دیگری از اظهاراتش با اشاره به نامشخص بودن نتیجه گزارش حمله به کوی دانشگاه و مسببان این جنایت با انتقاد از مقامات جمهوری اسلامی گفت: "نظامی که نتواند با حمله به خوابگاه دانشجویی به عنوان یک مورد برخورد شجاعانه کند و برای مردم شرح دهد که واقعا در این بین چه اتفاقی افتاده است و با آنهایی که تقلب کرده اند نتواند برخورد کند، نظامی ضعیف است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی در ادامه افزود: "قدرت نظام در این است که این مسائل را شرح دهد یا در مورد کهریزک که می گویند ۳ نفر را محکوم کرده اند. کهریزک یک مسئله ملی است و به همین دلیل باید تمام بحث هایی که در خصوص کهریزک می شود جلوی چشم مردم گفته شود تا تکرار نشود و بعدا مردم هم قانع شوند که عدالت اجرا شده است. همین نتیجه مبهمی که اعلام کردند و ۳ نفر را به قصاص محکوم کردند بگویند این سه نفر چه کسانی هستند و چه ارتباطی با افرادی دارند که اسامی شان در مجلس برده شد، مجلسی که تازه ما می دانیم چقدر گزارش هایش محدود است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاکید بر جنایات روی داده در بازداشتگاه کهریزک از سوی موسوی و اینکه این موضوع "یک مساله ملی است" درحالی  انجام شده که وابستگان دولت مستقر در صدد کمرنگ کردن فجایع روی داده در آن برآمده اند. در همین راستا غلامعلی حدادعادل، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس و از چهره های حامی دولت گفته است: "اتفاقات سال 88 مانند كهریزك را كه ما به آن راضی نبودیم، قابل ‌مقایسه با شكنجه‌های قبل انقلاب نیست."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پدر عروس آیت الله خامنه ای همچنین گفته: "چقدر جای تاسف است، عده‌ای خود را ‌انقلابی می‌دانند و بعضی از آقایانی كه امروز رهبری جنبش را برعهده گرفته‌اند و با ‌مطالعه روزنامه‌ها در آن زمان هیچ سابقه انقلابی از آنها ندیده‌ایم، امروز می‌گویند فردی ‌پیش ما آمده كه می‌گوید در زندان‌ها با نوامیس مردم فلان كارها صورت می‌گیرد و این خبر ‌را قبل از اینكه اثبات شود در اختیار خبرگزاری اسرائیلی یا آمریكایی قرار می‌دهند.‌‌"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;تک صدایی منجر به استبداد و دیکتاتوری می شود&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی در ادامه اظهارات خود در جهت نقد امروز و دیروز جمهوری اسلامی گامی فراتر نهاده و با بیان اینکه "هیچ نظامی بدون اشکال نیست" تصریح کرده: "اگر چار چوب های کلی حفظ می شد ایران ما به سمت خوبی حرکت می کرد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی سپس با اشاره به نزدیکی ایام درگذشت آیت الله خمینی، حضور میلیون ها نفر در تشییع جنازه او را نشانی از پشتیبانی یک ملت از انقلاب و آنچه که در ۱۰ سال اول انقلاب روی داد دانسته و گفته است: "بدون اینکه بخواهیم برخی اشکالات را نادیده بگیریم اما این موضوع نشانی از تحقق بسیاری از ارزش ها بود."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخست وزیر سابق کشور در ادامه اظهاراتش با نگاهی به سالهای جنگ افزوده: "جبهه ها را همیشه نشان حقانیت راه خود می دانستیم و نیز علامتی از اینکه نظام در راستای آرمان هایش موفق بوده است. اما متاسفانه کم کم انحراف پیدا شد و در این سال های اخیر نیز مشکلات بسیاراساسی پیدا کرده ایم به گونه ای که امروز نمی توانیم جواب نسل جوان را بدهیم و حتی هنگامی که برایشان توضیح دهیم که اول انقلاب چه اهدافی مطرح بود و بعد از انقلاب چه تغییراتی در کشور رخ داد باز هم نمی توانیم قانعشان کنیم. دلیل آن هم چیزی نیست جز بیراهه رفتن ما."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی در تشریح فضای قبل از انقلاب و در مقایسه آن با بعد از آن گفته: "پیش از انقلاب آزادی نبود. عناوین کتاب های چاپی و کتاب های اساسی بسیار کم بود و به صورت زیرزمینی دست به دست می چرخید. اما پس از انقلاب نمایشگاه کتاب برپا شد تا نشان داده شوداین نظام، معتقد به برخورداندیشه هاست و به واقع یک انقلاب فرهنگی شکل گرفته است. اما در همین یک مورد آنچه می خواستیم را مقایسه کنید با اتفاقات حیرت آور نمایشگاه کتاب امسال که حتی برخی از رساله ها و کتاب های مراجع را جمع کردند. غرفه کتابهای شهید بهشتی که خود از پایه گذاران نظام هست را حذف کردند و محدودیت مثل همیشه دامن ادبیات و کتاب های علوم انسانی را گرفت و اینها تنها علامت هایی کوچک در دوری از آرمانهای انقلاب است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشاره موسوی به سانسور و جمع آوری گسترده آثار نویسندگان مختلف بود که در نمایشگاه کتاب امسال از سوی مسئولان وزارت ارشاد و نهاد های امنیتی انجام شد؛به گونه ای که حتی آثار برخی از روحانیون و مراجع تقلید مانند آثار آیت الله یوسف صانعی نیز از نمایشگاه کتاب جمع آوری شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی در همین راستا باهشدار نسبت به تداوم این روند، تاکید کرده: "نظام در حال حرکت به سمت تک صدایی است به طوری که هیچ اندیشه دیگری را تحمل نمی کند. تک صدایی خود منجر به استبداد و دیکتاتوری می شود و هیچ کس نیست که نداند اضافه بر استبداد و دیکتاتوری تک صدایی مهم ترین عامل بازدارنده توسعه است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;جنبش سبز؛ یک جریان ادامه دار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی در اظهارات خود در جمع زندانیان سیاسی پیش از انقلاب همچنین تاکید کرده که: "جنبش سبز یک جریان ادامه دار است که نه با بستن و گرفتن و تهدید و زندانی کردن و نه با کشتن متوقف نخواهد شد چرا که مطالبات برآمده از نیازهای واقعی و انسانی ملت ما را دارد. این جنبش یک جنبش چهار فصل است. تجدید حیات می کند، در شکل های مختلف ظاهر می شود. اینطور نیست که برای یک مقطع کوچک باشد و یا ارتباطی به شخص خاص داشته باشد بلکه برآمده از نیازهای ملت ما و در موازات مبارزات طولانی ملت برای نیل به آزادی و عدالت است."&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYh4W6bXOI/AAAAAAAAAPo/0OU-Zm5H9JY/s1600/150px-Green_ribbon_svg.png"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 150px; height: 243px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYh4W6bXOI/AAAAAAAAAPo/0OU-Zm5H9JY/s400/150px-Green_ribbon_svg.png" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5478103248849820898" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی در ادامه در تشریح بازگشت به اصول قانون اساسی گفته است: "زمانی که می گوییم قانون اساسی مسئله روشن است، وقتی می گوییم دروغ و فساد نباشد و عدالت باشد مسئله روشن است. به طور قطع گسترش آگاهی بزرگترین ابزار جنبش است. ما با کسی نمی خواهیم دعوا کنیم. تنها از حقوق خود دفاع می کنیم و ابزارمان همان آگاهی رسانی به مردم است و جلوی کسی را هم سد نمی کنیم. آنها می توانند تبلیغ کنند که ما درست نمی گوییم. ما انتظار نداریم که آنها جوانمردانه عمل کنند، از صدا و سیمایشان گرفته تا باقی رسانه هایشان."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخست وزیر سابق کشور خاطرنشان کرده: "جنبش سبز هدف پیچیده ای ندارد؛ ما فساد و دروغ را نمی خواهیم، می خواهیم مردم احترام داشته باشند، قوه قضاییه درستی داشته باشیم که ظلم نکند. اینگونه نباشد که از کسی اعتراف بگیرند و بر اساس آن وی را اعدام کنند یا او را بزنند و یا زندانی را آزاد کنند و بعد از دو سه هفته با او تماس بگیرند و بگویند مصاحبه کن یا به زندان برگرد! کافیست همین مسائل را برای مردم شرح دهیم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موسوی همچنین بار دیگر با تاکید بر راهکارهای گذشته خود برای خروج کشور از بحران، خطاب به گردانندگان حکومت اسلامی گفته: "همیشه می گویم کسانی که این زندان های وسیع را ایجاد کرده اند چقدر با واقعیت بیگانه اند. ما چقدر فرصت داشتیم در ماه رمضان و عیدهای مذهبی و ملّی اعلام کنیم که جدای از گذشته ها  آزادانه به اصول بازگردیم. این خود به خود مردم را خوشبین می کرد. اکنون نیز اگر بگویند انتخابات آزاد و رقابتی برگزار خواهیم کردو تقلبی در کار نخواهد بود خواهید دید که مردم قطعا نفس راحتی می کشند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این تاکید مهندس موسوی اشاره به پنج راهکاری است که او در بیانیه های مختلف اش از جمله بیانیه شماره 17 به حاکمان جمهوری اسلامی ارایه کرده و طی آنها خواستار "اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت، مجلس و قوه قضاییه"، "تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات"، "آزادی زندانیان سیاسی و احیای حیثیت و آبروی آنها"، "آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده" و "به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و گروه ها" شده است.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-494282146708883957?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/494282146708883957/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/06/blog-post_6789.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/494282146708883957'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/494282146708883957'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/06/blog-post_6789.html' title='دستگیری ها رژیم شاه را حفظ نکرد'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYh4soO2vI/AAAAAAAAAPw/jK26meKS6B0/s72-c/220px-Tehran_protests_%252817%2529.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8025062700285143323</id><published>2010-06-02T01:51:00.000-07:00</published><updated>2010-06-02T01:54:08.485-07:00</updated><title type='text'>کعبه دل</title><content type='html'>&lt;strong&gt;دل خوش از آنيم که حج ميرويم&lt;br /&gt; غافل از آنيم که کج ميرويم&lt;br /&gt;کعبه به ديدار خدا ميرويم   &lt;br /&gt;او که همينجاست کجا ميرويم&lt;br /&gt;حج بخدا جز به دل پاک نيست&lt;br /&gt;شستن غم از دل غمناک نيست&lt;br /&gt;دين که به تسبيح و سر وريش نيست&lt;br /&gt;هرکه علي گفت که درويش نيست&lt;br /&gt;صبح به صبح در پي مکر و فريب &lt;br /&gt;شب همه شب گريه و امن يجيب&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8025062700285143323?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8025062700285143323/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/06/blog-post_02.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8025062700285143323'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8025062700285143323'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/06/blog-post_02.html' title='کعبه دل'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8883728825166621631</id><published>2010-06-02T00:59:00.000-07:00</published><updated>2010-06-02T01:51:29.043-07:00</updated><title type='text'>موسی وشبان</title><content type='html'>&lt;strong&gt;داستانی را که همه ی ایرانیان از کودکی در کتاب مولانا به یاد داشتند ، همای به گونه ای سروده بود که گویا چوپان کوه های تالش با خدایش سخن می گفت.. &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;چندماه پیش اپرای موسی وشبان توسط ارکستربزرگی به رهبری "شهردادروحانی" وهمراهی گروه مستان به سرپرستی وخوانندگی "پروازهمای" درتالار بزرگ والت دیزنی درلس آنجلس اجرا شد.دراین اپرا "سلی"خواننده معروف پیش از انقلاب نقش "موسی"و"همای"هم نقش شبان راایفاکردند.برنامه ای که به گواه کارکنان تالار بی سابقه بوده است.(ازهمه نظر:زیبایی،استقبال مردمی ،شیوه اجراو...)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYasUUClSI/AAAAAAAAAPQ/PmPKA7uUrtA/s1600/2.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 266px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYasUUClSI/AAAAAAAAAPQ/PmPKA7uUrtA/s400/2.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5478095345412117794" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما آنچه این اجرا رامتمایز می کند،سروده ای ازخود "پروازهمای"است که به نوعی مکمل داتان زیبای "مولانا"می باشد.در این اپرا تنها ازچند بیت ابتدایی سروده"مولوی"استفاده شدوباقی برنامه باسروده زیبای "همای"وهنرنمایی اووسلی ادامه یافت.&lt;br /&gt;بی مناسبت ندیدم بخشی ازداستان "موسی وشبان مولوی"وبخشی نیز ازسروده"همای"که اززبان شبان خطاب به موسی می باشدرادراینجا ذکر کنم.&lt;br /&gt;(گروه مستان که از سوی چند جوان مستعد وهنرمند ایرانی به سرپرستی پرواز همای تشکیل شده وموسیقی اصیل ایرانی را باشیوه ای بدیع والبته اشعار بسیار زیبا وخاص درمدح معبود،بیان میکند،پس ازاجرای چند کنسرت درایران که بااستقبال چشمگیری ازسوی هنردوستان روبرو شد،ازسوی دولت ایران ووزارت ارشاد درداخل ممنوع الفعالیت گردید.چرا؟؟!!!)&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYasLbTJII/AAAAAAAAAPI/htJNcB1idLo/s1600/1.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 330px; height: 219px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYasLbTJII/AAAAAAAAAPI/htJNcB1idLo/s400/1.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5478095343026644098" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt; ديد موسي يک شباني را براه  &lt;br /&gt; کو همي‌گفت اي گزيننده اله&lt;br /&gt;تو کجايي تا شوم من چاکرت  &lt;br /&gt; چارقت دوزم کنم شانه سرت&lt;br /&gt;جامه‌ات شويم شپشهاات کشم  &lt;br /&gt; شير پيشت آورم اي محتشم&lt;br /&gt;دستکت بوسم بمالم پايکت  &lt;br /&gt; وقت خواب آيد بروبم جايکت&lt;br /&gt;اي فداي تو همه بزهاي من  &lt;br /&gt; اي بيادت هيهي و هيهاي من&lt;br /&gt;اين نمط بيهوده مي‌گفت آن شبان  &lt;br /&gt; گفت موسي با کي است اين اي فلان&lt;br /&gt;گفت با آنکس که ما را آفريد  &lt;br /&gt;    اين زمين و چرخ ازو آمد پديد&lt;br /&gt;گفت موسي هاي بس مدبر شدي  &lt;br /&gt;     خود مسلمان ناشده کافر شدي&lt;br /&gt;اين چه ژاژست اين چه کفرست و فشار &lt;br /&gt;         پنبه‌اي اندر دهان خود فشار&lt;br /&gt;گند کفر تو جهان را گنده کرد  &lt;br /&gt;  کفر تو ديباي دين را ژنده کرد&lt;br /&gt;چارق و پاتابه لايق مر تو راست  &lt;br /&gt;    آفتابي را چنينها کي رواست&lt;br /&gt;گر نبندي زين سخن تو حلق را  &lt;br /&gt;        آتشي آيد بسوزد خلق را&lt;br /&gt;با کي مي‌گويي تو اين با عم و خال؟ &lt;br /&gt; جسم و حاجت در صفات ذوالجلال؟!&lt;br /&gt;شير او نوشد که در نشو و نماست   &lt;br /&gt;                 چارق او پوشد که او محتاج پاست&lt;br /&gt;گفت اي موسي دهانم دوختي  &lt;br /&gt; وز پشيماني تو جانم سوختي&lt;br /&gt;جامه را بدريد و آهي کرد تفت  &lt;br /&gt; سر نهاد اندر بياباني و رفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وحي آمد سوي موسي از خدا  &lt;br /&gt; بنده‌ي ما را ز ما کردي جدا&lt;br /&gt;تو براي وصل کردن آمدي  &lt;br /&gt;  يا براي فصل کردن آمدي&lt;br /&gt;هر کسي را سيرتي بنهاده‌ام  &lt;br /&gt; هر کسي را اصطلاحي داده‌ام&lt;br /&gt;ما زبان را ننگريم و قال را  &lt;br /&gt;  ما روان را بنگريم و حال را&lt;/strong&gt;..........&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYbW2gYmcI/AAAAAAAAAPg/qIMgY9_LwJI/s1600/4.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 266px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYbW2gYmcI/AAAAAAAAAPg/qIMgY9_LwJI/s400/4.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5478096076145203650" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخش هایی از سروده های همای در بخش پایانی که چوپان در جواب موسی خواند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خدا از هرچه پنداری جدا باشد &lt;br /&gt;خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد &lt;br /&gt;نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد &lt;br /&gt;که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد &lt;br /&gt;هراس از وی ندارم من &lt;br /&gt;هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من &lt;br /&gt;خدایا بیم از آن دارم &lt;br /&gt;مبادا رهگذاری را بیازارم &lt;br /&gt;نه جنگی با کسی دارم نه کس با من &lt;br /&gt;بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟ &lt;br /&gt;نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان &lt;br /&gt;نه از کفر و نه از ایمان &lt;br /&gt;نه از دوزخ نه از حرمان &lt;br /&gt;نه از فردا نه از مردن &lt;br /&gt;نه از پیمانه می خوردن &lt;br /&gt;خدا را می شناسم از شما بهتر &lt;br /&gt;شما را از خدا بهتر &lt;br /&gt;خدا را می شناسم من &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8883728825166621631?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8883728825166621631/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/06/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8883728825166621631'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8883728825166621631'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='موسی وشبان'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAYasUUClSI/AAAAAAAAAPQ/PmPKA7uUrtA/s72-c/2.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-5506622396286537258</id><published>2010-05-31T01:33:00.000-07:00</published><updated>2010-06-02T00:59:03.340-07:00</updated><title type='text'>بنای باشكوه ايرانى که جزء عجایب هفت گانه ی دنیا نشد</title><content type='html'>&lt;strong&gt;بنايي با معماري‌ خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران به اشتباه، نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نمي‌دانستند. آن زمان فكر مي‌كردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است. &lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAN1Sxt7ZeI/AAAAAAAAAOw/ueolp6M4bRs/s1600/2.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 300px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAN1Sxt7ZeI/AAAAAAAAAOw/ueolp6M4bRs/s400/2.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5477350537256723938" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ديوار درون اين ساختمان واژه«کعبه» حکاکي شده است. در کتاب‌هاي زرتشتي آمده است که حضرت زرتشت «زاراتشترا» در اين محل، نيايش مي‌کرده است. اعراب، واژه کعبه را از پارسي پهلوي گرفتند. همانگونه که در زمان داريوش کبير به كشور «عمان» امروزي «مکه» مي‌گفتند؛ بنابراين كلمه مكه نيز فارسي است. &lt;br /&gt;در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع مي‌شود که نخستین اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يک‌بار نوروز از ايران آغاز مي‌شود. آخرين‌باري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال آينده هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع خواهد شد. &lt;br /&gt;از زمان حمله اعراب به ايران تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا كشف نشده بود. خوشبختانه پژوهشگر ايراني «رضا مرادي غياث‌آبادي» كه تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته است، نتيجه كشف خود را در كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقي‌هاي ايران» توسط انتشارات «نويد شيراز» به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا امروز حدس مي‌زدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي يا محل گنجينه دربار و يا آتشكده معبد بوده است. اما غياث‌آبادي با تحقيقات خود ثابت كرد اين بنا با مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در سرتاسر جهان، پيشرفته‌ترين، دقيق‌ترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان است. اين در حالي است كه تا پیش از اين بنا هم «چارطاقي‌ها» در نقاط گوناگون ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوه‌اي بسيار ساده اما دقيق و حرفه‌اي بر عهده داشتند. &lt;br /&gt;تمامي بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان تنها مي‌توانند روزهاي ويژه ای از سال (مانند روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات روزهاي مختلف سال و ماه‌ها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا مي‌توانستند بسياري از مناسبت‌ها و جشن‌هاي سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقيق آنها آگاه شوند. &lt;br /&gt;بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور (به تصور آتشكده) يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده است. ولي خوشبختانه تعدادي هم مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»، سالم مانده و براي ما و نسل‌هاي پس از ما باقي مانده‌اند. &lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAN1TtEjxbI/AAAAAAAAAPA/SZMRMjDZWsI/s1600/0.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 297px; height: 400px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAN1TtEjxbI/AAAAAAAAAPA/SZMRMjDZWsI/s400/0.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5477350553189336498" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم هيچ‌گونه انعكاس و جنجالي به پا نشد! &lt;br /&gt;اين بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه بايد سازندگان آن از بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان آگاهي مي‌بودند. حال آنكه بسیاری از آنها را مانند كروي بودن كره زمين و گردش زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام خودشان ثبت كردند! &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-5506622396286537258?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/5506622396286537258/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/blog-post_31.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5506622396286537258'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5506622396286537258'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/blog-post_31.html' title='بنای باشكوه ايرانى که جزء عجایب هفت گانه ی دنیا نشد'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/TAN1Sxt7ZeI/AAAAAAAAAOw/ueolp6M4bRs/s72-c/2.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-6530337469277227545</id><published>2010-05-04T07:20:00.000-07:00</published><updated>2010-05-04T07:22:22.491-07:00</updated><title type='text'>رئيس موزه ملي ايران</title><content type='html'>خوب به عکس زیر دقت کنید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S-AtgSrIk6I/AAAAAAAAAOo/aX_EMVV-St8/s1600/untitled.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 342px; height: 275px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S-AtgSrIk6I/AAAAAAAAAOo/aX_EMVV-St8/s400/untitled.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5467419980419601314" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن خانمی که وسط نشسته و خیلی شبیه همان هدیه خانم تهرانی است که وام بلاعوض 80 میلیونی از دولت برای برپایی نمایشگاه عکس گرفت را می‌بینید؟ خب ایشان همان هدیه تهرانی است. نفر سمت چپ ایشان که شبیه اسلامشناس بزرگ جناب رحیم مشائی است که علاقه فراوانی به سلبریتی‌ها دارد هم که خود آن جناب است. می‌ماندنفر سمت راست هدیه خانم که با فاصله زیادی (البته نسبی) از ایشان نشسته است. ایشان همان سرکار خانم آزاده اردکانی مورد نظر است که تنها عکسی که از ایشان توانستیم پیدا کنیم همین عکس است. خانم اردکانی اخیرا رئیس موزه ملی ایران شده است. ایشان متولد سال 1357 است، مدرک لیسانس میکرب‌شناسی از دانشگاه آزاد دارد و گویا زبان انگلیسی‌شان هم خوب است. این تنها اطلاعاتی‌ست که ما از این بانوی جوان داریم. اما بر اساس همین اطلاعات من ایشان را برای ثبت شدن جزو مفاخر و آثار ملی بر خودم مقدم می دارم. چند تا از این دلایل:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- خانم اردکانی جوان‌ترین رئیس موزه ملی ایران در طول تاریخ است و این قطعا یک افتخار برای زنان ایرانی، جوانان ایرانی و دختران لیسانسه ایرانی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- بعضی می‌گویند ایشان هیچ سابقه‌ای در امر میراث فرهنگی و موزه‌داری ندارد اما بر طبق جوابیه‌های تند و تیز سازمان میراث فرهنگی، خانم اردکانی دارای 5 سال سابقه کار در این سازمان است. با قبول همین فرض باز هم ایشان از لحاظ سابقه کار هم در میان تمام روسای موزه‌های ملی رکورددار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- آزاده خانم اردکانی با داشتن لیسانس میکرب شناسی ازدانشگاه آزاد بر صندلی ریاست موزه ملی با حدود 550هزار شيء باستاني ايران تکیه زده است. جایگاهی که نخستین بار دکتر آندره گورا و بعدا باستان‌شناسان مشهوری چون دكتر نگهبان، سيف الله كامبخش فرد، مصطفوي، معصومي، باقرزاده و كارگر بر آن تکیه زدند. همین امر نشان از قابلیت‌های علمی و عملی شگفت‌انگیز ایشان دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- وی یکی از شگفتی‌های عرصه مدیریت است که با حدود سی سال سن علاوه بر مدیر موزه ملی، مدیر سایت میراث آریا (chtn)، مدیر نشریه داخلی سازمان میراث فرهنگی (پارسه) و مدیر نشریه آغاز و مدیریت خبرگزاری «بنا» هم هست که این امر نشان‌دهنده توانایی مدیریت جامع الاطراف وی است. در زمینه جهش مدیریتی هم به خاطر آنکه فقط 20 روز پس از انتصاب به عنوان معاون موزه، رئیس آن شد در دنیا رکورددار است&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-6530337469277227545?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/6530337469277227545/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/blog-post_7358.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6530337469277227545'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6530337469277227545'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/blog-post_7358.html' title='رئيس موزه ملي ايران'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S-AtgSrIk6I/AAAAAAAAAOo/aX_EMVV-St8/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-2069106538469503510</id><published>2010-05-04T07:12:00.000-07:00</published><updated>2010-05-04T07:13:24.974-07:00</updated><title type='text'>کانديداي شعر برگزيده سال 2005</title><content type='html'>&lt;em&gt;اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده. توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره :&lt;/em&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;When I born , I Black , When I grow up , I Black ,&lt;br /&gt;When I go in Sun , I Black , When I scared , I Black ,&lt;br /&gt;When I sick , I Black , And when I die , I still black...&lt;br /&gt;And you White fellow,&lt;br /&gt;When you born , you pink , When you grow up , you White,&lt;br /&gt;When you go in Sun , you Red , When you cold , you blue,&lt;br /&gt;When you scared , you yellow , When you sick , you Green,&lt;br /&gt;And when you die , you Gray...&lt;br /&gt;And you call me colored???.. .. ........"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم،&lt;br /&gt;وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم،&lt;br /&gt;وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم....&lt;br /&gt;و تو، آدم سفيد،&lt;br /&gt;وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي،&lt;br /&gt;وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي،&lt;br /&gt;وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي،&lt;br /&gt;و وقتي مي ميري، خاکستري اي...&lt;br /&gt;و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟.......... &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-2069106538469503510?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/2069106538469503510/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/2005.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/2069106538469503510'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/2069106538469503510'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/2005.html' title='کانديداي شعر برگزيده سال 2005'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8316626869202562655</id><published>2010-05-04T07:03:00.000-07:00</published><updated>2010-05-04T07:10:37.972-07:00</updated><title type='text'>ضررهای آب معدنی</title><content type='html'>&lt;em&gt;نیروهای ناتو به دلیل آلودگی آب بعضی از نقاط افغانستان درخواست حجم خیلی زیادی آب معدنی از ایران داد که بعد از ورود اولین محموله تمام بطری های آب معدنی به دلیل وجود مواد سرطان زا به ایران عودت داده شد. جالبه که خیلی ها این خبر را خواندند ولی هیچوقت به این قضیه فکر نکردند چرا بطری های آب معدنی که الان نزدیک یک دهه در ایران و بین قشر زیادی از مردم استفاده میشود اینطور سرطان زا شناخته میشود؟توی اروپا آب های معدنی فقط یک هفته اعتبار دارند ، ولی در ایران خیلی هفته&lt;/em&gt;!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا با دقت مطالب زیر را بخوانید تا متوجه شوید قضیه از چه قراره؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طبق نظر تمام حکما و علما آب سالم، آبی است که وقتی شما آن را در یک ظرف میریزید و در یک محیط راکد (مثل اتاق) قرار میدهید، این آب باید ظرف 48 ساعت بو بگیره و شروع کنه به گندیدن..... خوب حالا شما تشریف ببرید یک بطری آب معدنی بگیرید و توی یک کاسه بریزید و 6 ماه صبر کنید! اصلا" 10 سال صبر کنید.میبینید که کوچکترین بوئی نمیگیره....آب شیر بعضی از شهرهای ایران هم همین خاصیت عدم گندیدن و بو گرفتن را داره....&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S-AqpUHiOGI/AAAAAAAAAOg/cuf5tiTvlNo/s1600/p214_1.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 186px; height: 400px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S-AqpUHiOGI/AAAAAAAAAOg/cuf5tiTvlNo/s400/p214_1.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5467416836891097186" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;دلیلش اینه که شرکت های بسته بندی آب های معدنی برای ماندگاری بیشتر آب های توی بطری ، داخل آن به به ازاء هر یک لیتر به اندازه نیم میلی گرم فلوراید میریزند که این ماده شدیدا" نگهدارنده و بدون بو هستش و برای یک بدن 100 کیلوئی خطرناک و سرطان زا است.&lt;br /&gt; همین فلوراید وقتی با آب وارد بافت بدن شما میشود، درون بافت قرار گرفته و آب خارج میگردد و بدن بصورت اتومات دور آن لایه لزج محافظ ایجاد میکند که به مرور بافت های شما بزرگتر میشود و به همین دلیل صبح ها احساس میکنید بدن شما ورم کرده یا چاق شده ائید. اصولا" بعضی از خانمها میگویند آب میخوریم چاق میشویم! دلیل این امر وجود همین ماده میباشد.&lt;br /&gt; بهترین کار برای سلامت بدن اینه که آب شرب خود را در یک ضرف مسی بجوشانید و در یخچال بگذارید تا خنک شود. بعد از 45 روز میبینید که چطور بدن شما جمع و جور شده و به اصطلاح وزن شما در بدن شما بطور دقیق تقسیم میشود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8316626869202562655?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8316626869202562655/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/blog-post_04.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8316626869202562655'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8316626869202562655'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/blog-post_04.html' title='ضررهای آب معدنی'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S-AqpUHiOGI/AAAAAAAAAOg/cuf5tiTvlNo/s72-c/p214_1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-5583660428808525037</id><published>2010-05-04T07:01:00.000-07:00</published><updated>2010-05-04T07:03:46.470-07:00</updated><title type='text'>اگر كوسه ها ادم بودند</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;em&gt;برتولت برشت &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دختر کوچولو پرسيد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر كوسه ها آدم بودند، با ماهي هاي كوچولو مهربانتر مي شدند؟&lt;br /&gt;آقای كي گفت : اگر كوسه ها آدم بودند،&lt;br /&gt;توی دريا براي ماهي ها جعبه های محكمي مي ساختند،&lt;br /&gt;همه جور خوراكي توی آن مي گذاشتند،&lt;br /&gt;مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد. &lt;br /&gt;برای آن كه هيچ وقت دل ماهي كوچولو نگيرد،&lt;br /&gt;گاهگاه مهماني های بزرگ بر پا مي كردند،&lt;br /&gt;چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است!&lt;br /&gt;برای ماهی ها مدرسه مي ساختند وبه آن ها ياد مي دادند&lt;br /&gt;كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند&lt;br /&gt;درس اصلي ماهي ها اخلاق بود&lt;br /&gt;به آن ها مي قبولاندند&lt;br /&gt;كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار برای يك ماهي اين است&lt;br /&gt;كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقديم يك كوسه كند&lt;br /&gt;به ماهی كوچولوها ياد مي دادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند&lt;br /&gt;و چه جوری خود را برای يك آينده زيبا مهيا كنند&lt;br /&gt;آينده ای كه فقط از راه اطاعت به دست مي یاييد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر كوسه ها ادم بودند،&lt;br /&gt;در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:&lt;br /&gt;از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگي مي كشيدند،&lt;br /&gt;ته دريا نمايشنامه به روی صحنه مي آوردند كه در آن ماهي كوچولو های قهرمان شاد و شنگول به دهان كوسه ها شيرجه مي رفتند.&lt;br /&gt;همراه نمايش، آهنگهاي مسحور كننده يی هم مي نواختند كه بي اختيار&lt;br /&gt;ماهي های كوچولو را به طرف دهان كوسه ها مي كشاند.&lt;br /&gt;در آنجا بي ترديد مذهبی هم وجود داشت كه به ماهي ها می آموخت&lt;br /&gt;زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود . . .&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-5583660428808525037?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/5583660428808525037/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5583660428808525037'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5583660428808525037'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='اگر كوسه ها ادم بودند'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8434345440335723078</id><published>2010-04-21T21:45:00.001-07:00</published><updated>2010-04-21T21:56:04.078-07:00</updated><title type='text'>باطل کنیم....</title><content type='html'>&lt;em&gt;&lt;strong&gt;استاد مصطفي‌ ملكيان‌&lt;br /&gt; توصیف  علل و عوامل فرهنگی عقب‌ماندگي‌ ايرانيان‌ &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;(این متن،مربوط به سخنرانی چند سال پیش استاد ملکیان درجمع اصلاح طلبان می باشد.) &lt;br /&gt;++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;بیست عامل عقب ماندگی ایرانیان ازنظراستاد:&lt;br /&gt;1. پيشداوري‌، 2. دگماتيسم‌ وجمود، 3. خرافه‌پرستي‌، 4. بهادادن‌ به‌ داوري‌هاي‌ ديگران‌ نسبت‌ به‌ خود، 5. همرنگي‌ با جماعت‌، 6. تلقين‌پذيري‌، 7. القاپذيري‌، 8. تقليد، 9. تعبد، 10. شخصيت‌پرستي‌، 11. تعصب‌، 12. اعتقاد به‌ برگزيدگي‌، 13. تجربه‌ نيندوختن‌ از گذشته‌، 14. جدي‌ نگرفتن‌ زندگي‌، 15. ديدگاه‌ مبتذل نسبت‌ به‌ كار، 16. قائل‌ نبودن‌ به‌ رياضت‌، 17. از دست‌ رفتن‌ قوه‌ تميز بين‌ خوشايند و مصلحت‌، 18. زياده‌گويي‌، 19. زبان‌ پريشي‌، 20. ظاهرنگري‌.  &lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*************************************************************************************&lt;br /&gt;در صد سال‌ اخير بیشتر كساني‌ كه‌ درباره‌ مشكلات‌ جامعه‌ سخن‌ گفته‌ و مطالعه‌ كرده‌اند، معمولا مجموعه‌ علل‌ و عواملي‌ را كه‌ باعث‌ اين‌ همه‌ مشكلات‌ علمي‌ و مسائل‌ نظري‌ براي‌ جامعه‌ شده‌ است‌ و بيچارگي‌ و بدبختي‌ جامعه‌ ما را فراهم آورده را  در سه‌ محور كندوكاو كرده‌اند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اولين‌ محور مداخله‌ كشورهاي‌ خارجي‌، استعمار و انواع‌ و اقسام‌ سلطه‌طلبي‌ها بوده‌ است‌. دومين‌ نكته‌ رژيم‌هاي‌ سياسي‌ حاكم‌ و مساله‌ سوم‌ تلقي‌ مردم‌ از دين‌ بوده‌ است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اين‌ سه‌ عامل‌ تاكنون‌ بيشتر مورد تاكيد بوده‌ است‌ و بسته‌ به‌ ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ بر يكي‌ از اين‌ عوامل‌ بيشتر تاكيد شده‌ است‌. اگرچه‌ معمولا كسي‌ هم‌ نيست‌ كه‌ دو عامل‌ را انكار كرده‌ باشد. اما مساله‌اي‌ كه‌ مهمتر از اين‌ سه‌ عامل‌ است‌ وضع‌ فرهنگي‌ مردم‌ است‌. به‌ تعبير ديگر آسيب‌شناسي‌ فرهنگي‌ مردم‌ ايران‌ و اينكه‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگي‌ چه‌ امور نامطلوبي‌ در ذهن‌ و ضميرشان‌ راسخ‌ شده‌ است‌. بنابراين‌ سخنان‌ من‌ به‌ معناي‌ انكار سه‌ عامل‌ ديگر نيست‌. ولي‌ تاكيد بر اين‌ است‌ كه‌ مهم‌تر ازآن‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ ماست‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در باب‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ هم‌ من‌ يك‌ تفسير دوگانه‌ دارم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;من‌ معتقدم‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ از ماست‌ كه‌ بر ماست‌ و اينكه‌ گفته‌ مي‌شود ما بايد از درون‌ تغيير كنيم‌ دو نوع‌ تغييركردن‌ مراد است‌ كه‌ من‌ به‌ يك‌ نوع‌ آن‌ مي‌پردازم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;گاه‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ ما بايد عوض‌ شويم،‌ يعني‌ تا ما رفتار اخلاقي‌ سالمي‌ نداشته‌ باشيم‌ وضعمان‌ بهبود پيدا نمي‌كند و اين‌ نكته‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ سود سرانجام‌ و بالمآل همه‌ در اخلاقي‌ زيستن‌ است‌. اين‌ اخلاقي‌ زيستن‌ يكي‌ از دو بخش‌ مطلب‌ محل‌ اشاره‌ من‌ است‌. اما وضع‌ فرهنگي‌ به‌ بحث‌ اخلاقي‌ ما بستگي‌ ندارد و به‌ يك‌ سري‌ نگرش‌هاي‌ ذهني‌ هم‌ بستگي‌ دارد و من‌ مي‌خواهم‌ به‌ اين‌ نگرش‌هاي‌ ذهني‌ بپردازم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نگرش‌هاي‌ ذهني‌ اموري‌ هستند كه‌ آگاهانه‌ يا ناآگاهانه‌ در ما راسخ‌ شده‌اند و ما در همه‌ كنش‌ها و واكنش‌ها تحت‌تاثير اين‌ نگرش‌ها هستيم‌ كه‌ لزوما جنبه‌ اخلاقي‌ هم‌ ندارد و براي‌ تغيير آنها نبايد رفتار اخلاقي‌ ما تغيير كند. برعكس‌ اين‌ نگرش‌ها هستند كه‌ اخلاق‌ ما را به‌ سمت‌ ناسالمي‌ مي‌كشند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;مي‌شد اين‌ نگرش‌ها را تحت‌ عنوان‌ جامعه‌شناسي‌ قوم‌ ايراني‌ بحث‌ كرد. اما موضوع‌ بحث‌ من‌ درباره‌ جامعه‌شناسي‌ ايران‌ معاصر نيست‌. به‌ تعبير ديگر من‌ به‌ اين‌ بحث‌ نمي‌پردازم‌ كه‌ شاخه‌اي‌ از روان‌شناسي‌، روان‌شناسي‌ اقوام‌ است‌ و شاخه‌اي‌ از جامعه‌شناسي‌ و روان‌شناسي‌ مربوط‌ به‌ اقوام‌ است‌. بنابراين‌  این سخنان‌ را نبايد در عداد كتاب‌ روح‌ ملت‌هاي‌ زيگفريد يا نوشته‌ مرحوم‌ بازرگان‌ كه‌ گفتند زيگفريد به‌ روح‌ ملت‌ ايران‌ نپرداخته‌ و من‌ به‌ روح‌ ملت‌ ايراني‌ مي‌پردازم‌ تا نوشته‌ كامل‌تري‌ ‌شود قرار داد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آن‌ بخش‌ از مسائل‌ فرهنگي‌ كه‌ به‌ نگرش‌هاي‌ ايرانيان‌ مربوط‌ مي‌شود من‌ بيست‌ عامل‌ را احصا كرده‌ام‌. استدلال‌هاي‌ من‌ هم‌ بر اين‌ مطالب‌ بيشتر درون‌نگرانه‌ است‌. يعني‌ مخاطب‌ بايد به‌ درون‌ خودش‌ مراجعه‌ كند و ببيند كه‌ در خودش‌ چنين‌ حالتي‌ وجود دارد يا اگر وجود دارد مي‌توان‌ گفت‌ سخن‌ روي‌ ثواب‌ دارد. &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;1.  پيشداوري‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اولين‌ خصوصيتي‌ كه‌ در ما وجود دارد، پيشداوري‌هاي‌ فراوان‌ نسبت‌ به‌ بسياري‌ از امور است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اگر هر كدام‌ از ما به‌ درون‌ خودمان‌ رجوع‌ كنيم‌ پيشداوريهاي‌ فراوان‌ مي‌بينيم‌. اين‌ پيش‌داوري‌ها در كنش‌ و واكنش‌هاي‌ اجتماعي‌ ما تاثيرات‌ منفي‌ زيادي‌ دارد. معمولا وقتي‌ گفته‌ مي‌شود پيشداوري‌، بيشتر پيشداوري‌ منفي‌ محل‌ نظر است‌ ولي‌آثار مخرب‌ پيشداوري‌ منحصر به‌ پيشداوري‌ منفي‌ نيست‌. پيشداوري‌هاي‌ مثبت‌ هم‌ آثار مخرب‌ خود را دارد. از جمله‌ خوشبيني‌هاي‌ نابه‌جا كه‌ نسبت‌ به‌ برخي‌ افراد و قشرها و لايه‌هاي‌ اجتماعي‌ داريم‌.   &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;2. دگماتيسم‌ وجمود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;نوعي‌ دگماتيسم‌ و جمود در ما ريشه‌ كرده‌ است‌. من‌ اصلا تحقيقات‌ روانشناختي‌ و تحقيقات‌ تاريخي‌ در اين‌باره‌ ندارم‌ كه‌ چرا ملت‌ ايران‌ تا اين‌ حد اهل‌ جزم‌ و جمود است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;يعني‌ واقعيت‌ آن‌ براي‌ من‌ محل‌ انكار نيست‌ اگرچه‌ تبيينش‌ براي‌ من‌ امكان‌پذير نيست‌. آنچه‌ كه‌ در ما وجود دارد كه‌ از آن‌ به‌ جزم‌ و جمود تعبير مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ باور ما يك‌ ضميمه‌اي‌ دارد. يعني‌ ممكن‌ است‌ كه‌ ما معتقد باشيم‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ درست‌ است،‌ اين‌ سالم‌ است‌ اما اگر معتقد باشيم‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ محال‌ است‌ كه‌ درست‌ نباشد. اين‌ "محال‌ است"،‌ انسان‌ را تبديل‌ به‌ انسان‌ دگمي‌ مي‌كند. و ما كمتر مي‌شود كه‌ به‌ چيزي‌ معتقد باشيم‌ و يك‌ "محال‌ است"‌ منضم‌ به‌ اين‌ اعتقادمان‌ نباشد. به‌ تعبير ديگر وقتي‌ ما يك‌ عقيده‌ داريم‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ يك‌ عقيده‌ دوم‌ داريم‌ كه‌ گريزناپذير است‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ نباشد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;3. خرافه‌پرستي‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;ويژگي‌ ديگر ما خرافه‌پرستي‌ است‌ هم‌ خرافه‌ در بافت‌ ديني‌ و مذهبي‌ و هم‌ در بافت‌هاي‌ غير ديني‌ و مذهبي‌، خرافه‌ در بافت‌ مذهبي‌ يعني‌ چيزي‌ كه‌ در دين‌ نبوده‌ و در آن‌ وارد شده‌ است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اما مهم‌تر اين‌ است‌ كه‌ به‌ معناي‌ سكولار آن‌ هم‌ خرافه‌پرست‌ هستيم‌. خرافي‌ به‌ معناي‌ باور آوردن‌ به‌ عقايدي‌ كه‌ هيچ‌ شاهدي‌ به‌ سود آن‌ وجود ندارد ولي‌ ما همچنان‌ آن‌ عقايد را در كف‌ داريم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اين‌ سه‌ مساله‌ را مي‌توان‌ سه‌ فرزند استدلال‌ ناگرايي‌ ما دانست‌. هر كه‌ اهل‌ استدلال‌ نباشد اهل‌ اين‌ سه‌ است‌ بنابراين‌ راه‌حل‌ درمان‌ اين‌ سه‌ تقويت‌ روحيه‌ استدلال‌گرايي‌ است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;4. بهادادن‌ به‌ داوري‌هاي‌ ديگران‌ نسبت‌ به‌ خود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ما به‌ ندرت‌ در "مني"‌ كه‌ از خودمان‌ تصور داريم‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ و هميشه‌ توجه‌مان‌ به‌ "مني"‌ است‌ كه‌ ديگران‌ از ما تصور دارند و هميشه‌ ترازوي‌ ما در بيرون‌ ماست‌. اين‌ بهادادن‌ به‌ داوري‌هاي‌ ديگران‌ علت‌العلل‌ يك‌سري‌ مشكلات‌ فرهنگي‌ جامعه‌ ماست‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;5. همرنگي‌ با جماعت‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نكته‌ پنجم‌ ناشي‌ از نكته‌ چهارم‌ است‌ به‌ اين‌ معنا كه‌ ما هيچ‌وقت‌ در برابر جمهوري‌ كه‌ با آن‌ سروكار داريم‌، نتوانسته‌ايم‌ سخنی بگوييم‌ كه‌ در مقابله‌ با آن‌ است‌ و هميشه‌ همرنگ‌ شدن‌ با جماعت‌ براي‌ ما مهم‌ است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;6. تلقين‌پذيري‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; تلقين‌ يعني‌ رأيي‌ را بيان‌ كردن‌ و آراي‌ مخالف‌ را بيان‌ نكردن‌ و مخاطب‌ را در معرض‌ همين‌ راي‌ قرار دادن‌. هر وقت‌ شما در برابر هر عقيده‌اي‌ نظر مخالفان‌ آن‌ را هم‌ خواستيد نشان‌ مي‌دهد كه‌ تلقين‌پذير نيستيد. تلقين‌پذيري‌ يعني‌ قبول‌ تك‌آوايي‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;7. القاپذيري‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;القاپذيري‌ به‌ لحاظ‌ روان‌شناختي‌ با تلقين‌پذيري‌ متفاوت‌ است‌. در القا يك‌ راي‌ آنقدر تكرار مي‌شود تا تكرار جاي‌ دليل‌ را بگيرد. اگر من‌ گفتم‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ شما از من‌ انتظار دليل‌ داريد اما من‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ دليل‌ بياورم‌ 200 بار فلان‌ گزاره‌ را تكرار مي‌كنم‌ و كم‌كم‌ ما فكر مي‌كنيم‌ كه‌ تكرار مدعا جاي‌ دليل‌ را مي‌گيرد. يعني‌ به‌ جاي‌ اقامه‌ دليل‌ خود مدعا تكرار مي‌شود و اين‌ هنري‌ است‌ كه‌ در پروپاگاندا يا آوازه‌گري‌ وجود دارد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اينكه‌ رسانه‌ها وقتي‌ در دست‌ قدرت‌ها قرار مي‌گيرند آنها خوشحال‌ مي‌شوند به‌ دليل‌ وجود همين‌ روحيه‌ القاپذيري‌ در مردم‌ است‌. والا اگر ملتي‌ القاپذير نباشد هرچه‌ كه‌ رسانه‌ها بگويند چون‌ دائما دليل‌ مي‌خواهند كسي‌ از به‌ دست‌ گرفتن‌ راديو و تلويزيون‌ اظهار خوشحالي‌ نمي‌كند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;8. تقليد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;منظور من‌ از تقليد نه‌ آنست‌ كه‌ در فقه‌ گفته‌ مي‌شود. مراد تقليد به‌ معناي‌ روانشناختي‌ آن‌ است‌. يعني‌ اينكه‌ من‌ آگاهانه‌ يا ناآگاهانه‌  تحت‌ الگوي‌ شخصي‌ باشم‌.&lt;br /&gt;يعني‌ من‌ خودم‌ را مانند تو مي‌كنم‌ و به‌ تو تشبه‌ مي‌جويم‌ و تقليد، يعني‌ من‌ تو را الگو گرفته‌ام‌. آن‌چه‌ كه‌ در عرفان‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ تشبه‌ به‌ خدا بجوييد،  اگر اين‌ كار را با انسان‌ها انجام‌ داديم‌ تعبير به‌ تقليد مي‌شود و اين‌ تقليد هم‌ در اديان‌ و مذاهب‌ و عرفان‌ مورد توبيخ‌ است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;9. تعبد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  تعبد يعني‌ سخني‌ را پذيرفتن‌ صرفا به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ فلان‌ شخص آن‌ را گفته‌ است‌. يعني‌ اينكه‌ اگر صورت‌ استدلالي‌ من، ‌ ذهن‌ من‌ را آزار ندهد كه‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ چون‌ فلان‌ شخص گفته‌ است:‌ "فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است"،‌ من‌ اهل‌ تعبدم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;آيه‌اي‌ در قرآن‌ است‌ كه‌ معمولا كمتر نقل‌ مي‌شود اتخذو احبارهم‌ و رهبانهم‌ من‌ دون‌ا... كه‌ در باب‌ روحانيت‌ نصاري‌ و يهود است‌ كه‌ فراوان‌ مي‌گويد كه‌ يهوديان‌ و نصاري،‌ روحانيون‌ خود را مي‌پرستيدند چه‌ من‌ دون‌ا... را به‌ جاي‌ خدا بگيرم‌ يا  علاوه‌ بر خدا. صحابي‌ از امام‌ باقر(ع) مي‌پرسد كه‌ آيا واقعا مي‌پرستيدند حضرت‌ در جواب‌ مي‌گويد: هرگز اين‌گونه‌ نيست،‌ روحانيون‌ مسيحي‌ به‌ مردم‌ نمي‌گفتند كه‌ ما را بپرستيد و اگر هم‌ مي‌گفتند، كسي‌ نمي‌پرستيد. اما اينكه‌ قرآن‌ به‌ آنها اين‌ نسبت‌ را مي‌دهد به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ رفتاري‌ كه‌ با خدا بايد مي‌داشتند با روحانيون‌ خود داشتند. مجموعه‌ عوامل‌ دسته‌ دوم‌ ناشي‌ از يك‌ عمل‌ واحد است‌ و آن‌ اينكه‌ ما زندگي‌ اصيل‌ نداريم‌. زندگي‌ اصيل‌ به‌ تعبير روانشناسان‌ انسان‌گرا و به‌ تعبير عرفا يعني‌ زندگي‌ براساس‌ فهم‌ و تشخيص خود. زندگي‌ اصيل‌ را فقط‌ كساني‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ دو سرمايه‌ دارند: عقل‌ در مسائل‌ نظري‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملي‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;10. شخصيت‌پرستي‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; كمتر مردمي‌ به‌ اندازه‌ ما شخصيت‌پرستند و شخصيت‌پرستي‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ شخصيتي‌ خود را بر خود عرضه‌ مي‌ كند و خوبي‌هايي را‌ كه‌ در زندگي‌ اطراف‌ خودمان‌ نمي‌بينيم،‌ از سر توهم‌ به‌ او نسبت‌ مي‌دهيم‌ و او را به‌ دست‌ خودمان‌ بزرگ‌ مي‌كنيم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;11. تعصب‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; تعصب‌ هم‌ افق‌ با شخصيت‌پرستي‌ است‌. تعصب‌ به‌ معناي‌ چسبيدن‌ به‌ آنچه‌ كه‌ داريم‌ و نگاه‌ نكردن‌ به‌ چيزهاي‌ فراواني‌ كه‌ نداريم‌. اگر من‌ شيفته‌ آن‌چه‌ كه‌ دارم‌ شدم‌ و فكر كردم‌ جاي‌ نداشته‌ها را هم‌ برايم‌ مي‌گيرد من‌ نسبت‌ به‌ آن‌ تعصب‌ پيدا كرده‌ام‌ و اينجاست‌ كه‌ من‌ نسبت‌ به‌ كساني‌ كه‌ به‌ آن‌ وفاداري‌ ندارند، دو ديدگاه‌ پيدا مي‌كنم‌. گروهي‌ خودي‌ مي‌شوند و گروهي‌ غيرخودي‌. &lt;br /&gt;قرآن‌ خودي‌ و غيرخودي‌ را رد كرده‌ است‌ چرا كه‌ درباره‌ حب‌ و بغض‌ مي‌گويد: وقتي‌ با گروهي‌ دشمنيد دشمني‌ باعث‌ نشود درباره‌ آنها عدالت‌ و انصاف‌ را فراموش‌ كنيد.&lt;br /&gt;درباره‌ دوستي‌ هم‌ مي‌گويد: هميت‌ جاهليت‌ شما را نگيرد. هميت‌ جاهليت‌ يعني‌ اينكه‌ چون‌ فلاني‌ از قبيله‌ من‌ است‌. طرف‌ او را چه‌ ظالم‌ باشد يا عادل‌ مي‌گيرم‌. به‌ عبارت‌ ديگر ويژگي‌هاي‌ خود او مهم‌ نيست‌ بلكه‌ ويژگي‌هاي‌ تعلقي‌ او مهم‌ است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;12. اعتقاد به‌ برگزيدگي‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; هر كدام‌ از ما اگر به‌ خودمان‌ رجوع‌ كنيم‌ مي‌بينيم‌  به‌ نوعي‌ فكر مي‌كنيم‌ که به‌ نوعي‌ مورد لطف‌ خدا هستيم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;يعني‌ درست‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ وضع‌ ما به‌ مو بند باشد، اما پاره‌ نمي‌شود و اكثر اهمالها و بي‌توجي‌ها ناشي‌ از همين‌ نكته‌ است‌. لایپ نیتس‌ اصطلاحي‌ داشت‌ كه‌ براي‌ موارد ديگري‌ به‌ كار مي‌برد. اين‌ اصطلاح‌ هماهنگي‌ پيش‌ بنياد بود به‌ معني‌ اينكه‌ گويا همه‌ امور از پيش‌ حاصل‌ آمده‌ است‌ اما گويا ما اين‌ هماهنگي‌ پيش‌بنياد را راجع‌ به‌ خودمان‌ قائليم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;13. تجربه‌ نيندوختن‌ از گذشته‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; پس‌ از اقدامات‌ انسان‌دوستانه‌ افرادي‌ چون‌ ماندلا واسلاوهاول‌ و اقدامات‌ انسان‌دوستانی‌ كه‌ در باب‌ "فرهنگي‌ كردن‌ سياست‌" تلاش‌ كردند، زياد شنيده‌ايم‌ كه‌ ببخش‌ و فراموش‌ كن‌ يا ببخش‌ و فراموش‌ نكن‌. اما داستان‌ بر سر اين‌ است‌ كه‌ اگر شما ببخشایيد و فراموش‌ كنيد باز هم‌ از همانجا ضربه‌ مي‌خوريد. انسان‌هاي‌ سالم‌ كساني‌ هستند كه‌ در درونشان‌ مي‌توانند بزرگترين‌ دشمنان‌ خود را از لحاظ‌ عاطفي‌ ببخشايند، چرا كه‌ از لحاظ‌ عاطفي‌ بايد بخشود اما از لحاظ‌ ذهني‌ نبايد فراموش‌ كرد. اما متاسفانه‌ ما عكس‌ اين‌ عمل‌ مي‌كنيم‌،از لحاظ‌ عاطفي‌ نمي‌بخشيم‌ و كينه‌جويي‌ در ما زنده‌ است‌، اما به‌ لحاظ‌ ذهني‌ فراموش‌ مي‌كنيم‌ چرا كه‌ حافظه‌ تاريخي‌ ملت‌ ما بسيار كند و تار است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;14. جدي‌ نگرفتن‌ زندگي‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; سقراط‌ از ما مي‌خواست‌ كه‌ در عين‌ شوخ‌طبعي‌ زندگي‌ را جدي‌ بگيريم‌ كساني‌ زندگي‌ را جدي‌ مي‌گيرند كه‌ دو نكته‌ را باور كنند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;em&gt;1-باور به‌ مستثني‌ بودن‌ از قوانين‌ حاكم‌ بر جهان‌&lt;/em&gt;.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;دليل‌ هر جدي‌ نگرفتن‌ مستثني‌ ندانستن‌ خود از قوانين‌ هستي‌ است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;em&gt;2-نسبت‌سنجي‌ در امور&lt;/em&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;روانشناسان‌ اصطلاحي‌ دارند با اين‌ مضمون‌ كه‌ انسان‌ بايد بتواند وزن‌ امور را نسبت‌ به‌ هم‌ بسنجد. انسان‌هايي‌ كه‌ زندگي‌ را جدي‌ نمي‌گيرند چيزهاي‌ مهمتر را براي‌ چيزهاي‌ مهم‌ رها مي‌كنند. فراوانند انسان‌هايي‌ كه‌ در طول‌ زندگي‌ خطاي‌ تاكتيكي‌ نمي‌كنند اما خطاي‌ استراتژيك‌ عظيم‌ دارند يعني‌ كل‌ زندگي‌ را مي‌بازند اما در ريزه‌كاري‌ها وسواس‌ دارند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;15. ديدگاه مبتذل‌ نسبت‌ به‌ كار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;ديدگاه‌ كمتر مردمي‌ نسبت‌ به‌ كار تا حد ديدگاه‌ ما نسبت‌ به‌ كار مبتذل‌ است‌. ما كار را فقط‌ براي‌ درآمد مي‌خواهيم‌ و بنابراين‌ اگر درآمد را بتوانيم‌ از راه‌ بيكاري‌ هم‌ به‌ دست‌ آوريم‌ از كار استقبال‌ نمي‌كنيم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در واقع‌ ما كار را اجتناب‌ناپذير مي‌دانيم‌ در حالي‌ كه‌ بايد ديدگاه‌ مولوي‌ را درباره‌ كار داشته‌ باشيم‌ كه‌ معتقد بود كار جوهر انسان‌ است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;16. قائل‌ نبودن‌ به‌ رياضت‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; رياضت‌ در اين‌ جا نه‌ به‌ معناي‌ آنچه‌ كه‌ مرتاضان‌ انجام‌ مي‌دهند رياضت‌ به‌ معناي‌ اينكه‌ باید دانست در زندگي‌ همه‌ چيز را نمي‌توان {به دست آورد}‌.  بنابراين‌ بايد چيزهايي‌ را فدا كرد تا چيزهاي‌ باارزش‌تري‌ را به‌ دست‌آورد. قدماي‌ ما مي‌گفتند دنيا دار تزاحم‌ است‌ يعني‌ همه‌ محاسن‌ در يك‌جا قابل‌ جمع‌ نيست‌ به‌ تعبير نيما يوشيج‌ تا چيزها ندهي‌ چيزكي‌ به‌ تو نخواهند داد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در زبان‌هاي‌ اروپايي‌ قداست‌ از ماده‌ فداكاري‌ است‌. عارفان‌ مسيحي‌ مي‌گفتند اينكه‌ فداكاري‌ و قداست‌ از يك‌ ماده‌اند به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ قداست‌ به‌ دست‌ نمي‌آيد مگر به‌ قيمت‌ از دست‌ دادن‌ چيزهاي‌ فراوان‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;ولي‌ ما مي‌خواهيم‌ همه‌ چيز را داشته‌ باشيم‌ و وقتي‌ ديدگاهمان‌ نسبت‌ به‌ كار آنگونه‌ است‌. نسبت‌ به‌ مصرف‌ هم‌ ديدگاهمان‌ اين‌گونه‌ مي‌شود و باعث‌ مي‌شود دچار مصرف‌زدگي‌ شويم‌. وقتي‌ ما بحث‌ مصرف‌زدگي‌ را مطرح‌ مي‌كنيم،‌ مطرح‌ مي‌كنند كه‌ شما از اوضاع‌ جامعه‌ و فقر خبر نداريد. بايد گفت‌ مصرف‌زدگي‌ يك‌ ديدگاه‌ است‌ نه‌ يك‌ امكان‌؛  يعني‌ فرد فقير هم‌ در سرسویدای دل خود مي‌گويد كاش‌ بيشتر داشتم‌ و بيشتر مصرف‌ مي‌كردم‌. كدام‌ يك‌ از ما براي‌ آرمان‌هاي‌ خود حاضر است‌ به‌ قدر ضرورت‌ اكتفا كند. اين‌ مصرف‌زدگي‌ ما را به‌ دنائت‌ مي‌كشد. اگر ما بوديم‌ و فقط‌ ضروريات‌ زندگي‌ مجبور به‌ كرنش‌ كردن‌ نبوديم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;17. از دست‌ رفتن‌ قوه‌ تميز بين‌ خوشايند و مصلحت‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; مردمي‌ كه‌ منافع‌ كوتاه‌مدت‌ را ببينند و قدرت‌ ديدن‌ منافع‌ درازمدت‌ را نداشته‌ باشند در معرض‌ فريب‌خوردگي‌ هستند. دليل‌ موفقيت‌ سياست‌هاي‌ پوپوليستي‌ در كشور كه‌ در يك‌ سال‌ اخير هم‌ رواج‌ پيدا كرده‌،  نديدن‌ منافع‌ درازمدت‌ است‌. وقتي‌ منافع‌ بلندمدت‌ ديده‌ نشود منافع‌ كوتاه‌مدت‌ تامين‌ مي‌شود به‌ قيمت‌ نكبت‌ و ادبار درازمدت‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;18. زياده‌گويي‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ما درست‌ برخلاف‌ آنچه‌ كه‌ در اديان‌ و مذاهب‌ گفته‌ مي‌شود زياده‌گو هستيم‌ و پرحرف‌ مي‌زنيم‌.&lt;br /&gt; نقل‌ است‌ كه‌ عرفا هم‌ در سكوت‌ تبادل‌ روحي‌ داشتند اما ما ملت‌ پرسخني‌ هستيم‌ و آسان‌ترين‌ كار براي‌ ما حرف‌زدن‌ است‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;19. زبان‌ پريشي‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; بدتر از پرسخني‌ ما زبان‌پريشي‌ ماست‌. زبان‌پريشي‌ به‌ اين‌ معنا است‌ كه‌ انسان‌ حرف‌ خود را خودش‌ هم‌ متوجه‌ نمي‌شود. يعني‌ اگر تحليل‌ روانشناختي‌ در سخنان‌ ما انجام‌ شود اصلا برخي‌ جملات‌ معنا ندارد. سخنان‌ همه‌ مانند شهرك‌هاي‌ سينمايي‌ است‌ كه‌ در زمان‌ فيلم‌ پر از دژ و قلعه‌ است‌ اما وقتي‌ فشار مي‌دهيم‌ فرو مي‌ريزد. به‌ تعبير ديگر حرف‌هاي‌ ما پشتوانه‌ ندارد و همه‌ ما از صدر تا ذيل‌ ياوه‌ مي‌گوييم‌. و به‌ همين‌ دليل‌ هم‌ به‌ لحاظ‌ ذهني‌ تا اين‌ حد پريشانيم‌. كساني‌ كه‌ سرگرداني‌ ذهني‌ دارند اول‌ بايد زبان‌ خود را پالايش‌ كنند. يعني‌ بايد حرف‌ را فهميده‌ بزنند، و از طرف‌ مقابل‌ هم‌ حرف‌ فهميده‌ بخواهند. نوام‌ چامسكي‌ براي‌ اينكه‌ ثابت‌ كند كه‌ هر جمله‌اي‌ كه‌ قواعد نحوي‌ و صرفي‌ آن‌ رعايت‌ شده،‌ صرفا بامعنا نيست‌ جملاتي‌ مي‌گفت‌ بطور مثال‌ مي‌گفت‌: وقتي‌ مي‌گويند «پسر برادر مثلث‌ ما عاشق‌ بيضي‌ شما شده‌ است‌». قواعد صرفي‌ و نحوي‌ آن‌ رعايت‌ شده‌ است، اما بامعنا نيست‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;20. ظاهرنگري‌&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ظاهرنگري‌ به‌ دليل‌ غلبه‌ روحيه‌ فقهي‌ در دين‌، بر كل‌ كارهايمان‌ سايه‌ افكنده‌ است‌. يعني‌ به‌ جاي‌ آنكه‌ ما به‌ ارزش‌ و انگيزه‌ كار توجه‌ كنيم‌ فريفته‌ ظاهر مي‌شويم‌. اين‌ ظاهربيني‌ها ما را براي‌ ظاهرفريبي‌ آماده‌ مي‌كند. در هر جا كه‌ اخلاق‌، عرفان‌ و روانشناسي‌ فداي‌ فقه‌ و ظواهر شود اين‌ روحيه‌ غلبه‌ پيدا مي‌كند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در پايان‌ پيشنهادي‌ دارم‌ كه‌ داراي‌ دو نكته‌ است‌:&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اول‌ اينكه‌ در باب‌ هر كدام‌ از موارد مطرح‌شده‌ فكر كنيم‌ كه‌ درست‌ است‌ يا نه‌. اگر درست‌ است‌ اول‌ كاري‌ كه‌ بايد كرد اين‌ است‌ كه‌ در شخص خودمان‌ بررسي‌ كنيم‌. يعني‌ اينكه‌ اين‌ نكته‌ها را ذره‌بين‌ نكنيم‌ و روي‌ ديگران‌ بگيريم‌ بلكه‌ اول‌ ذره‌بين‌ را روي‌ خودمان‌ بگيريم‌.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;نكته‌ دوم‌: اينكه‌ اگر مطالب‌ گفته‌ شده‌ درست‌ است‌ روشنفكران‌ و مصلحان‌ اجتماعي‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ هميشه‌ مجيز مردم‌ را بگويند و فكر كنند تمام‌ مشكلات‌ متوجه‌ رژيم‌ سياسي‌ است‌. بايد از مجيزگويي‌ مردم‌ دست‌ بردارند و به‌ مردم‌ بگوييم‌ چون‌ شما اينگونه‌ايد حاكمان‌ هم‌ آنگونه‌اند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;حاكمان‌ زائيده‌ اين‌ فرهنگند جامعه‌اي‌ كه‌ فرهنگش‌ اين‌ باشد ناگزير سياستش‌ هم‌ آن‌ مي‌شود و اقتصادش‌ هم‌ آن‌ مي‌شود. خطاست‌ كه‌  روشنفكران‌ و مصلحان‌ اجتماعي‌ برای پيداكردن‌ شخصيت‌ اجتماعي و‌ محبوبيت‌ اجتماعي‌ مجيز مردم‌ را بگويند و بگوييم‌ كه‌ مردم‌ هيچ‌ عيب‌ و نقصي‌ ندارند؛ چرا كه‌ رژيم‌ سياسي‌ زاده‌ مردم‌ است‌ و رژيم‌ سياسي‌ بهتر، به‌ فرهنگ‌ بهتر نياز دارد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8434345440335723078?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8434345440335723078/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/04/blog-post_21.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8434345440335723078'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8434345440335723078'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/04/blog-post_21.html' title='باطل کنیم....'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8375512518129940077</id><published>2010-04-18T01:52:00.000-07:00</published><updated>2010-04-18T02:25:19.087-07:00</updated><title type='text'>نرم نرمک می رسد اینک بهار  خوش بحال .....</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S8rP7G69dvI/AAAAAAAAAOY/_qdy5OuG6KA/s1600/Water+lilies.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 300px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S8rP7G69dvI/AAAAAAAAAOY/_qdy5OuG6KA/s400/Water+lilies.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5461406112517289714" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;نرم نرمک می رسد اینک بهار، &lt;br /&gt;خوش بحال روزگار، &lt;br /&gt;خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;.....&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سال 88هم باتمام فرازونشیب ها،غم ها وشادی ها،سیاه وسفیدهاو...به انتها رسید.&lt;br /&gt;خوش بحال روزگار...&lt;br /&gt;سال 88به تظرمن ،باادای احترام ویژه به همه شهدا وآسیب دیدگان واسیران جنبش،بهترین سال برای جنبش مدنی ودموکراسی خواه ایران دریکصد وپنجاه سال اخیربود.&lt;br /&gt;امیدوارم سال89،سال صبر واستقامت سبز ،سال به بار نشستن امیدهاو آرزوهای همه سبزاندیشان میهنم باشدوپاسداران تاریکی واستبداددست ازسراین مرزپرگهر برداشته واجازه دهند حاکمیت ملی برایران حکمفرما شود.&lt;br /&gt;به امید پیروزی.&lt;br /&gt;(بهاریه کاملی برسال88نوشته بودم که یه دلایلی انتشارآن رابه زمان مناسبی موکول می کنم.)&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;شیشه عطر بهار لب دیوار شکست, و هوا پر شده از بوی خدا چه دعایی کنمت بهتر از این, خنده ات از ته دل, گریه ات از سر شوق, روزگارت خوش باد.سفره ات رنگارنگ و تني سالم و شاد كه بخندي تو مدام.&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8375512518129940077?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8375512518129940077/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/04/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8375512518129940077'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8375512518129940077'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='نرم نرمک می رسد اینک بهار  خوش بحال .....'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S8rP7G69dvI/AAAAAAAAAOY/_qdy5OuG6KA/s72-c/Water+lilies.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-7883014624002806727</id><published>2010-03-03T01:10:00.000-08:00</published><updated>2010-03-03T01:11:20.541-08:00</updated><title type='text'>دین یک وجهی یاچند وجهی</title><content type='html'>&lt;strong&gt;قایل به چه هستید:یک تفسیر و قرائت از قرآن ودین؛ آن هم قرائت حاکم؟!؟اگر طبق قانون حاکم تغییر کرد و قرائت او باقرائت سلفش فرق داشت تکلیف چیست؟&lt;br /&gt;اگر یک تفسیر درست است و بس ،پس چرا چندین تفسیر قرآن همین الان در بازار موجود است؟ المیزان- نمونه و ...&lt;br /&gt;خوانده‌ایم که قرآن و در نتیجه دین اسلام در طول تاریخ و قرنها پس از پیامبر و امامان مثل انجیل دچار تغییر و تحریف نشده است. دلیل آن هم این گفته شده که قرآن در ظرف زمانی و مکانی خاص نمی گنجد.بلکه سخن زمانها ومکان هاست ودر هر زمان و در هرمکان می تواند وجود داشته و با آن زمان و مکان درآمیزد و همواره تازگی خود را داشته باشد. یعنی قرآن پژوهاو عالمان دینی در هر زمان و مکانی می توانند آن را براساس همان دوران تفسیر کنند.بنابراین دچار تحریف نشده است وامکان آن اصلا وجود ندارد.پس چرا اکنون حاکمان ما قایل به تفسیرها و قرائت‌های دیگر برای قرآن نیستند؟ اینگونه باشد آینده هم نفی همان دلیل سخن خودتان در پویایی و زمان ناشناسی قرآن و اسلام.&lt;br /&gt;از طرف دیگر اگر این سخن در مورد یک قرائت و یک تفسیر ازقرآن و دین،آن هم قرائت رسمی و حاکم،و سخنان دیگر درباره ولایت و نایب امام عصر (عج) و کشف و نه انتخاب از سوی خبرگان و سخنان چون این و در این باره درست باشد، پس چه لزومی به وجود سایر مراجع تقلید است؟ چرا جامعه مدرسین و حوزه و علمانمی آیند و رسما اعلام نمی کنند هیچ مرجع دیگری نباید باشد و همه باید از یک نفر تقلید کنند؟ فلسفه این که فردی مرجع تقلید می شود جز این است که فرد توانایی استخراج احکام و دستورات الهی را از قرآن می یابد.یعنی به آن درجه از اجتهاد و فقه و علوم دینی می رسد که می تواند احکام مربوط به آنچه فروع دین شناخته می شود را از قرآن و احادیث با علم خود استخراج کرده و در اختیار دیگران قرار دهد و در صورتی که گروهی پیرو و مقلد داشته باشد مرجع تقلید می شود.اگر سخنان رسمی که از جانب روحانیون و مراجع رسمی درباره ... گفته می شود درست باشد پس چرا باید مراجع تقلید دیگر وجود داشته باشد؟ مگر دیدگاه های همه مراجع یکی است که اگر چنین بود احتیاجی به تکثر و تعدد آنها نبود؟ و چون اینگونه نیست و دیدگاه های آنها ولو در موارد اندک با قرائت رسمی کشور متفاوت است ،پس طبق گفته رسمی و قایل به تک قرائتی بودن دین و قرآن آنها نباید مرجع باشند؟ و نکته دیگر این که در حضور چنین دیدگاهی چه لزومی به وجود مجلس خبرگان است؟ چرا باید انتخابات گوناگون با این همه هزینه برگزار شود وقتی فردی در این سطح حضور دارد ؟ قانون اساسی برای چیست؟و...&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-7883014624002806727?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/7883014624002806727/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/03/blog-post_03.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7883014624002806727'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7883014624002806727'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/03/blog-post_03.html' title='دین یک وجهی یاچند وجهی'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-229157948594759277</id><published>2010-03-03T01:09:00.000-08:00</published><updated>2010-03-03T01:10:17.923-08:00</updated><title type='text'>چه باید کرد؟</title><content type='html'>22 بهمن هم گذشت.&lt;br /&gt;باید هزینه داد. به خیابان آمد بدون هدف و فکر.ما ثابت کردیم که هستیم.جنبش سبز نشان داد که جنبش ریشه داری است که آمده تابماند.به خیابان آمدن تا حالا ،با تمام هزینه هایی که متحمل شده‌ایم ،به همه دنیا نشان داده که مردم آزادیخواهی هستیم که بدنبال حق اولیه انسانی خود هستیم. حق حیات آزادانه، حق انتخاب، حق تعیین سرنوشت، حق زندگی. &lt;br /&gt;اما آیا به خیابان آمدن صرف،از حالا به بعد می تواند ما را به هدف نهایی خود برساند؟ به نظر من خیر.&lt;br /&gt;ما باید به خیابان در فرصتهایی که به دست می آید بیاییم،اما باید در کنار آن فکرهای دیگری هم بکنیم تا ضمن کم هزینه بودن ما را در رسیدن به هدفمان کمک کرده و البته نقش کاتالیزور را در آن داشته باشد.&lt;br /&gt;ما ثابت کردیم که هستیم و می مانیم،اما باید راههای را بیابیم که دولت و حکومت کودتا را هر چه سریعتر و بیشتر تضعیف کرده و کنار بزند. در کنارشوروشعوروشعار، عقلانیت و پذیرش رهبری برای جنبش راباید بپذیریم. درست است که تاکنون آقایان موسوی و کروبی و در سطح پایین‌تر خاتمی به عنوان رهبران جنبش سبزاعتراضی شناخته شده اند،اما به قول خودشان وبسیاری از تحلیل گران نقش رهبری در اعتراضات رابه معنای خاص آن نداشته اندوگاهی دنباله رو معترضان بوده اند. از حالا به بعد باید نقش رهبری این افراد را به درستی در جنبش بپذیریم و به بیانیه ها و سخنان و نظرات آنها توجه کرده و از جامه عمل پوشیدن آنها حمایت کنیم. &lt;br /&gt;البته این بدان معنی نیست که دنباله رو صرف آنها باشیم بلکه با عقلانیت کامل ضمن حفظ استقلال فکری و عملی خوداز بیانیه هاو پیشنهادات آنها حمایت کنیم و از هر گفته و نظری که باعث تضعیف نقش این افراد و اختلاف در جنبش و در نهایت تضعیف و سرکوب آن شود،جلوگیری کنیم.این مساله رادر گفته هاو نظرات طرفدارن کودتاوالبته مخالفان قدیمی جمهوری  اسلامی که هنوز سی سال عقب هستند و فقط دنبال منافع شخصی و حزبی خود هستند ومنافع ملی را در منافع شخصیشان می بینند می توان دید. افرادی که اگر تاکنون هم در جنبش سبز بوده اند و یا از آن حمایت کرده اند، برای ساختن کلاهی از این نمد برای خودشان بوده است. همان‌هایی که مخالف انتخابات بوده اند و از هیچ توهینی به رأی دهندگان دریغ نمی کردند. برخی از آنها همان آغاز اعتراضات نیز دنبال خواسته‌های خود بودند که با عدم همراهی مردم، دنباله رو جنبش سبز شدند.اما باز هم و در حساس ترین شرایط ساز مخالفت و جدایی خود را کوک کرده اند. هوشیاری و عقلانیت نیاز اصلی کنونی جنبش است. دوری گزیدن از احساسات که واقعاجریحه‌دار هم شده است. تفرق و جدایی همان چیزی است که حاکمیت می خواهد تا در پی آن جنبش تضعیف شده و براحتی با آن برخورد کند . برماست هوشیاری و وحدت در عین کثرت. امیدواریم که مغزهای فسیل شده‌ای که هیچگاه مردم را نشناختند و زمان را،ساکت بمانندو بر طبل تفرقه نکوبند تا جنبش سبز قویتر از پیش ،به مبارزه خود باپاسداران جهل و تاریکی ادامه دهد و بتواند این جنبش مدنی را باکمترین هزینه در مناسب ترین زمان به موفقیت برسد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-229157948594759277?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/229157948594759277/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/03/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/229157948594759277'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/229157948594759277'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='چه باید کرد؟'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8418741699046371866</id><published>2010-03-03T01:08:00.000-08:00</published><updated>2010-03-03T01:09:36.007-08:00</updated><title type='text'>خواسته های مشابه:57درست،88نادرست!!!</title><content type='html'>&lt;strong&gt;انقلابیون57 وآن بخش اقلیت که امروزحاکم کشور هستید:&lt;br /&gt;شما چرا انقلاب کردید؟ چه چیزحکومت شاهنشاهی از نظر شما بد بود که باید می رفت: وضع زندگی بد بود؟ از نظر اجتماعی مشکل داشتید؟ یابدنبال آزادی بودید؟ یااستقلال؟ یا جمهوری اسلامی؟&lt;br /&gt;آن موقع آیامی دانستید جمهوری اسلامی چیست یا قرار است چه باشد؟اگر مانند سایر جمهوریهای دنیاست ،پس اسلامی اش برای چیست؟ از معنای آن واقعا چه برداشتی داشتید؟ الان که نگاه می کنید واقعا فکر می کنید راه را درست رفته اید یا جمهوری اسلامی در مسیر درستی به پیش رفته است؟ آیا فکر می کنید همین حالا اگر رفراندوم تعیین حکومت برگزار گردد با همان سؤال جمهوری اسلامی آری یا خیر،درصد رأی هابه چه شکل خواهد بود؟&lt;br /&gt;شما فکر می کنید کجای تاریخ جای می گیرید؟ تاریخ در مورد شما چه قضاوتی خواهد کرد؟&lt;br /&gt;شما مگر جوان نبودید؟آرمان و آرزو نداشتید؟آیت اله خمینی در سخنرانی بهشت زهرا در مورد سرنوشت وگذشتگان چه گفت؟ جمعیت کشور الان چقدر است؟ تقسیم بندی سنی آن چگونه است؟ طبق آمار 70 درصد جمعیت کشور زیر سی سال است.می توان گفت 80 درصد ویا درصدبیشتری زیر 40 سال هستندکه درتعیین نوع حکومت وقانون اساسی آن نقشی نداشتند. یعنی تمام تصمیمات اساسی که برای کشور گرفته شده متعلق به سی سال پیش است و کمتر از 20 درصد جمعیت کشور در تعیین آن دخیل بوده‌اند؟ آیا طبق سخن آیت اله خمینی ماحق نداریم بگوییم نمی خواهیم به عهد و سخن و قانون گذشتگان زندگی کنیم؟ دنیا سال به سال واکنون روز به روزوساعت به ساعت ودقیقه به دقیقه، درحال تغییر و پیشرفت است ،که سرعت این تغییر و پیشرفت واقعا شگفت انگیزمی باشد ،اما ما هنوز باید براساس تفکر سی سال پیش زندگی کنیم.؟!!&lt;br /&gt;ممکن است بگویید باتوجه به راهپیمایی 22بهمن(؟!؟!؟!) اکثریت جمعیت کنونی وجوانان همین شیوه حکومت وقانون را می خواهندوبدان وفادارند.خوب پس باتوجه به این اطمینان، آزادانه و عادلانه، رفراندومی برگزار کنید تا مشخص شود همه موافق حفظ وضع گذشته و موجود هستند.&lt;br /&gt;در صورت پیروزی شما ،بانظارت نهادهای مستقل ومطمئن (داخای ویا خارجی)،مخالفان هم دیگر حق ومشروعیت اعتراض ندارند وجای پایتان محکم‌تر هم می شود و همه مخالفان هم ساکت می شوند هر کار دلتان خواست می توانید بکنید.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8418741699046371866?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8418741699046371866/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/03/5788.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8418741699046371866'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8418741699046371866'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/03/5788.html' title='خواسته های مشابه:57درست،88نادرست!!!'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-3728176634841366376</id><published>2010-03-03T01:06:00.000-08:00</published><updated>2010-03-03T01:08:54.281-08:00</updated><title type='text'>22 بهمن:بازهم ما پیروز شدیم.</title><content type='html'>&lt;strong&gt;پس از برگزاری مراسم 22 بهمن رسانه های وابسته به حاکمیت اقتدارگرا از شکست جنبش سبز،البته با ادبیات خاص خودشان نام بردند. در بین دوستان هم عده ای سرخورده شدند که نتوانستیم مثل قبل خود رانشان دهیم.  اما من خوشحالم و احساس پیروزی می کنم و می گویم باز هم مابراقتدار گرایان کودتاچی غلبه کردیم.&lt;br /&gt;چرا؟&lt;br /&gt;چون :در فضای آرام حکومت نتوانست به قول خودش پیروز شود و طرفدارانش را به خیابان آورد.&lt;br /&gt;چون :راهپیمایی 22 بهمن در فضای متفاوت از سالهای قبل ودر فضای کاملا امنیتی - نظامی برگزار شد.&lt;br /&gt;چون :حاکمیت کودتاچی تمام منابع مالی امنیتی نظامی سیاسی و ... خودرابه کار گرفت تا گروهی را به طرفداری از خود به خیابان آورد.&lt;br /&gt;چون :رئیس دولت کودتا نتوانست درشرایط عادی سخنرانی کند و پس از سخنرانی با هلیکوپتر گریخت واین درحالی بود که دوسوم میدان آزادی باتمام تمهیدات خالی مانده بود.&lt;br /&gt;چون :طرفداران فراوان؟!!؟ حاکمیت به زور پول واتوبوس قطار و کیک و آبمیوه و تهدید و تطمیع به خیابان آمدند.&lt;br /&gt;چون :کودتاچیان با سرکوب با دستگیری گسترده، اعدام جوانان ،دادن حکم اعدام وزندان به گروهی دیگر، تهدید لفظی بسیار از سوی افراد گوناگون نظامی و قضایی ودولتی هم نتوانستند ما را خانه نشین کنند وما باز هم نترسیدیم و آمدیم.&lt;br /&gt;چون :ما با اعتقاد آمدیم و آنها با پول و تشویق و تهدید و تطمیع .&lt;br /&gt;چون :ما با سرکوب‌ها، و تهدید و تطمیع‌ها و اعدام‌ها و دادگاه‌ها و زندان‌ها آمدیم و آنها با گارد ویژه و سپاه و بسیج و گاز اشک آور و باتوم و ...&lt;br /&gt;چون :ما آمدیم.&lt;br /&gt;قبلا هم من وهم بسیاری ازمبارزان جنبش سبز گفته بودیم که راهی که ما در پیش داریم، راهی بس دور و دراز است که توقع پیروزی نهایی سریع توقعی است غیرواقع بینانه. ممکن است ماهها و بلکه سالها طول بکشد. تجربه کشور خودمان و سایر کشورهای دنیا در پیش روی ماست. مطمئنا اگر سریع پیروز شویم غیرواقعی است و زود به مشکل برخواهیم خورد. در این راه طولانی ممکن است گاهی  قدمی به جلو برداریم و گاهی هم مجبور شویم عقب برویم. اما مهم این است که خسته و ناامید نشویم و در این راه بمانیم وسعی کنیم به پیش برویم.مهم استفاده از فرصت‌ها و تاکتیک‌های مختلف است. ما بازهم فرصت داریم که خود را نشان دهیم. &lt;br /&gt;هنوز هم در ذهن من جمله کلیدی وطلایی مهندس موسوی می درخشد و برجسته است که: &lt;br /&gt;&lt;em&gt;امید به آینده رساترین اعتراض ماست.&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-3728176634841366376?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/3728176634841366376/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/03/22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/3728176634841366376'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/3728176634841366376'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/03/22.html' title='22 بهمن:بازهم ما پیروز شدیم.'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-153220215227891177</id><published>2010-02-20T08:44:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T08:47:04.443-08:00</updated><title type='text'>عاشورا</title><content type='html'>(&lt;em&gt;این مقاله پس ازحوادث خونین عاشورانوشته شده است.)&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نظام اسلامی پیرو مذهب تشیع، در روز عاشورا، روز شهادت سیدالشهداو سیدمظلومین و یاران وفادارش جان عده‌ای دیگر از جوانان این مرزوبوم را گرفت و آنها را در کربلا‌ی ایران به بیرحمانه‌ترین شکل ممکن به شهادت رساند.&lt;br /&gt;تا کجا؟ تا کی؟ مگر این معترضان و جوانان چه می گویند؟ چه می خواهند؟ از چه وسیله‌ای برای بیان خواسته‌هایشان استفاده می کنند؟ آیا بدنبال جنگ و خونریزی هستند؟ تا کی باید جواب آنها با گلوله داده شود؟ آیا برای حاکمان جمهوری اسلامی وجدان معنی دارند؟ آیا برای مزدورانی که برای مبلغی ناچیز حاضر به کشتن عده ای انسان بیگناه و دست خالی می شوند،انسانیت و شرم و نفس لوامه  ترجمانی دارد؟ مگر در درگاه باری تعالی بالاترین گناه گرفتن جان انسانی دیگر نیست؟ تا کی باید سنگفرش‌های خیابان‌های ایران آغشته به خون انسان‌های بی سلاحی شود که تنها بدنبال حقشان هستند که به ناجوانمردی از آنها سلب شده است؟&lt;br /&gt;دیگر پرده شرم را چنان دریده‌اید که حرمت ماه حرام و عاشورای حسینی راهم نگاه نداشته و خون مسلمان دیگر، آن هم مذهب و اهل تشیع را بر زمین می ریزند؟ کاری که حتی در تمام دوران حکومت شاهنشاهی سابقه نداشته است؟ آنان که اسب قدرت را سوار شده و به هر قیمتی قصد سوار ماندن برآن را دارند هیچ به این می اندیشند که این اسب خودش بالاخره روزی خسته شده و از نفس می افتد و آنها را باسر به زمین می زند؟یزیدیان زمان ما، در ماه حرام، در روز عاشورا، در مقابل جمعیتی بی دفاع و مظلوم، با حمایت کوفیان، دست به بالاترین جرم در درگاه الهی یازیدند و خون بی گناهانی را که تنها به دنبال حق خود در تعیین سرنوشت خویش بودند_ که خود موهبتی است الهی _ بر زمین ریختند وکربلایی دیگر این بار درایران آفریدندکه عاقبت دامن خودشان راخواهد گرفت. &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-153220215227891177?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/153220215227891177/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/02/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/153220215227891177'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/153220215227891177'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/02/blog-post_20.html' title='عاشورا'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1798123108604958399</id><published>2010-02-10T07:29:00.000-08:00</published><updated>2010-02-10T07:47:00.045-08:00</updated><title type='text'>بدون شرح</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LUCnVk1wI/AAAAAAAAANw/G8bzEhRqKIA/s1600-h/iran-2-4.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 180px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LUCnVk1wI/AAAAAAAAANw/G8bzEhRqKIA/s400/iran-2-4.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5436640841573914370" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;سخنرانی آیت اله خمینی (ره) در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۵۷دربهشت زهرای تهران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;ما در این مدت مصیبت‌ها دیده‌ایم، مصیبت‌های بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت‌های زن‌های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل‌های پدر از دست داده.&lt;br /&gt;من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی در دوشم پیدا می‌شود که نمی‌توانم تاب بیاورم. من نمی‌توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی‌توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.&lt;br /&gt;من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می‌کنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می‌کنم. من به جوان هایی که پدرانشان را در این مدت از دست داده‌اند تسلیت عرض می‌کنم.&lt;br /&gt;خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت‌ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می‌گفت و چه می‌گوید که از آنوقتی که صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می‌گفتند که مستحق این عقوبات شدند ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهایی که در سن من هستند، می‌دانند و دیده‌اند که مجلس موسسان که تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس کردند و با زور، وکلای آن را وادار کردند به اینکه به رضاشاه رای سلطنت بدهند.&lt;br /&gt;پس این سلطنت از اول یک امر باطلی بود، بلکه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینکه ما فرض می‌کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می‌کند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.&lt;br /&gt;ما در زمان سابق، فرض بفرمایید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می‌آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند.&lt;br /&gt;ما فرض می‌کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می‌شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده‌اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می‌توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست.&lt;br /&gt;علاوه بر این، این سلطنتی که در آنوقت درست کرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض کنیم که صحیح بوده است، این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می‌گوید که ما نمی‌خواهیم این سلطان را. وقتی که اینها رای دادند به اینکه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی‌خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یک راه است از برای اینکه سلطنت او باطل است.&lt;br /&gt;حالا می‌آییم سراغ دولت هایی که ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هایی که ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان‌ها آن هم نسبت به بعض از وکلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وکلا. شما الان اطلاع دارید که در این مجلسی که حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید که در تهران سکنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می‌کنم که آیا این وکلایی که در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید که اینها را خودتان تعیین کنید اکثر این مردم می‌شناسند این افرادی را که به عنوان مجلس و به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهایی که در مجلس نشسته‌اند و مال ملت را گرفته‌اند به عنوان اینکه حقوق هر فرض کنید که وکیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند.&lt;br /&gt;آنهایی هم که در مجلس سنا هستند، آن‌ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی که ناشی می‌شود از یک شاهی که خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وکلایی که تعیین کرده است غیرقانونی است، دولتی که از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را که داشتند در زمان محمدرضاخان می‌گفتند که این سلطنت را ما نمی‌خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می‌گویند که ما این وکلا را غیرقانونی می‌دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می‌دانیم، این دولت را غیرقانونی می‌دانیم. آیا کسی که خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می‌شود که قانونی باشد ما می‌گوییم که شما غیر قانونی هستید باید بروید.&lt;br /&gt;ما اعلام می‌کنیم که دولتی که به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می‌کند، حتی خودش قبول ندارد که قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی که دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت که غیرقانونی است، حالا چه شده است که می‌گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وکلا بپرسید که آیا شما را ملت تعیین کرده است هر کدام ادعا کردند که ملت تعیین کرده است، ما دستشان را می‌دهیم دست یک نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می‌کنیم که این آقا آیا وکیل شما هست، شما او را تعیین کردید حتما بدانید که جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یک ملتی که فریاد می‌کند که ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است که سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید برای ما درست بکنند، در تهران، یک قبرستان هم در جاهای دیگر&lt;br /&gt;من باید عرض کنم که محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستان‌های ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است که اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال‌های طولانی با همت همه مردم، نه یک دولت این کار را می‌تواند بکند و نه یک قشر از اقشار مردم این کار را می‌توانند بکنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی‌توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند.&lt;br /&gt;شما ملاحظه کنید، به اسم اینکه ما می‌خواهیم زراعت را، دهقان‌ها را دهقان کنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می‌خواهیم حالا دهقانشان کنیم، اصلاحات ارضی درست کردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد که بکلی دهقانی از بین رفت، بکلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این کار را کرد تا بازار درست کند از برای آمریکا و ما محتاج به او باشیم در اینکه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسراییل که دست نشانده آمریکاست بیاوریم.&lt;br /&gt;بنابراین کارهایی که این آدم کرده به عنوان اصلاح، این کارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یک لطمه‌ای بر مملکت ما وارد کرده است که تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بکنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و کمک کنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یک فرهنگ عقب نگه داشته درست کرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری که جوان‌های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینکه یک مدتی در اینجا یک نیمه تحصیلی کردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بکنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است که این دانشگاه را داریم لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نکرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان‌ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.&lt;br /&gt;این آدم به واسطه نوکری که داشته، مراکز فحشا درست کرده، تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراکزی که اجازه دادند برای اینکه باز باشد، مراکز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مرکز مشروب فروشی بیشتر از کتابفروشی است، مراکز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مرکز فحشا مخالفیم.&lt;br /&gt;ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما کی مخالفت کردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مرکز چیزی که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می‌دانید که جوان‌های ما را اینها به تباهی کشیده‌اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت کرده‌اند به مملکت ما.&lt;br /&gt;و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریکا و غیر از آمریکا دادند، آنی که به آمریکا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست کردن برای آقای آمریکا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست کردیم. آمریکا با این حیله که این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست کرد یعنی اسلحه آورده اینجا که ارتش ما نمی‌تواند این اسلحه را استعمال بکند، باید مستشارهای آنها باشند، باید کارشناس‌های آنها باشند.&lt;br /&gt;این هم از ناحیه نفت که این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا کرده بود، عمر سلطنتی پیدا کرده بود، مخازن نفت ما را تمام کرده بود، زراعت مان را هم که تمام کرده، این ملت بکلی ساقط شده بود و باید عملگی کند برای اغیار. ما که فریاد می‌کنیم از دست این، برای این است. خون‌های جوان‌های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینکه آزادی می‌خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می‌توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می‌توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یک از اقشار ملت کارشان را می‌توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او که باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می‌گوییم که خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاکمه بشوند و ما آنها را محاکمه می‌کنیم.&lt;br /&gt;من دولت تعیین می‌کنم، من تو دهن این دولت می‌زنم، من دولت تعیین می‌کنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم، من به واسطه اینکه ملت مرا قبول دارد (تکبیر حضار) این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از این پشتیبانی کرده و فرستاده به ارتش دستور داده که از او پشتیبانی بکنید، انگلیس هم از این پشتیبانی کرده و گفته است که باید از این پشتیبانی بکنید.&lt;br /&gt;یک نفر آدمی که نه ملت قبولش دارد نه هیچ یک از طبقات ملت از هر جا بگویید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند که می‌آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می‌کنند، از این حرف‌ها هم می‌زنند لکن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می‌گوید که در یک مملکت که دو تا دولت نمی‌شود. خوب واضح است این، یک مملکت دو تا دولت ندارد لکن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی که ما می‌گوییم، دولتی است که متکی به آرای ملت است، متکی به حکم خداست، تو باید یا خدا را انکار کنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینکه به امر آمریکا و اینها وادار کند یک دسته‌ای از اشرار را این ملت را قتل عام کند.&lt;br /&gt;ما تا هستیم نمی‌گذاریم اینها سلطه پیدا کنند، ما نمی‌گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم‌های سابق، ما نخواهیم گذشت که محمدرضا برگردد، اینها می‌خواهند او را برگردانند، بیدار باشید.‌ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می‌کشند، ستاد درست کرده مردیکه در آن جایی که هست، روابط دارند درست می‌کنند، می‌خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی که همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به کام آمریکا برود.&lt;br /&gt;ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می‌کنم بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی که اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بکنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یک حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بکنیم.&lt;br /&gt;و من باید یک نصحیت به ارتش بکنم و یک تشکر از یکی از ارکان ارتش، یک قشرهایی از ارتش. اما آن نصحیتی که می‌کنم این است که ما می‌خواهیم که شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می‌کشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند، می‌خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی‌خواهید شما نمی‌خواهید مستقل باشید&lt;br /&gt;آقای سرلشکر! شما نمی‌خواهید مستقل باشید، شما می‌خواهید نوکر باشید من به شما نصحیت می‌کنم که بیایید در آغوش ملت، همان که ملت می‌گوید بگویید، ما باید مستقل باشیم، ملت می‌گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریکا و اجنبی باشد، شما هم بیایید، ما برای خاطر شما این حرف را می‌زنیم، شما هم بیایید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگویید (ما می‌خواهیم مستقل باشیم، ما نمی‌خواهیم این مستشارها باشند.) ما که این حرف را می‌زنیم که ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است که بریزید توی خیابان خون جوان‌های ما را بریزید که چرا می‌گویید من باید مستقل باشم ما می‌خواهیم تو آقا باشی.&lt;br /&gt;و اما تشکر می‌کنم از این قشرهایی که متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ کردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوایی، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین طور آنهایی که در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تکلیف شرعی، ملی، کشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را کردند ما از آنها تشکر می‌کنیم و به اینهایی که متصل نشدند می‌گوییم که متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از کفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است.&lt;br /&gt;ما برای شما می‌گوییم این مطلب را، شما هم برای خودتان این کار را بکنید، رها بکنید این را، خیال نکنید که اگر رها کردید ما می‌آییم شما را به دار می‌زنیم. این چیزهایی است که شماها یا کسان دیگر درست کرده‌اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می‌کنیم و ما می‌خواهیم که مملکت، مملکت قوی باشد، ما می‌خواهیم که مملکت دارای یک نظام قدرتمند باشد، ما نمی‌خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می‌خواهیم نظام محفوظ باشد لکن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی که دیگران سرپرستی اش را بکنند و دیگران فرمان به آن بدهند.&lt;br /&gt;والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LUCVUWRAI/AAAAAAAAANo/hd9xBTus-4A/s1600-h/02814_olivier_rebbot_reporter.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 274px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LUCVUWRAI/AAAAAAAAANo/hd9xBTus-4A/s400/02814_olivier_rebbot_reporter.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5436640836736926722" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;بازخوانی مصاحبه های بنیانگذارجمهوری اسلامی  در نوفل لوشاتو&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در فاصله سه ماه و نیمه ای که آیت الله خمینی ناگریز به اقامت در دهکده آرام نوفل لوشاتوی فرانسه بود سیلی از روزنامه نگاران و نمایندگان بنگاه های خبری معتبر جهان به سراغش می آمدند تا دیدگاه های وی را درباره چالش برانگیز ترین مسایل مربوط به اداره حکومت جویا شوند.آیت الله خمینی در این مدت با پرسش های متعدد پیرامون شیوه کارکرد جمهوری اسلامی به عنوان بدیل  رژیم سلطنت روبرو بود و به پرسش های کلیدی درباره نحوه انتخاب حاکمان،رعایت حقوق بشر،نسبت اسلام و دموکراسی ،وضع زنان و اقلیت ها در جمهوری اسلامی پاسخ می داد.پاسخ های او علاوه بر استوارتر ساختن اراده میلیونها ایرانی در مبارزه علیه حکومت پهلوی طیفی متنوع از احزاب و جریانهای  سیاسی را نیز در حمایت از اهداف انقلاب اسلامی بسیج کرد. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;الف-شیوه اداره حکومت در جمهوری اسلامی&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;20 مهر 1357- --(مصاحبه با خبرنگاران بى. بى. سى. و تلويزيون تجارتى بريتانيا در پاريس)‏:حضرت آیت الله، جمهوری اسلامی مورد نظر شما چگونه رژیمی است؟&lt;br /&gt; جواب:جمهورى اسلامى، يك رژيمى است متكى بر آراى عمومى و رفراندم عمومى و قانون اساسى‏اش قانون اسلام و بايد منطبق بر قانون اسلام باشد؛ و قانون اسلام مترقى ترين قوانين است، و قانون اساسى آن مقدار كه مطابق با اين قانون مترقى است آنها بر جاى خود باقى مى‏ماند و آن مقدار كه مخالف با اين است- به حكم خود قانون اساسى- قانونيت ندارد؛ و بسيارى موادش، موادى بوده است كه با سرنيزه تحميل شده است و آنها بايد ساقط بشود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;10 آبان 1357---(راديو- تلويزيون اتريش):نظرتان درباره تغييرات و تحولات آينده ايران چيست؟&lt;br /&gt;جواب: با قيام انقلابى ملت، شاه خواهد رفت و حكومت دموكراسى و جمهورى اسلامى برقرار مى‏شود. در اين جمهورى يك مجلس ملى، مركب از منتخبين واقعى مردم، امور مملكت را اداره خواهند كرد. حقوق مردم- خصوصاً اقليتهاى مذهبى- محترم بوده و رعايت خواهد شد. با احترام متقابل نسبت به كشورهاى خارجى عمل مى‏شود. نه به كسى ظلم مى‏كنيم و نه زير بار ظلم مى‏رويم. كشور در حال حاضر ورشكست شده است و همه چيز از بين رفته است. با استقرار جمهورى اسلامى ساختمان واقعى و حقيقى كشور شروع خواهد شد.&lt;br /&gt;10 آبان 1357---( روزنامه انگليسى گاردين):پس از رفتن شاه، در موقع برگشتن به ايران، آيا خود شما رهبر جمهورى اسلامى نخواهيد بود؟&lt;br /&gt;جواب: من خود نمى‏خواهم حكومت را در دست بگيرم. اما مردم را براى انتخاب حكومت، هدايت خواهم كرد و شرايط آن را به مردم اعلام مى‏كنم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; 16 آبان 1357--- (مجله آلمانى اشپيگل):از گروه كوچك رهبران سياسى كنونى و سودجويان از اين رژيم كه بگذريم، در چه مواردى كشور ايران در آينده با اوضاع امروز تفاوتهايى خواهد داشت؟&lt;br /&gt;جواب:1-رهبرى سياسى از سلطه بيگانه آزاد مى‏شود، از فساد مالى و سياسى پاك مى‏شود. 2- اقتصاد كشور از سلطه بيگانه آزاد مى‏گردد و ديگر برنامه‏هاى اقتصادى، برنامه‏هايى نخواهند بود كه هدفهاى شركتهاى بين المللى را در ايران به اجرا بگذارد. 3- جامعه آينده ما، جامعه آزادى خواهد بود و همه نهادهاى فشار و اختناق و همچنين استثمار از ميان خواهد رفت. 4- انسانى كه امروز در نظام پليسى از فعاليتهاى فكرى و آزادى در كار محروم شده است، تمامى اسباب ترقى واقعى و ابتكار را به دست خواهد آورد. جامعه فردا، جامعه ارزياب و منتقدى خواهد بود كه در آن تمامى مردم در رهبرى امور خويش شركت خواهند جست.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;22 آبان 1357---(روزنامه فرانسوى لوموند):حضرت عالى مى‏فرماييد كه بايستى در ايران، جمهورى اسلامى استقرار پيدا كند و اين براى ما فرانسوى‏ها چندان مفهوم نيست. زيرا كه جمهورى مى‏تواند بدون پايه مذهبى باشد. نظر شما چيست؟ آيا جمهورى شما بر پايه سوسياليسم است؟ مشروطيت است؟ بر انتخاباتى استوار است؟ دموكراتيك است؟ چگونه است؟&lt;br /&gt;جواب: اما جمهورى، به همان معنايى است كه همه جا جمهورى است. لكن اين جمهورى بر يك قانون اساسى‏اى متكى است كه قانون اسلام است. اينكه ما جمهورى اسلامى مى‏گوييم براى اين است كه هم شرايط منتخب و هم احكامى كه در ايران جارى مى‏شود اينها بر اسلام متكى است، لكن انتخاب با ملت است و طرز جمهورى هم همان جمهورى است كه همه جا هست‏&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;آبان 1357---(راسل کر): وضع حقوق بشر در آينده ايران چگونه خواهد بود؟ براى ساواك چه فكرى كرده‏ايد؟&lt;br /&gt;جواب:ساواك، خير؛ لازم نيست. فشار نخواهد بود. ساواك جز ظلم و تعدى و فشار بر ملت نداشته؛ در حكومت اسلامى نخواهد بود. حكومت اسلامى مبنى بر حقوق بشر و ملاحظه آن است. هيچ سازمانى و حكومتى به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نكرده است. آزادى و دموكراسى به تمام معنا در حكومت اسلامى است. شخص اول حكومت اسلامى با آخرين فرد مساوى است در امور.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;16 آذر 1357---(روزنامه لوس‏آنجلس تايمز ):روابط دولت اسلامى حضرت آيت اللَّه با امريكا چگونه خواهد بود؟ آيا شما فروش نفت را به غرب ادامه مى‏دهيد، و روابط شما با شوروى چگونه خواهد بود؟]&lt;br /&gt;جواب: ما با تمام دولتها، در صورتى كه دخالت در امور داخلى ما نكنند و براى ما احترام متقابل قائل باشند، با احترام رفتار مى‏كنيم و نفت را هم هر كس مشترى است به او مى‏فروشيم. ما از زياده‏روى و غلطرويهايى كه راجع به نفت بوده است و چيزهايى كه خلاف مصلحت ملت بوده است، جلوگيرى مى‏كنيم، و الّا نفت را مى‏فروشيم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;19 دى 1357---( روزنامه لوتاكونتينوا): با در نظر گرفتن اينكه هر حكومتى در خود حد اكثر تمركز قدرت را جمع مى‏كند، چگونه حكومت اسلامى مى‏تواند وجود داشته باشد و قدرت در آن تمركز نيابد و رابطه مسلط و زير سلطه برقرار نشود؟&lt;br /&gt;جواب:حكومت و زمامدارى در دست فرد يا افراد، وسيله فخر و بزرگى بر ديگران نيست كه از اين مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتى را پايمال كند. هر فردى از افراد ملت حق دارد كه مستقيماً در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايد جواب قانع‏كننده بدهد و در غير اين صورت، اگر بر خلاف وظايف اسلامى خود عمل كرده باشد- خود به خود- از مقام زمامدارى معزول است و ضوابط ديگرى وجود دارد كه اين مشكل را حل مى‏كند&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;24 دی 1357---(  روزنامه لیبرال):شما مى‏خواهيد در ايران حكومت اسلامى برقرار كنيد كه تصوير چنين حكومتى براى ما روشن نيست. به طور روشن بگوييد چنين حكومتى چگونه است؟ آيا حكومت نمونه‏اى به عنوان مثال وجود دارد كه بتوانيد ذكر كنيد؟]&lt;br /&gt;جواب:حكومت اسلامى حكومتى‏است كه اولًا صد در صد متكى به آراى ملت باشد؛ به شيوه‏اى كه هر فرد ايرانى احساس كند كه با رأى خود سرنوشت خود و كشور خود را مى‏سازد. و چون اكثريت قاطع اين ملت مسلمانند بديهى است كه بايد موازين و قواعد اسلامى در همه زمينه‏ها رعايت شود. كسانى كه سابقه خيانت دارند و بر خلاف معيارهاى اسلامى ثروت‏اندوزى كرده‏اند، تجاوز به حقوق ديگران كرده‏اند، حق دخالت در اين حكومت را ندارند. و ما اميدواريم كه ايران اولين كشورى باشد كه به چنين حكومتى دست مى‏يابد. حكومتى كه كوچكترين فرد ايرانى بتواند آزادانه و بدون وجود كمترين خطر به بالاترين مقام حكومتى انتقاد كند و از او در مورد اعمالش توضيح بخواهد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;ب-حدود آزادی های اجتماعی &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;22 مهر 1357---( روزنامه فرانسوى فيگارو):آيا در جمهورى اسلامى براى اقليتهاى مذهبى در ايران كه بسيار زيادند جايى هست؟&lt;br /&gt;جواب: رژيم شاه، با اقليتهاى مذهبى رفتارى بهتر از رفتار با مسلمانان ندارد. ما طبيعتاً نسبت به عقايد مذهبى ديگران، بيشترين احترام را پس از سرنگونى ديكتاتورى و استقرار يك رژيم آزاد مى‏گذاريم، شرايط حيات براى اكثريت مسلمان و اقليتهاى مذهبى بسيار خوب خواهد شد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;10 آبان 1357---(روزنامه انگليسى گاردين):ايا حضرت آيت اللَّه مى‏توانند به طور دقيقتر اين مفهوم را شرح دهند كه آيا زنها قادر خواهند بود به طور آزادانه بين حجاب و لباس غربى حق انتخاب داشته باشند؟ آيا سينماها مى‏توانند به وجود خود ادامه دهند؟ اگر آرى، چگونه فيلمها انتخاب خواهند شد؟ آيا مشروبات الكلى ممنوع خواهد شد؟ در آخر آيا ايران، يك عربستان سعودى يا ليبى ديگر خواهد شد؟&lt;br /&gt;جواب:اجراى حدود در اسلام، موكول به تحقق شرايط و مقدمات بسيار است و بايد جهات بسيارى را از روى كمال عدالت و توجه به اينكه اسلام در كليت خود اجرا گردد، در نظر گرفت. اگر اين امور در نظر گرفته شوند، ملاحظه خواهد شد كه مقررات اسلامى كمتر از هر مقررات ديگرى خشونت‏آميز است. زنان در انتخاب فعاليت و سرنوشت و همچنين پوشش خود با رعايت موازين آزادند. و تجربه كنونى فعاليتهاى ضد رژيم شاه نشان داده است كه زنان بيش از پيش آزادى خود را در پوششى كه اسلام مى‏گويد يافته‏اند. ما با سينماهايى كه برنامه‏هاى آنها فاسدكننده اخلاق جوانان و مخرب فرهنگ اسلامى باشد مخالفيم. اما با برنامه‏هايى كه تربيت‏كننده و به نفع رشد سالم اخلاقى و علمى جامعه باشد موافق هستيم. مشروبات الكلى و الكليسم و ساير مخدرات كه مضرّ به حال جامعه مى‏باشند، جلوگيرى خواهد شد. حكومت جمهورى اسلامى مورد نظر ما، با هيچ يك از رژيمهاى مزبور (عربستان سعودى و ليبى) منطبق نخواهد بود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;11 آبان1357---( روزنامه ايتاليايى پائزه سِرا): آيا مى‏توانيد مشخصات جمهورى اسلامى را كه در نظر داريد بيان كنيد كه چگونه است؟ در مورد محتواى اجتماعى، سازماندهى سياسى، خصوصاً براى احزاب، سنديكاها و مطبوعات؟&lt;br /&gt;جواب:در جمهورى اسلامى، زمامداران مردم نمى‏توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت‏اندوزى كنند و يا در زندگى روزانه امتيازى براى خود قائل شوند. بايد ضوابط اسلامى را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعايت كنند و حتى پاسدار آن باشند. دقيقاً بايد به آراى عمومى در همه جا، احترام بگذارند. هيچ گونه تسلط و يا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم، نبايد بپذيرند. مطبوعات در نشر همه حقايق و واقعيات آزادند. هر گونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتى كه مصالح مردم را به خطر نيندازند آزادند و اسلام در تمامى اين شئون حد و مرز آن را تعيين كرده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;19 آبان 1357---( مجله امريكايى نيوزورلدرپورت): مشاركت فعال زنان در انقلاب چه معنايى دارد؟&lt;br /&gt;جواب: زندانهاى شاه از زنان شيردل و شجاع مملو است. در تظاهرات خيابانى زنان ما، بچه‏هاى خردسال خود را به سينه فشرده، بدون ترس از تانك و توپ و مسلسل، به ميدان مبارزه آمده‏اند. جلسات سياسى‏اى كه زنان در شهرهاى مختلف ايران، برپا مى‏كنند كم نيست، آنان نقش بسيار ارزنده‏اى را در مبارزات ما ايفا كرده‏اند. مادران شجاع فرزندان اسلام، خاطره جانبازى و رشادت زنان قهرمان را در طول تاريخ زنده كرده‏اند. در چه تاريخى اين چنين زنانى را سراغ داريد و در چه كشورى؟.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;8 آذر 1357---(مجله الاقتصاد العربى):در يكى از بيانيه‏هايتان از كارگران ايران خواسته‏ايد كه بدون توجه به وعده‏هاى رژيم، به اعتصابات خود ادامه دهند. يكى از درخواستهاى مطرح شده، در اين اعتصابات، تشكيل اتحاديه‏هاى آزاد كارگرى است. نظرتان درباره اين اتحاديه‏ها چيست؟ اگر با تشكيل آنها موافقيد، اينها در چارچوب حكومت جمهورى اسلامى مورد پيشنهاد شما، چه نقشى و اهميتى خواهند داشت؟]&lt;br /&gt;جواب: كارگران محروم و متدين ايران كه اكثر آنان همان كشاورزان و زارعين فقير و گرسنه سابقند، حق دارند براى به دست آوردن حقوق حقه خود، به مبارزه ملت از هر طريق ممكن و مشروع بپردازند. و در جمهورى اسلامى، به آنها حق داده مى‏شود كه به هر شكل ممكن به دور هم جمع شوند و مسائل و مشكلات خود را بررسى كنند و در نتيجه، دولت را در جريان مسائل خود قرار دهند و نيز از حقوق صنفى خود دفاع كنند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;7 دی 1357---( گفتگو با ریچارد کاتم):رفتار شما با اقليتهاى مذهبى در حكومت اسلامى چگونه خواهد بود؟ اقليتهايى مثل مسلمانان سنى، صوفيها، آشوريان، مسيحيان، ارمنيان، يهوديان و بهاييان. آيا در تحت حكومت اسلامى پيشنهادى شما، يك نفر غير مسلمان ماركسيست- غير از حزب توده- و يا زنان مى‏توانند در پستهايى مثل مقامات نظامى يا غير نظامى خدمت كنند؟&lt;br /&gt;جواب: اولًا برادران اهل سنت هر گز از اقليتهاى مذهبى نيستند. و ما بارها گفته‏ايم كه رفتارمان با اقليتهاى مذهبى بسيار خوب خواهد بود. اسلام آنها را محترم شمرده است. ما به آنان تمام حقوقشان را مى‏دهيم. آنان حق دارند در مجلس وكيل داشته باشند و آزادند به فعاليتهاى سياسى- اجتماعى بپردازند و آزادانه امور مذهبى خود را انجام دهند. آنان ايرانى هستند و مثل ساير ايرانيان در زير چتر حكومت اسلامى زندگى با امنيت كامل خواهند داشت. در امور نظامى مثل ساير امور، زنان مى‏توانند كارهايى را به عهده بگيرند و در صدر اسلام زنان در جبهه بوده‏اند و آنچه كه مربوط به مجروحين بوده است به عهده آنان گذاشته مى‏شده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;18 دی 1357---( روزنامه اکونومیست):آيا شما قصد داريد كه آزادى سخن، آزادى اجتماعات و آزادى مطبوعات و آزادى عبادات را تضمين كنيد؟]&lt;br /&gt;جواب: ما به خواست خداى تعالى در اولين زمان ممكن و لازم برنامه‏هاى خود را اعلام خواهيم نمود. ولى اين بدان معنى نيست كه من زمام امور كشور را به دست بگيرم و هر روز نظير دوران ديكتاتورى شاه، اصلى بسازم و على رغم خواست ملت به آنها تحميل كنم. به عهده دولت و نمايندگان ملت است كه در اين امور تصميم بگيرند؛ ولى من هميشه به وظيفه ارشاد و هدايتم عمل خواهم كرد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;3 بهمن 1357---(روزنامه های اطلاعات و کیهان): چون مرا به عنوان يك زن پذيرفته‏ايد، اين نشان دهنده اين است كه نهضت ما يك نهضت مترقى است؛ اگر چه ديگران سعى كردند نشان دهند كه عقب مانده است. فكر مى‏كنيد به نظر شما آيا زنان ما بايد حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلًا چيزى روى سر داشته باشند يا نه؟&lt;br /&gt;جواب: اينكه من شما را پذيرفته‏ام، من شما را نپذيرفته‏ام! شما آمده‏ايد اينجا و من نمى‏دانستم كه شما مى‏خواهيد بياييد اينجا! و اين هم دليل بر اين نيست كه اسلام مترقى است كه به مجرد اينكه شما آمديد اينجا، اسلام مترقى است. مترقى هم به اين معنى نيست كه بعضى زنها يا مردهاى ما خيال كرده‏اند. ترقى به كمالات انسانى و نفسانى است، و با اثر بودن افراد در ملت و مملكت است نه اينكه سينما بروند و دانس بروند. و اينها ترقياتى است كه براى شما درست كرده‏اند و شما را به عقب رانده‏اند؛ و بايد بعداً جبران كنيم. شما آزاديد در كارهاى صحيح. در دانشگاه برويد و هر كارى را كه صحيح است بكنيد؛ و همه ملت در اين زمينه‏ها آزادند. اما اگر بخواهند كارى خلاف عفت بكنند و يا مضر به حال ملت- خلاف مليت- بكنند، جلوگيرى مى‏شود؛ و اين، دليل بر مترقى بودن است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-1798123108604958399?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/1798123108604958399/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/02/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1798123108604958399'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1798123108604958399'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='بدون شرح'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LUCnVk1wI/AAAAAAAAANw/G8bzEhRqKIA/s72-c/iran-2-4.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-160167474197249798</id><published>2010-02-10T07:07:00.000-08:00</published><updated>2010-02-10T07:13:44.408-08:00</updated><title type='text'>ایران 57 وایران 88</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LM2LHGo4I/AAAAAAAAANQ/AZmZqFBGNtE/s1600-h/Send+Email+to+__+mowje-sabz%2Bsubscribe%40googlegroups.com+(59).jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 227px; height: 400px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LM2LHGo4I/AAAAAAAAANQ/AZmZqFBGNtE/s400/Send+Email+to+__+mowje-sabz%2Bsubscribe%40googlegroups.com+(59).jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5436632931257197442" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بهمن امسال برابراست باسی ویکمین سالگرد انقلاب ایران.این دلیلی شد تابه انقلاب57 وآن دوران وجنبش سبز88 ووضعیت امروز ایران بپردازم.&lt;br /&gt;شباهتهای بسیاروعجیبی میان دو دوره وجود دارد.آن زمان حکومت سلطنتی در برابرحق خواهی مردم وگروههای سیاسی ازسلاح سرکوب وعدم توجه به خواسته معترضان استفاده کرد.بسیارافراد را زندانی کرد.برخی راکشت وتعداد دیگری راتبعید کرد.&lt;br /&gt;در آغاز خواست عمومی نه دگرگونی، که اصلاح ورفرم وعمل به قانون وبخصوص قانون اساسی مشروطه بود.شاه می توانست با کمی توجه به این خواسته ها واندکی ازبین بردن فاصله خود با مردم وحذف اطرافیان چاپلوس وخودخواهی که به دلیل منافع شخصی دور وی جمع شده بودند، هم حکومتش راحفظ نماید وهم کشور راباحضورهمه مردم ونیروهای متخصص، درمسیر پیشرفت قراردهد.اما محمدرضاشاه پهلوی نکردآنچه باید می کردوکردآنچه نباید می کرد.وزمانی صدای انقلاب مردم ایران راشنید که دیگردیرشده بود واعترافش به آن سرعت سقوطش رابیشتر کرد.&lt;br /&gt;حاکمان کنونی جمهوری اسلامی نیز همین مشکل رادارند.ازدوازده سال پیش جنبش اصلاحی مردم ایران آغاز شد؛اما حاکمیت به آن نه تنها توجهی نکرد بلکه به مقابله شدید با آن نیز پرداخت وبا عدم توجه به قانون خود نیزسعی درازبین بردن آن نمود.&lt;br /&gt;سالها پس ازآن باز هم مردم تلاش کردند بازبان رای وشیوه کاملا مدنی ومسالمت آمیز خواست خودمبنی بررفرم واصلاح وضعیت کنونی رابه حاکمیت تحمیل کنند.اما آنان که حفظ حکومت وقدرت خودرابیش ازهر چیزو به هرقیمتی می خواستند اقدام به کودتا وتغییر رای مردم کردند.پس آن هم جنبش سبز مدنی ومتمدنانه مردم ایران اعتراض خود به این دزدی آشکاررا آغاز نمود.شعار وخواسته اول معترضان همانابازگشت به قانون ،ابطال انتخابات متقلبانه وبه رسمیت شناختن حق حاکمیت ملی بود. اما آنان که منافع خودرا درحفظ وضعیت فعلی می دانستند نه تنها این اعتراضات آرام رابه رسمیت نشناختند که به سرکوب وحشیانه آن پرداختند ودراین راه ازهیچ اقدام وحشیانه ای فروگذار نکردند.کنون کار بدانجا پیش رفته خواسته اصلی جنبش سبز اعتراضی نه اصلاح وبرکناری دولت که اصلاح حکومت است.باهرسرکوب وعدم توجه خواسته ها تندترشد.دقیقامانند سی وچند سال پیش.&lt;br /&gt;می گویند تاریخ تکرار می شود؛اما نه به این سرعت وچه تلخ است این تکرار......&lt;br /&gt;نکته بعدی سخنرانی آیت اله خمینی در بهشت زهرابه هنگام بازگشت به ایران والبته سخنان ایشان درفرانسه ونوع حکومت مورد نظرشان.(متن کامل آن سخنرانی وگزیده سخنان آیت اله خمینی درفرانسه برای مطالعه ومقایسه درادامه آورده شده است.)&lt;br /&gt;کلیدواژه این سخنان حق تعیین سرنوشت برای همه مردم است.آنجا که می گوید:"چراباید ما به خواسته پدرانمان آن هم تصمیم چند ده سال پیش آنان زندگی کنیم."&lt;br /&gt;این دقیقاحرف امروز جنبش سبز مردم ایران است:"چرا ماکه بیش ازهشتاد درصدمان اصلا سی سال پیش درتعیین نوع حکومت وقانون اساسی  هیچ دخالتی نداشتیم، بایدبه خواست وتصمیم پدران ومادران وافراد سی سال پیش زندگی کنیم؟حق حاکیت ملی چه شدوکجا رفت؟"&lt;br /&gt;این شباهت تاریخی بسیارجالب ودرعین حال عجیب است.&lt;br /&gt;چراحاکمان ومردم ماازآن درس نمی گیرند؟چرا باید تکرار تاریخ به این سرعت ووسعت درکشور مارخ دهد؟زیان این همه عقب ماندگی به دلیل تکرار وتکرار وتکرار وویران کردنهاتاکی باید برمردم وکشور تحمیل شود؟&lt;br /&gt;اگر حاکمیت به زور اسلحه وزوروظلم غالب برکشور،امروز به رود آرام دموکراسی وآزادیخواهی مردم توجه نکند وسعی درتغییر رویه خود ننماید فردا دیر می شود وسیل خروشان خواستهای وسیع مردمی آنهاراخواهد بردودیگر نه ازتاک نشان خواهد ماند ونه از تاک نشان.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LM19w8yEI/AAAAAAAAANI/Dl8Qu0zfyHE/s1600-h/Send+Email+to+__+mowje-sabz%2Bsubscribe%40googlegroups.com+(54).jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 299px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LM19w8yEI/AAAAAAAAANI/Dl8Qu0zfyHE/s400/Send+Email+to+__+mowje-sabz%2Bsubscribe%40googlegroups.com+(54).jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5436632927674615874" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم بادرس ازتاریخ وتغییر رفتارحاکمان زیان وضررکمتری برمردم و کشور وارد گردد.&lt;br /&gt;22بهمن نیز روزدیگری است برای نشان دادن ثبات رای ونظرجنبش سبز اعتراضی مردم ایران.به امید پیروزی.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-160167474197249798?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/160167474197249798/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/02/57-88.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/160167474197249798'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/160167474197249798'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/02/57-88.html' title='ایران 57 وایران 88'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S3LM2LHGo4I/AAAAAAAAANQ/AZmZqFBGNtE/s72-c/Send+Email+to+__+mowje-sabz%2Bsubscribe%40googlegroups.com+(59).jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-7859385137575803331</id><published>2010-01-14T08:32:00.000-08:00</published><updated>2010-01-14T08:38:36.517-08:00</updated><title type='text'>وصيت‌نامه دكتر شريعتي: پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم.</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S09IceKl93I/AAAAAAAAAMw/U2I20XBbSVU/s1600-h/sharyati.gif"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 325px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S09IceKl93I/AAAAAAAAAMw/U2I20XBbSVU/s400/sharyati.gif" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5426635729975768946" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;:بخش هايي از وصيت نامه دكتر علي شريعتي &lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هیچ‌وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی‌توانسته‌اند به سادگی مقامات حساس و موفقیت‌های سنگین به دست آورند اما آنچه را در این معامله از دست می‌دهند بسیار گرانبها‌تر از آن چیزی است که به دست می‌آورند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;نخستین رسالت ما کشف بزرگ‌ترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن “متن مردم” است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم. &lt;br /&gt;خدا را سپاس می‌گزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین”شغل” را در زندگی مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم می‌دانستم و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب، معلمی است و نویسندگی و من از هیجده سالگی کارم، این هر دو. و عزیزترین و گران‌ترین ثروتی که می‌توان به دست آورد، محبوب بودن و محبتی زاده ایمان، و من تنها اندوخته‌ام این، و نسبت به کارم و شایستگیم، ثروتمند، و جز این، هیچ ندارم. و امیدوارم این میراث را فرزندانم نگاه دارند و این پول را به ربح دهند و ربای آن را بخورند که حلال‌ترین لقمه است. &lt;br /&gt;و حماسه‌ام این که کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم. یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه میان من و مردم در کار بود و جز دلم یا دماغم کسی را و چیزی را نمی‌شناخت و فخرم این که در برابر هر مقتدرتر از خودم متکبرترین بودم و در برابر هر ضعیف‌تر از خودم متواضعت‌رین. &lt;br /&gt;و آخرین وصیتم، به نسل جوانی که وابسته آنم. و از آن میان به خصوص روشنفکران، و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچ‌وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی‌توانسته‌اند به سادگی مقامات حساس و موفقیت‌های سنگین به دست آورند اما آنچه را در این معامله از دست می‌دهند بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که به دست می‌آورند. &lt;br /&gt;و دیگر این سخن یک لا ادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده‌است که “شرافت مرد همچون بکارت یک زن است. اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی‌تواند“. &lt;br /&gt;و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگ‌ترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن “متن مردم” است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم. ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد برده‌ایم و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاش‌های ماست. &lt;br /&gt;و آخرین سخنم به آن‌ها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی مرا ناشناخته و قالبی می‌کوبیدند، این که: &lt;br /&gt;دین چو منی گزاف و آسان نبود / روشن تر از ایمان من ایمان نبود // در دهر چو من یکی و آن هم کافر! / پس در همه دهر یک مسلمان نبود &lt;br /&gt;ایمان در دل من، عبارت از آن سیر صعودی‌ای است که پس از رسیدن به بام عدالت اقتصادی به معنای علمی کلمه و آزادی انسانی به معنای غیر بورژوازی اصطلاح در زندگی آدمی آغاز می‌شود. &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-7859385137575803331?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/7859385137575803331/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/01/blog-post_9169.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7859385137575803331'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7859385137575803331'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/01/blog-post_9169.html' title='وصيت‌نامه دكتر شريعتي: پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم.'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S09IceKl93I/AAAAAAAAAMw/U2I20XBbSVU/s72-c/sharyati.gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-737816015811574290</id><published>2010-01-14T08:27:00.000-08:00</published><updated>2010-01-14T08:30:00.911-08:00</updated><title type='text'>ساکتم، اما سکوتم ........</title><content type='html'>&lt;strong&gt;ساکتم مثل گلوله تو خشاب یه مسلسل  /&lt;br /&gt;مثل برج موریانه توی هرزه زار جنگل  /&lt;br /&gt;مثل ته سیگار روشن بغل بشکه باروت   /&lt;br /&gt;ساکتم، اما سکوتم عمر طولانی نداره     /&lt;br /&gt;این صدای قلب من نیست، دل دل یه انفجاره  /&lt;br /&gt;ماشه ی فریاد من باش /&lt;br /&gt;ضامن تیغه ی چاقو  /&lt;br /&gt;تو سکوت زیرورو کن، آخرین ترانه بانو/&lt;br /&gt;حرفای نگفتنی رو یاد این حنجره بنداز/&lt;br /&gt;مشت واژه رو گره کن، توی کوچه های آواز/ &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-737816015811574290?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/737816015811574290/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/01/blog-post_4025.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/737816015811574290'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/737816015811574290'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/01/blog-post_4025.html' title='ساکتم، اما سکوتم ........'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1254761459233973598</id><published>2010-01-14T08:21:00.000-08:00</published><updated>2010-01-14T08:27:30.201-08:00</updated><title type='text'>میهن سبز</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S09FqYmYMNI/AAAAAAAAAMo/9SshvhPVLVs/s1600-h/image001.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 71px; height: 98px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S09FqYmYMNI/AAAAAAAAAMo/9SshvhPVLVs/s400/image001.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5426632670464979154" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خیالی نیست اگر دیروز&lt;br /&gt;شقایق های دشت میهنم را یک به یک چیدند&lt;br /&gt;و سرخی را ستاندند از کف این دشت پهناور&lt;br /&gt;به قدری خرم است این دشت &lt;br /&gt;که گر سرخی ستانی سبز می روید&lt;br /&gt;من اکنون سبز می بینم &lt;br /&gt;سراسر خاک میهن را&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-1254761459233973598?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/1254761459233973598/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/01/blog-post_14.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1254761459233973598'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1254761459233973598'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/01/blog-post_14.html' title='میهن سبز'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S09FqYmYMNI/AAAAAAAAAMo/9SshvhPVLVs/s72-c/image001.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-7236314325012688224</id><published>2010-01-07T02:07:00.000-08:00</published><updated>2010-01-07T02:19:13.185-08:00</updated><title type='text'>من فقط یک سوال پرسیدم!!!!</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S0W1ErfCUkI/AAAAAAAAAMg/88VttdQUtG8/s1600-h/image020.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 343px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S0W1ErfCUkI/AAAAAAAAAMg/88VttdQUtG8/s400/image020.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5423940418234634818" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;:عشق&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دختری کنجکاو میپرسید:&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;عشق یعنی چه؟&lt;br /&gt;دختری گفت: اولش رویا&lt;br /&gt;.آخرش بازی است و بازیچه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادرش گفت: عشق یعنی رنج&lt;br /&gt;.پینه و زخم و تاول کف دست&lt;br /&gt;پدرش گفت: بچه ساکت باش&lt;br /&gt;.بی ادب! این به تو نیامده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.رهروی گفت: کوچه ای بن بست&lt;br /&gt;.سالکی گفت: راه پر خم و پیچ&lt;br /&gt;در کلاس سخن معلم گفت:&lt;br /&gt;.عین و شین است و قاف، دیگر هیچ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.دلبری گفت: شوخی لوسی است&lt;br /&gt;تاجری گفت: عشق کیلو چند؟&lt;br /&gt;مفلسی گفت: عشق پر کردن&lt;br /&gt;.شکم خالی زن و فرزند&lt;br /&gt;شاعری گفت: یک کمی احساس&lt;br /&gt;.مثل احساس گل به پروانه&lt;br /&gt;عاشقی گفت: خانمان سوز است&lt;br /&gt;.بار سنگین عشق بر شانه&lt;br /&gt;.شیخ گفتا:گناه بی بخشش&lt;br /&gt;.واعظی گفت: واژه بی معناست&lt;br /&gt;.زاهدی گفت: طوق شیطان است&lt;br /&gt;.محتسب گفت: منکر عظما ست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;:قاضی شهر عشق را فرمود&lt;br /&gt;.حد هشتاد تازیانه به پشت&lt;br /&gt;.جاهلی گفت: عشق را عشق است&lt;br /&gt;.پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت&lt;br /&gt;رهگذر گفت: طبل تو خالی است&lt;br /&gt;.یعنی آهنگ آن ز دور خوش است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگری گفت: از آن بپرهیزید&lt;br /&gt;.یعنی از دور کن بر آتش دست&lt;br /&gt;چون که بالا گرفت بحث و جدل&lt;br /&gt;توی آن قیل و قال من دیدم&lt;br /&gt;طفل معصوم با خودش می گفت:&lt;br /&gt;من فقط یک سوال پرسیدم!&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-7236314325012688224?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/7236314325012688224/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7236314325012688224'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7236314325012688224'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='من فقط یک سوال پرسیدم!!!!'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S0W1ErfCUkI/AAAAAAAAAMg/88VttdQUtG8/s72-c/image020.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-346167225073152889</id><published>2009-12-24T08:43:00.000-08:00</published><updated>2009-12-24T09:13:44.626-08:00</updated><title type='text'>مظلوم عصرما</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SzOhKzdy4DI/AAAAAAAAAMI/s9udRqwo7Mo/s1600-h/mmontazeri.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 310px; height: 210px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SzOhKzdy4DI/AAAAAAAAAMI/s9udRqwo7Mo/s400/mmontazeri.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5418851983642779698" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روزها وشبهای محرم است ویادمظلومان دشت کربلا؛امامن می خواهم به یاد مظلوم تازه ازدست رفته بنویسم.&lt;br /&gt;از زمان که یادم می آید،چه درمدرسه چه درجاهای عمومی وچه درصداوسیما ،آنچه که بیش ازهرچیزازاهل بیت شنیده ام،سخن مظلومیت آنهابوده است.بانام بزرگ مظلوم عالم ،حضرت علی (ع)بزرگ شده ام وبه یادمظلومیت سید شهیدان بسیارگریسته ام.اماهیچ گاه فکر نمی کردم دردوران زندگی ام ودردوره استقرارحکومت دینی اسلامی ،آن هم ازنوع شیعه ،که داعیه دفاع از حق مظلوم آن ،گوش فلک راکرکرده،شاهد مظلوم واقع شدن کسی باشم که مراناخواسته به یاد بزرگ مظلومان تاریخ ،حضرت علی (ع)وامام حسین(س)بیندازد.امامتاسفانه امروزشاهدمظلوم واقع شدن بزرگ مرجع معاصر،افقه الفقهاواعلم العلما ،کسی که هم علی است وهم حسین،آیت الله العظمی حسینعلی منتظری هستم.&lt;br /&gt;دراین چند روزبسیاربه این مرد بزرگ فکر کردم وگریستم.چنین مرجعی که تاسالها یقینابدون جانشین خواهد بود اماچه مظلومانه زیست وچه مظلومانه تربسوی معبودش پرکشید.آنچنان مظلوم که حتی خانواده ،مقلدان وعلاقه مندانش حتی اجازه برگزاری یک مراسم ساده رانیز برای او نیافتند.&lt;br /&gt;اما اوتاابد ،بالاترازدیکتاتوران وپاسداران تاریکی،درتاریخ این مرزوبوم ودردل تمام آزادیخواهان به عنوان پدر حقوق بشر ایران زمین زنده وجاوید خواهد ماند.روحش شاد &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-346167225073152889?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/346167225073152889/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/346167225073152889'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/346167225073152889'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_24.html' title='مظلوم عصرما'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SzOhKzdy4DI/AAAAAAAAAMI/s9udRqwo7Mo/s72-c/mmontazeri.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-9076507726857258351</id><published>2009-12-20T08:15:00.000-08:00</published><updated>2010-01-07T02:07:18.545-08:00</updated><title type='text'>انالله و انا الیه راجعون;</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S0WyCRw935I/AAAAAAAAAMQ/4l5Py2_E8-k/s1600-h/untitled014.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 300px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S0WyCRw935I/AAAAAAAAAMQ/4l5Py2_E8-k/s400/untitled014.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5423937078435897234" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری (دام ظله) به معبودعالمیان پیوست&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;رحلت عالم زاهد ومجتهد والاقدر، مجاهد نستوه، فقيه، كلامي، جامع معقول و منقول حضرت آيت الله العظمي منتظري رضوان اله عليه تسلیت باد.&lt;br /&gt;عالم و متفكر و فقيه بزرگواري رخ در نقاب خاك كشيد كه در عرصه علم و عمل همه عمر پربركت خود را در مسيري كه رضايت خداوند را در آن مي دانست مصروف كرد و براي خدا و خدمت به بندگان او و دفاع از ميهن و مردم،رنجها،در به دري ها و زندانها و شكنجه ها را با سينه اي گشاده تحمل كرد و عزيز ترين سرمايه هایش را نيز تقديم انقلاب و راه خدا كرد.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;پيام تسليت بیت آیت الله منتظری&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم &lt;br /&gt;انالله و انا الیه راجعون &lt;br /&gt;من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضا نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا .&lt;br /&gt;بزرگ پاسبان تشیع علوی، رادمرد قهرمان و شجاع اسلام وایران، اسطوره مقاومت، مجاهدت، فقاهت و دینداری، سرمایه کمیاب مسلمانی و آزادگی، فقید عالیقدر و مجاهد نستوه آیت الله عظمی حاج شیخ حسینعلی منتظری، قدس الله نفسه الزکیه، شربت وصال نوشید و روی در حریم یار نهاد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن پیکر رنجور و درد کشیده اینک آرام یافته و آن روح خدایی اینک در جوار رحمت رب قرار گرفته است. آن دل دردمند که عمری در غم اسلام و مردم و حقوق آنان تپید و پروای حق داشت دیگراز تپش افتاده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فقید بزرگ شیعه و اسلام شناس بی بدیل و روح ربانی امت اسلام امروز در جوار پیامبر رحمت (ص) و اهل بیت مطهر (ع) اوست. این مصیبت جانکاه را بقیه الله اعظم خدا و امید جهان نور و عدالت و همه حق طلبان و آزادگان به همه مبارزان راه خدا در سرتاسر جهان، همه عالمان و فقیهان و به حوزه‌های علمیه و خصوصا شاگردان و ارادتمندان آن فقید سعید تسلیت می‌گویم.&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-9076507726857258351?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/9076507726857258351/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/9076507726857258351'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/9076507726857258351'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_20.html' title='انالله و انا الیه راجعون;'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/S0WyCRw935I/AAAAAAAAAMQ/4l5Py2_E8-k/s72-c/untitled014.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-5885091964153040651</id><published>2009-12-17T07:12:00.000-08:00</published><updated>2009-12-17T07:25:05.354-08:00</updated><title type='text'>خرماازگره گی دم نداشت</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;حکایت جنبش سبزوموردظلم قرارگرفتگان درجمهوری اسلامی ، شده حکایت مثل:&lt;br /&gt;« خرماازگره گی دم نداشت.»&lt;br /&gt;رای اکثریت دزدیده شده،حق اعتراض ندارند،کتک خورده اند،زندان رفته اند،شهید داده اند،...،خلاصه انواع واقسام هزینه هاراتاکنون متحمل شده اندولی بدهکارهم می باشند.من جای هرمطلب دیگه ای حکایت این مثل راازکتاب« کوچه احمد شاملو »می آورم.توخود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل.&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده . مساعدت را ( براي كمك كردن ) دست در دُم خر زده قُوَت كرد( زور زد ) . دُم از جاي كنده آمد . فغان از صاحب خر برخاست كه " تاوان بده !" &lt;br /&gt;مرد به قصد فرار به كوچه يي دويد ، بن بست يافت . خود را به خانه يي درافگند . زني آنجا كنار حوض خانه چيزي ميشست و بار حمل داشت ( حامله بود ) . از آن هياهو و آواز در بترسيد ، بار بگذاشت ( سِقط كرد ) . خانه خدا ( صاحبِ خانه ) نيز با صاحب خر هم آواز شد . &lt;br /&gt;مردِ گريزان بر بام خانه دويد . راهي نيافت ، از بام به كوچه يي فروجست كه در آن طبيبي خانه داشت . مگر جواني پدر بيمارش را به انتظار نوبت در سايهء ديوار خوابانده بود ؛ مرد بر آن پير بيمار فرود آمد ، چنان كه بيمار در حاي بمُرد . پدر مُرده نيز به خانه خداي و صاحب خر پيوست ! &lt;br /&gt;مَرد ، همچنان گريزان ، در سر پيچ كوچه با يهودي رهگذر سينه به سينه شد و بر زمينش افگند . پاره چوبي در چشم يهودي رفت و كورش كرد . او نيز نالان و خونريزان به جمع متعاقبان پيوست ! &lt;br /&gt;مرد گريزان ، به ستوه از اين همه، خود را به خانهء قاضي افگند كه " دخيلم! " . مگر قاضي در آن ساعت با زن شاكيه خلوت كرده بود . چون رازش فاش ديد ، چارهء رسوايي را در جانبداري از او يافت : و چون از حال و حكايت او آگاه شد ، مدعيان را به درون خواند . &lt;br /&gt;نخست از يهودي پرسيد . &lt;br /&gt;گفت : اين مسلمان يك چشم مرا نابينا كرده است . قصاص طلب ميكنم . &lt;br /&gt;قاضي گفت : دَيتِ مسلمان بر يهودي نيمه بيش نيست . بايد آن چشم ديگرت را نيز نابينا كند تا بتوان از او يك چشم بركند ! &lt;br /&gt;و چون يهودي سود خود را در انصراف از شكايت ديد ، به پنجاه دينار جريمه محكومش كرد ! &lt;br /&gt;جوانِ پدر مرده را پيش خواند . &lt;br /&gt;گفت : اين مرد از بام بلند بر پدر بيمار من افتاد ، هلاكش كرده است . به طلب قصاص او آمده ام . &lt;br /&gt;قاضي گفت : پدرت بيمار بوده است ، و ارزش حيات بيمار نيمي از ارزش شخص سالم است . حكم عادلانه اين است كه پدر او را زير همان ديوار بنشانيم و تو بر او فرودآيي ، چنان كه يك نيمهء جانش را بستاني ! &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;و جوانك را نيز كه صلاح در گذشت ديده بود ، به تأديهء سي دينار جريمهء شكايت بيمورد محكوم كرد ! &lt;br /&gt;چون نوبت به شوي آن زن رسيد كه از وحشت بار افكنده بود ، گفت : قصاص شرعاً هنگامي جايز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد . حالي ميتوان آن زن را به حلال در فراش ( عقد ازدواج )  اين مرد كرد تا كودكِ از دست رفته را جبران كند . طلاق را آماده باش ! &lt;br /&gt;مردك فغان برآورد و با قاضي جدال ميكرد ، كه ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دويد . &lt;br /&gt;قاضي آواز داد : هي ! بايست كه اكنون نوبت توست ! &lt;br /&gt;صاحب خر همچنان كه ميدود فرياد كرد : مرا شكايتي نيست . محكم كاري را ، به آوردن مرداني ميروم كه شهادت دهند خر مرا  از گره گي دُم نبوده است. &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-5885091964153040651?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/5885091964153040651/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_17.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5885091964153040651'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5885091964153040651'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_17.html' title='خرماازگره گی دم نداشت'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-7447652008174673710</id><published>2009-12-03T09:17:00.000-08:00</published><updated>2009-12-03T09:25:40.434-08:00</updated><title type='text'>درسهایی ازتاریخ</title><content type='html'>ان&lt;em&gt;سانها خود تاریخ خود رامی سازند،اماآن گونه که می خواهند. « کارل مارکس »&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- انقلاب اسلامی نتیجه عدم انجام رفرم واصلاح درانقلاب مشروطه بود.نتیجه انقلاب اسلامی هم اگررفرم رادرآن انجام نگیردچیزی جزانقلابی دیگرنخواهد بود.&lt;br /&gt;- شاهپوربختیارنبایددرآن برهه اززمان،پست نخست وزیری راقبول می کرد.زمانی که حکومت شاهنشاهی درسراشیبی سقوط بودوچیزی جزاضمحلال انتظارآن رانمی کشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfzb3sT7VI/AAAAAAAAAJw/-Vr-X8oIKRI/s1600-h/n00033640-r-b-015.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 228px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfzb3sT7VI/AAAAAAAAAJw/-Vr-X8oIKRI/s320/n00033640-r-b-015.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411061137440763218" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;- حوادث بعدازانقلاب اسلامی دراوایل آن. تسخیر سفارت آمریکاوپیامدآن سقوط دولت موقت.&lt;br /&gt;این تندروی نتیجه انقلاب بود.&lt;br /&gt;- اتفاقاتی که برای بنی صدرافتادوزمینه سقوط اورافراهم آورد،که اگرنمی افتادشایدامروزوضع فرق می کرد،ناشی ازاشتباهات خودبنی صدرو رویارویی وی باجبهه های مختلف مقابلش واتحاداشتباه اوبا مسعودرجوی بود.حوادث بیرونی که براوتحمیل شد،اجازه مقابله درهمان سطح با مخالفاتهاراازاوگرفت.مثل حمله عراق به ایران واینکه بنی صدرمی خواست برای اثبات خودش کارهایی راکه دریدقدرتش نبودرابه تنهایی انجام دهد.فرماندهی نیروهای مسلح به تنهایی ازجمله اشتباهات بزرگ اووزمینه سازمخالفتهای بیشتر وتضعیف بیشتروی دربرابرآنهاشد.&lt;br /&gt;- " آیت الله خمینی "آیاازاول اندیشه چنین حکومتی رادرسر داشت وازدیگران برای رسیدن به آنچه خودمی خواست استفاده کردیاخیر؟حکومت موردنظراوهمان جمهوری به معنای تام آن بودوحوادث واتفاقات بعدازانقلاب اورابه اندیشه حکومت ولایت فقیه رساندیااین شیوه حکومت درذهن او وجودداشت وازاول به دنبال رسیدن به آن بود؟&lt;br /&gt;- هدف وسیله راتوجیه می کند؟!؟&lt;br /&gt;آیابرای رسیدن به هدف،می توان ومی شوداخلاق رازیرپاگذاشت ویاحداقل آن رادست کم گرفت؟&lt;br /&gt;- شیوه اداره دولت وحکومتداری توسط خاتمی درحکومت جمهوری اسلامی باقانون اساسی آن درست بودیا خیر؟ترس ازخشونت طرف مقابل،درراستای حفظ حکومت و قدرت به هر قیمت،تاکجا بایدادامه می یافت بود؟ویامی شدبه پشتوانه نیروی مردمی وحمایت افکارعمومی جلوی آنهاایستاد؟آیاباید قایل به دادن هزینه بودیا خیر؟هزنیه،هزینه است وکم و زیادندارد.&lt;br /&gt;- علامه نراقی150سال پیش درزمان فتحلیشاه قاجار،نظریه ولایت فقیه رامطرح کرد.&lt;br /&gt;در زمان مشروطه علامه نایینی نیزاین نظریه رافقط درحدنظریه مطرح کرد.هردوی آنهاقایل به سلطنت وحکومت شاهنشاهی بودند.&lt;br /&gt;شیخ فضل الله نوری،قابل به دوجنبه درحکومت بود.یکی حکومت روحانیون ومتشرعین درهمان حوزه وحجره هایشان وسلطنت به معنای مطلق کلمه وقدرت کامل ومطلقه.اومعتقدبودمظاهر تمدن غرب که درانقلاب مدنی وفرهنگی مشروطه تحت عنوان آزادی وتجددمطرح شد،مطلقادرست نیستندوحکومت ازآن"شاه"در جنبه حکومتی است وبایدباهرگونه آزادی فردی واجتماعی  مخالفت شودتازمینه نفوذدین وروحانیت درمیان افرادجامعه به طور کامل وجودداشته باشد.درحقیقت اوحکومت مشروطه رازمینه سازعزلت نشین شدن روحانیون دینی می دانست.&lt;br /&gt;اماآیت اله خمینی بطورکلی معتقدبه حذف حکومت سلطنتی و پادشاهی واستقرارحکومت دینی به زعامت ولی فقیه عادل بود.&lt;br /&gt;- یکی ازدلایل عدم موفقیت انقلاب مشروطه،آنچنان که انتظارش می رفت،عدم توانایی روشنفکران ورهبران انقلاب در ایرانیزه کردن مفاهیم مدنی آن بود.آنجاکه آنهابرای قابل فهم کردن مفاهیم حکومت مدرن،بدون درنظرگرفتن امکان برداشت تنگ نظرانه،نظراتی رامطرح کردندکه زمینه سواستفاده آیندگان راازآنهافراهم نمود.مسایلی نظیرارایه مفهوم امربه معروف ونهی ازمنکربرای آزادی واستنادبه آیاتی نظیر« وامرهم شورابینهم »برای جاانداختن مفهوم مجلس وشورا.&lt;br /&gt;ارایه این مفاهیم برای آن بودکه مردم عامی،که هیچگونه آشنایی باآزادی وتجددومبانی حکومت  مدرن نداشتندوقرنها حکومتهای استبدادی،فرهنگ استبدادزده رادرجامعه حاکم کرده بود،آنهارادرک کرده وبپذیرند.امابدان شیوه ای که مطرح شدنه تنهابه مفهوم خاص،آنها فهمیده واجرانشدند، بلکه زمینه سواستفاده کسانی رادرپی داشت که باانقلاب مشروطه یابه کلی مخالف بودندویاباگونه مطرح شدن آن.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfz9wvO8-I/AAAAAAAAAKI/wFhAyeom6TM/s1600-h/575415957.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 307px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfz9wvO8-I/AAAAAAAAAKI/wFhAyeom6TM/s320/575415957.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411061719689524194" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; - بعدازانقلاب ایران عکس همه جوامع کسانی درصدرقرار گرفتند که دلایل برتری افرادبرای برعهده گرفتن کارهارا نه شایستگی علمی واخلاقی ونه تخصص وتجربه که به قول خودشان تعهد می دانستند.درحقیقت هرکه کثیف تروبی سوادتروفقیرترونامرتب تربود،به جایگاه بالاترمی رسید.ازنظرپوشش ولباس، تیپ وظاهر،هرکس خوش لباس ترو شیک تربودمتهم به طاغوتی بودن وسیرشکمی وبی توجهی به فقراومستضعفین می شد.ملاک ریاست وصدارت بدلباس پوشیدن، کثیف بودن،بوی بدبدن، عدم اصلاح موسروصورت ونامرتبی بود.این انسان هاازروی بی سوادی ونفهمی بدترین کارها راخصوصادرموردافرادکاردان ومتخصص ومجرب انجام دادندکه دربهترین حالت طرف گوشه گیرمی شد.درغیراینصورت یامهاجرت می کردیازندان وبیکاری درانتظارش بود.ازطرف دیگربه دلیل ناآگاهی به کار،سبب عقب ماندگی آن اداره وسازمان هم می شدندوهزینه بسیاربرکشورتحمیل می کردند.&lt;br /&gt;- دلایل موفقیت وماندن حکومت جمهوری اسلامی تابدین جاباوجودتمام نارضایتی هابه زعم من این است: &lt;br /&gt;عدم وجوداپوزیسیون قوی وسازمان یافته ازطرفی وانشقاق و شکاف بسیارزیادبین همان اپوزیسیون موجود خصوصا اپوزیسیون خارج ازکشوروعدم اتحادآنهاازطرف دیگر.متأسفانه یکی ازخصوصیات ایرانیان درهرکجاباشند،داخل یاخارج و شهروروستاو... ،که باعث عدم نتیجه گیری درهرحرکتی و گاهی حتی عدم شروع حرکتی خاص می شود،این است که فکرمی کنندفکرخودشان ازهمه بهترو برتراست وزمانی بادیگران حاضربه کارواتحادوچه وچه می شوندکه آنهاحاضربه پذیرفتن قیومیت و مرکزیت ایشان شوند. درغیراین صورت متهم به ارتجاع وکند روی وتند روی می شوند.سی سال ازحکومت اسلامی درایران می گذرد.به گواهی همه یکی ازحکومت های دنیاست که منافع دنیاوحتی خودرا به خطرانداخته ومی اندازدودارای نقاط ضعف بسیاری می باشد. اجماع بین المللی بارهابرابرآن صورت گرفته،اماتابدین جا نتوانسته این حکومت راازراه وفکری که درپیش گرفته و ادامه می دهدبازدارد. بسیاری ازحرکت های افراطی دنیا سرچشمه ازانقلاب ایران وحکومت پس ازانقلاب دارد.اماچرا واقعااجماع بین المللی تابه حال موفق به نگه داشتن این حکومت نشده است؟آیا نبوداپوزیسیون قوی ودچاراختلاف شدن آن دراین دوره سی ساله چه درداخل وچه خارج ایران یکی ازاین دلایل نیست؟اگراپوزیسیون قوی وسازمان یافته حضور داشت که می توانست دربزنگاههای تاریخی،که کم هم نبوده،توانایی فشار بر حکومت و استفاده از حمایت افکار عمومی یاپیش ازآن توانایی بسیج افکار عمومی داشته باشد،مااکنون چنین وضعیتی راداشتیم؟&lt;br /&gt;- امااکنون وپس ازانتخابات دهم ریاست جمهوری وکودتای سران حکومت وحوادث پس ازآن وپرداخت هزینه بسیاروبازهم ادامه مبارزه ازسوی جنبش برخاسته ازمیان توده مردم،بواسطه آگاهی عمومی به ناتوانی حکومت مذهبی در ایران ودرک حکومت مطلوب،حکومتی که پتانسیل دیکتاتوری درآن وجودنداشته باشد،چرابازهم گروهی اندک در راه رسیدن به آن مطلوب باجنبش سبزمردم متحدنمی شوندو سازخودرامی زنندوحاضربه پذیرش خواست اکثریت نیستند؟مگرنه اینکه دشمن مشترک خطرناک وهدف مشترک می تواندعامل اتحادباشدنه اتحادکه ائتلاف؟واقعاچه فرقی می کند که درمتن جنبش کروبی هم باشد،یاخاتمی یا موسوی و... . &lt;br /&gt;- می گویند:تاریخ دوبارتکرارمی شود.یکباربه صورت کمدی ودیگربارتراژدی.این برانسانهاست که بادرس گرفتن ازگذشته،جلوی تکرارتاریخ رابگیرند.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-7447652008174673710?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/7447652008174673710/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_6526.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7447652008174673710'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7447652008174673710'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_6526.html' title='درسهایی ازتاریخ'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfzb3sT7VI/AAAAAAAAAJw/-Vr-X8oIKRI/s72-c/n00033640-r-b-015.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-603164455718801492</id><published>2009-12-03T08:23:00.000-08:00</published><updated>2009-12-03T08:28:13.552-08:00</updated><title type='text'>16آذر،روزسبزدیگر</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfm4fiVPUI/AAAAAAAAAJA/RyiTCmU3H_s/s1600-h/8b72.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfm4fiVPUI/AAAAAAAAAJA/RyiTCmU3H_s/s320/8b72.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411047335521500482" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;16آذر،روزدانشجو گرامی باد.یادآن سه آذراهورایی ، شهدای 16 آذر32 ،وتمام شهدای راه آزادی واعتلاورهایی وطن گرامی باد.&lt;br /&gt;امسال باوضعیت خاص کشور وجنبش سبزآزادیخواهی مردم ودانشجویان،یاد روزهای دانشجویی زمان به دانشگاه رفتن خودم افتادم.بااین که دوره اصلاحات بود ،اماهمیشه مابرای برگزاری مراسم دراین روزتحت فشارومحدودیت بودیم.به دلیل فشارهای بیرون ازدانشگاه وضعف مدیران دانشگاه درمقابل آن فشارها،یااصلا مجوزنمی دادند ویااگرمجوزهم می دادند،شرط وشروط ومحدودیت زیادی برای مامی گذاشتند.&lt;br /&gt;یک سال که برای مجوزبرنامه روزدانشجو،بامشکلات وسنگ اندازی وعدم صدورمجوزروبروشدیم،به همراه چند نفرازدوستان به دیداررییس دانشگاه رفتیم.چند ساعت صحبت وبحث کردیم.حتی کاربه داد وفریاد هم رسید تابالاخره باکلی شرط مجوز گرفتیم.یکی ازمسایلی که یکی ازدوستان مطرح کردوتاحدودی ریاست دانشگاه رامجاب به دادن مجوزکرد این بود که 16آذربه دلیل برخورد نیروهای نظامی شاه باتجمع اعتراضی دانشجویان وشهادت سه نفرازآنان،« روزدانشجو» نام گرفت.درهمان زمان حکومت محمدرضاشاه وپس ازآن اتفاق همه ساله به مناسبت این روز،دانشجویان مراسمی برپامی کردند وآن رژیم برخوردخاصی نمی کرد وبعضامجوزبرگزاری مراسم هم صادرمی کرد.اما درجمهوری اسلامی برای گرامیداشت این روزمجوزداده نمی شود.این نشانه چه چیزی می تواند باشد جزضعف؟واین برای رژیم که داعیه حکومت دینی ومردمی دارد واقعاجای تاسف است.&lt;br /&gt;امسال اما باهمه سالها متفاوت است.حمایت مردمی ازدانشجویان به بالاترین سطح خود رسیده است وجنبش سبز ملی پشتوانه دانشجویان است .امروزمردم ایران خودرابیش ازپیش به آزادی ودموکراسی نزدیک می بینند.گرامیداشت این روزتقریباتمامی دانشگاههارادربرگرفته است.چه دولتی وچه غیردولتی وآزاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfm4EpKipI/AAAAAAAAAI4/3xMrkPggufE/s1600-h/6.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 179px; height: 250px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfm4EpKipI/AAAAAAAAAI4/3xMrkPggufE/s320/6.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411047328302402194" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم این16 آذر،روزبیداری همه کسانی باشدکه خودرابازیچه دست استبداد وکودتاگران کرده اند.خصوصا دانشجویانی که راحت ترمیتوانند واقعیت رادرک نمایند.&lt;br /&gt;به امید پیروزی راه سبز امید مردم ایران.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxfmmOiJgEI/AAAAAAAAAIw/8AT8wMmiaAs/s1600-h/ma.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 120px; height: 60px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxfmmOiJgEI/AAAAAAAAAIw/8AT8wMmiaAs/s320/ma.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411047021719683138" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-603164455718801492?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/603164455718801492/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/16.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/603164455718801492'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/603164455718801492'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/16.html' title='16آذر،روزسبزدیگر'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxfm4fiVPUI/AAAAAAAAAJA/RyiTCmU3H_s/s72-c/8b72.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-836647935959292325</id><published>2009-12-03T08:16:00.000-08:00</published><updated>2009-12-03T08:23:46.633-08:00</updated><title type='text'>پروانه فروهر</title><content type='html'>&lt;strong&gt;به مناسبت16آذر،روزدانشجو،یادمی کنم ازفردی که درپاسداشت این روزوعقیده اش دردوره خودزحمتها کشیدوهزینه هاداد.چرخش روزگارهمین ماه رابرای ازدنیارفتن اوقراردادودراول آذر،اوبه همراه همسرش توسط سربازان ارتش تاریکی به دلیل عقیده اش به قتل رسید&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxfliU_FNlI/AAAAAAAAAII/0wF3gXgcSQ8/s1600-h/PARVANE_POEMS02.GIF"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 267px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxfliU_FNlI/AAAAAAAAAII/0wF3gXgcSQ8/s400/PARVANE_POEMS02.GIF" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411045855220545106" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;درمن صداي زلزله مي آيد &lt;br /&gt;مرگ مذاب در تن من جاريست &lt;br /&gt;در من صداي صاعقه مرگ است &lt;br /&gt;در من تولد فريادي &lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxflingIYTI/AAAAAAAAAIQ/kneVN6fpIlw/s1600-h/PARVANE_POEMS03.GIF"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 260px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxflingIYTI/AAAAAAAAAIQ/kneVN6fpIlw/s400/PARVANE_POEMS03.GIF" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411045860191002930" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در من صداي زلزله مي آيد &lt;br /&gt;درمن صداي صاعقه سرخ انفجار &lt;br /&gt;در من صداي سايش دندانه هاي مرگ &lt;br /&gt;در من هراس قطع نفس هاي آخرين &lt;br /&gt;در من گسسته است &lt;br /&gt;تا راز توان و پود &lt;br /&gt;در من ستاره اي به زمين مي كشد مرا &lt;br /&gt;من لحظه هاي مرگ مدامم &lt;br /&gt;با نبض كند &lt;br /&gt;ساعت ديدار مرگ از درون مغز من آواز مي دهد &lt;br /&gt;رفتن گريز نيست &lt;br /&gt;زن روي زمين آرام گرفت . ديگر درد نمي كشيد . ديگر حضور مردان نقاب پوش ناشناس كه خلوت خانه او را برهم زده بودند آزارش نمي داد .نه او را نه مردي را كه سالها پيش با او پيمان بسته بود: &lt;br /&gt;باش با من تا دور &lt;br /&gt;تا سراي مهتاب &lt;br /&gt;تا ستاره تا خواب &lt;br /&gt;باش تا مرگ &lt;br /&gt;سايه هاي مردان از روي باغچه و كنار گلهايش گذشته بود دل گلهاي ماگنوليايي كه مثل فرزندان راه دورش شده بود گرفت . ديد ساقه هايش خم شد و نگاه نگرانش را به پنجره اي دوخت كه او هميشه پشتش  مي ايستاد.چشمانش باز بود از پشت دريچه اطاق مي خواست: &lt;br /&gt;از نردبام نقره اي صبح &lt;br /&gt;تا بام آسمان &lt;br /&gt;با كوله بار خاطرهايم ؛تلخ &lt;br /&gt;با پاي خسته بالا رود تا محضر خدا كه از عدل لبالب است.(1) &lt;br /&gt;بيشتر دانشجويان و استادان دانشگاه تهران كه در سال 1339 در آن درس مي خواندند مراسم سالگرد 16 آذر را به ياد دارند . كه براي نخستين بار با هماهنگي تمام دانشكده ها تصميم به برپايي يابود سه قطره خون(2) بر زمين ريخته شده در دانشكده فني داشتند.آن روز پس از تجمع آرام دانشجويان در مقابل دانشكده حقوق يكي از دانشجويان دانشكده ادبيات بر سكو رفت و بياد قندچي؛ بزرگ نيا و شريعت رضوي سخنراني كرد و از همه خواست به احترام آن سه آتش اهورايي(3) سه دقيقه سكوت كنند . شايد آن روز آذر 1339 كمتر كسي آن دختر را مي شناخت؛ اما درآذر سال 1377 نام او را بيشتر مردم ايران مي دانستند. او كسي نبود جز پروانه مجد اسكندري ( فروهر) &lt;br /&gt;پروانه فروهر يكي از زنان اين سرزمين بود كه نامش با جنبش دانشجويي و مبارزات ملي برعليه حكومت رژيم پهلوي وادبيات عجين شده است . &lt;br /&gt;او در سال 1317 در تهران متولد شد . دوازده ساله بود كه مبارزات ملي شدن درسال   1329 آغاز شد . او مانند تمام فرزندان اين بوم و بر با انديشه هاي ملي گرايانه و دكتر محمد مصدق آشنا شد . در مدارس آن روز دانش آموزان بجاي مجله هاي  بي ارزش مرد امروز و باختر امروز را دست به دست مي گرداندند . و نگران چشم به مبارزات دكتر مصدق و ديگر همرزمانش در اين جبهه دوخته بودند. اما افسوس عمر اين حكومت ملي كوتاه بود و سايه شوم كودتاي سياه 28 مرداد آن را در خود گم كرد . پروانه مانند بسياري از آزادي خواهان ديگر تا سالهاي آخر عمر از شنيدن نام مرداد و يادآوري آن حادثه شوم دلهره داشت : &lt;br /&gt;اگر اين دلهره مرگ آور &lt;br /&gt;ز دلم دست كشد &lt;br /&gt;ترس مرداد دگر پر كشد از جانم &lt;br /&gt;دست خواهم افشاند &lt;br /&gt;پاي خواهم كوبيد &lt;br /&gt;تن رها خواهم كرد &lt;br /&gt;از هراس و ترديد &lt;br /&gt;اگر اين دلهره مرگ آور ...(4) &lt;br /&gt;ضربه ناشي از بازگشت ديكتاتوري در ايران مدتي طول كشيد تا نيروهاي ملي به بازسازي دست زنند . &lt;br /&gt;با تاسيس حزب ايران اين فعاليتها از سر گرفته شد در سال 1338 با تشكيل كميته شوراي دانش آموزي و دانشجويي اين حزب پروانه اسكندري وارد آن حزب شد . و پس از تشكيل جبهه دوم ملي در سال 1339 مراسم 16 آذر را در دانشگاه برپا كردند . در همين زمان بود كه براي نخستين بار دستگير و به زندان افتاد. از اين دوران به بعد است كه نام پروانه فروهر با جنبش دانشجويي ايران همراه شد . به طوري كه شاه در سال بعد زماني كه تصميم به ديدار با دانشجويان معترض دارد نام او را نيز در كنار چهار دانشجوي ديگر براي الهيار صالح دبير كل حزب ايران مي فرستد . &lt;br /&gt;در ارديبهشت سال 1340 با ازدواج پروانه با داريوش فروهر دبير حزب ملت ايران زندگي و مبارزاتش شكل جدي تري به خود ميگيرد . او در طي سالها زندگي لحظه اي همسرش را تنها نمي گذارد و در تمام مبارزات داريوش فروهر پابپاي او مبارزه مي كند : &lt;br /&gt;باز هم در اين راهيم &lt;br /&gt;ما صبور و عاشق &lt;br /&gt;بي آنكه در مخفي گاه دلهامان گاه &lt;br /&gt;سوسوي حرص رهي باز كند &lt;br /&gt;تا كه خورشيد به ما ميتابد &lt;br /&gt;تا كه آتش برپاست &lt;br /&gt;رهرو اين راهيم &lt;br /&gt;او سالهاي پر آشوب و پر هراس بين 1340 تا 1357 نه تنها يك همسر بلكه همراه و همسنگر است . چه روزهايي كه همسرش در كنارش بود چه در دوران سخت و پردرد زندان همسرش كه بار زندگي و نگهداري از دو فرزندش پرستو و آرش را تنها بهمراه غم دوري از او را به تنهايي بر دوش ميكشيد : &lt;br /&gt;بي تو صبح روشن من &lt;br /&gt;به سياهي شام تار كشيد &lt;br /&gt;هر نگاهي كه سبز بود و كبود &lt;br /&gt;زرد شد بسكه انتظار گشيد &lt;br /&gt;بازگرد اي بهار رفته من &lt;br /&gt;روشني بخش بزم خاموشم &lt;br /&gt;بي تو چندين بهار آمد و رفت &lt;br /&gt;بازگرد اي توان آغوشم (5) &lt;br /&gt;اما مبارزات يكي از جنبه هاي زندگي پر پيچ و خم اين زن ايراني بود . در زمينه ادبي نيز دستي در شعر داشت . و اشعاري كه از او به جاي مانده است گواه اين است . او آرزوها؛ بغضها و  انديشه هايش را در غالب ابياتي كه نوشته و نانوشته بود مي ريخت . &lt;br /&gt;انتظار ؛ فراق ؛ هراس ؛ اميد ؛ غم و شادي محور مهم اشعار اوست.  &lt;br /&gt;اشعار او تجسم خود او در سالهاي مختلف عمرش است . در خلال اين شعرها مي توان به اوضاع اجتماعي سياسي دوره هاي مختلف تاريخ معاصر را ديد . در تمام ابيات او علاوه بر بغضي كه از وضع موجود دارد نشانه اي از اميد موج ميزند . عشق به وطن ضرباهنگ بيشتر اشعار است : &lt;br /&gt;تا آسمان بپاست &lt;br /&gt;تا ماه مي درخشد و خورشيد جان افزاست &lt;br /&gt;ايران من بجاست &lt;br /&gt;اين بانوي مبارز در اولين روز آذر 1377 در حاليكه بعد از سالها مبارزه و همدوشي با داريوش فروهر  دوران آرام را سر مي برد در خانه شخصي خود در خيابان هدايت در كنار همسرش به قتل رسيد .مرگي كه شايد از مدتها پيش آن را به انتظار نشسته بود . و با آن زندگي كرده بود : &lt;br /&gt;در من صداي زلزله مي آيد &lt;br /&gt;مرگ مذاب در تن من جاريست &lt;br /&gt;در من صداي صاعقه مرگ است &lt;br /&gt;در من تولد فريادي&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;يادش گرامي .&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxfliFa6UoI/AAAAAAAAAIA/TtUOHJN5RoI/s1600-h/PARVANE_POEMS01.GIF"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 264px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxfliFa6UoI/AAAAAAAAAIA/TtUOHJN5RoI/s400/PARVANE_POEMS01.GIF" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411045851042304642" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. اشعار از كتاب شايد يك روز برگزيده اشعار پروانه فروهر است. &lt;br /&gt;2و 3. القابي است كه دكتر علي شريعتي براي محمد بزرگ نيا احمد قندچي و مهدي شريعت رضوي سه دانشجويي كه در شانزدهم آذر 1332 به دست نيروهاي گارد شاه در دانشكده فني دانشگاه تهران كشته شدند. &lt;br /&gt;4.از اشعار پروانه فروهر كه در مرداد 1373 سروده بود. &lt;br /&gt;5. اين شعر را خانم فروهر در سال 1353 زماني كه همسرش در زندان هاي رژيم پهلوي زنداني بود. سروده است .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-836647935959292325?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/836647935959292325/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_6745.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/836647935959292325'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/836647935959292325'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_6745.html' title='پروانه فروهر'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxfliU_FNlI/AAAAAAAAAII/0wF3gXgcSQ8/s72-c/PARVANE_POEMS02.GIF' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1911089307007633833</id><published>2009-12-03T08:12:00.000-08:00</published><updated>2009-12-03T08:16:35.214-08:00</updated><title type='text'>یادآوری ومقایسه</title><content type='html'>&lt;strong&gt;مشغول مرتب کردن وسایلم بودم که چندمطلب مربوط به دوران دانشجویی رااتفاقی پیداکردم.چند مورد ازآنهاراباتوجه به وضعیت کنونی بی مناسبت ندیدم که درمنظرمشاهده ومقایسه بگذارم.&lt;br /&gt;این مطالب مربوط به پاییز سال81 واتفاقات صحنه سیاسی کشورپس ازاعلام حکم اعدام دکترآقاجری است.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ور&lt;strong&gt;شکستگي سياسي&lt;br /&gt;عباس عبدي&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ورشكستگي سياسي چه زماني رخ خواهد داد؟ و به چه كسي بايد ورشكسته سياسي گفت؟ براي پاسخ مي‌توان فرآيند ورشكستگي اقتصادي برخي افراد را مثال آورد. كسي كه به لحاظ مالي دچار مشكل مي‌شود و مبالغ قابل توجهي بدهي بالا مي‌آورد، براي حل اين مشكل به استقراض با سود بالا روي مي‌آورد، به اميد اين كه دنيا به او روي آورد و مجدداً به جايگاه اول خود برگردد، ولي از آنجا كه اقدامي مؤثر در از ميان بردن خطاهاي خود نمي‌كند، تاريخ سررسيد قرض جديد با سودهاي زيادش سر مي‌رسد، لذا وي اقدام به استقراض بيشتر با سود بالاتر و مدت‌زمان بازپرداخت كمتر مي‌كند، چرا كه موقعيت اقتصادي وي در آن حد نيست كه اعتبارات بالا با سود كم به او داده شود. &lt;br /&gt;اين فرآيند آنقدر ادامه مي‌يابد، كه امكان استقراض بيشتر فراهم نيست، و فرد موردنظر با ورشكستگي كامل و وجود قرض‌هاي فراوان و سودهاي متراكم شده مواجه مي‌شود. &lt;br /&gt;ورشكستگي سياسي نيز فرآيند مشابهي دارد، يك گروه يا فرد در جريان فعاليت با شكست‌هايي مواجه مي‌شود، ولي به‌جاي آن كه خود را با وضعيت جديد تطبيق دهد، و در صدد رفع نابساماني‌هايي برآيد كه موجب اين شكست شده است و شكست خود را مقدمه پيروزي جديدي نمايد، اين گروه يا فرد اقدام به استقراض سياسي با ربح و سود بالا مي‌كند، مثلاً قواي قهريه را به ميدان مي‌آورد، غافل از اين كه كارآمدي اينگونه قوا در موازنه سياسي تاحد معيني است و استفاده بيشتر از آن نه تنها مؤثر نيست بلكه كارآمدي آن را نيز از ميان مي‌برد، فقط ممكن است به‌صورت كوتاه‌مدت اثر تسكيني داشته باشد. يا اين كه در ذيل شعار دين و انقلاب و ارزش‌ها پناه مي‌گيرد، و اين نيز نوعي استقراض ناجوانمردانه است، و به تعبيري استحصال بي‌رويه از منابع اجتماعي است، كه به سرعت بازدهي آنها را كم مي‌كند. ادامه اين رفتار به‌جايي مي‌رسد كه به‌ يكباره اين گروه سياسي با اضمحلال مواجه مي‌شود، زيرا ديگر از بازسازي كوتاه‌مدت خود نيز ناتوان است. &lt;br /&gt;وضعيت محافظه‌كاران تشابه كاملي با اين وضع دارد، با اين تفاوت كه يك ورشكسته اقتصادي حداقل به ورشكسته بودن خود واقف است، اما ظاهراً آقايان چنان در اوضاع نامساعدي قرار دارند كه توان درك چنين واقعيت روشني را هم ندارند. &lt;br /&gt;براي آن كه معلوم شود چه نگاهي باعث بروز چنين وضعي شده كافي است به اين سخن يكي از رهبران مخالف اصلاحات توجه كنيم كه طرفداران خروج از حاكميت را به لحاظ عددي بي‌ارزش توصيف كرده است. گرچه بطلان اصل چنين ادعايي بر گوينده نيز روشن است، اما اين ديدگاه از كجا سرچشمه گرفته است؟ &lt;br /&gt;هركس كه حكومت مي‌كند، با تمام توان مي‌كوشد كه بر دوستان خود بيفزايد و از دشمنان خود كم كند، يا اين كه مي‌كوشد حتي يك‌نفر هم از تعهد به حاكميت خارج نشود، زيرا از دست‌دادن افراد و آرا كار بسيار ساده‌اي است، آنچه كه سخت است جلب آراست. آرا و قلوب مردم را مي‌توان هزارهزار از دست داد، ولي كسب آنها، يكي‌يكي است. وقتي عده‌اي دور سفره‌اي بنشينند كه امام(ره) پهن كرد و با كوشش تمام آن را پربا ساخت، و اين افراد مثل وارثين بي‌تعهد شروع به مصرف از اين سفره نمايند و هيچ كوششي براي افزودن به آن ثروت مردمي نكنند، بديهي است كه آن ثروت هرقدر هم عظيم و گرانبها باشد، با اين روش ميراث خواران به‌سرعت پايان مي‌پذيرد، امام چگونه مي‌توانست سفره‌اي پربركت از خود به‌جا بگذارد كه عده‌اي نزديك به سيزده سال، بدون اين كه ذره‌اي به آن اضافه كنند با ولع تمام از اين سفره بخورند و آن را حيف‌وميل كنند، و بازهم انتظار داشته باشند كه چيزي از آن براي سيركردن شكم‌هاي سيري‌ناپذير قدرت آنان، وجود خواهد داشت؟ واضح است كه حمايت و همدلي مردم با اين انقلاب به راحتي حاصل نشد، كه امروز عده‌اي تا اين حد بي‌تفاوت نسبت به ارزش عددي ديگران اظهارنظر كنند. به‌ويژه كساني چنين مي‌گويند كه بيش از هركس ديگر ارزش عددي كم خود را مي‌دانند. اگر اسم اين رفتار را نتوان ورشكستگي سياسي ناميد، پس چه بايد گفت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دست خدا بر سر كيست؟&lt;br /&gt;سعيد حجاريان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دست خدا بالاي همه دست‌هاست، آن قدر بالاست كه سايه‌اش بر سر همه خلايق مي‌افتد، آن‌قدر مبسوط و ممدود است كه همه آفاق را پر مي‌كند. سعدي عليه‌الرحمه مي‌فرمايد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اي كريمي كه از خزانه غيب         /      گبر و ترسا وظيفه خورداري&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان را كجا كني محروم          /       تو كه با دشمن اين نظر داري&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او در اين دو بيت اين مقصود را به خوبي ادا كرده است، اما در مصرع آخر كه موضوع زميني شده، ناگهان پاي غيرت و دشمن به ميان آمده است، گويي گبر و ترسا دشمنان خدا و مسلمانان هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگردر  روايت ”السلطان ظل الله“ سلطان را، نه به معناي پادشاه بلكه به معناي مطلق قدرت بگيريم، (لاتنفذوها الا بسلطان) و از طرفي قدرت را مظروف دولت در نظر گرفته و بگوييم دولت دست خداست، آن گاه با قبول آنكه سايه خدا همه جا گسترده است، علي‌القاعده بايد بپذيريم كه سايه دولت نيز گسترده باشد و تمام شهروندان را در برگيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما گاهي انسان با تعبيرات ايدئولوژيك يا قومي يا نژادي يا طبقاتي يا... دست خدا را پايين آورده و آن را مي‌بندد.-(بعضي مي‌گويند دست خدا بسته است، دستشان در غل و زنجير باد) - در چنين حالتي دست خدا (ظل الله يا دولت) تنها بر سر عده‌اي خاص قرار مي‌گيرد و تنها آنها از مواهب قدرت بهره‌مند مي‌شوند، يكي از معاني دموكراسي جلوگيري از اين امر و ارتفاع گرفتن دولت است تا سايه آن عام و شامل شود، چه در عرصه ثروت چه در عرصه منزلت و چه در عرصه معرفت.&lt;br /&gt;در ايران كه انقلابي به نام خدا صورت گرفته و به نام دين دولتي تشكيل شده است، علي‌القاعده بايد انتظار داشت كه حكومت و دين از قاعده فوق تبعيت كنند؛چون اگر سايه‌ دولت تنها بر سر عده‌اي خاص بيافتد، ديگر هماي سعادتي براي عموم نخواهد بود و دانه‌چين ، دام قشري خاص خواهد شد و طبيعي است كه محرومان از اين موهبت، به دنبال دولت ديگري بگردند .از همين نقطه، دو آليسم در عرصه دين و دولت پديد مي‌آيد، در چنين شرايطي كه در جهان دو خدا باشد، به قول قرآن، فسادگريزناپذير خواهد بود و متناظراً بايد گفت در مورد (دولت نيز همين حكم جاري است ،  يعني دوگانگي در دولت فسادآور خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكنون كه در كشور ما شعار مبارزه با فساد داده مي‌شود، بايد توجه داشت كه بالاترين فساد، دوگانگي در حاكميت است و همان طور كه در جهان هيچ معصيتي بالاتر از شرك به خدا نيست، در زمين هم هيچ فسادي بالاتر از شرك  در حاكميت نيست و اين دوگانگي و ناكارآمدي ناشي از آن بيشترين هزينه‌ها را به كشور تحميل و منابع ملي را بر باد خواهد داد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-1911089307007633833?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/1911089307007633833/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_03.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1911089307007633833'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1911089307007633833'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_03.html' title='یادآوری ومقایسه'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-572260552361276933</id><published>2009-12-02T07:52:00.000-08:00</published><updated>2009-12-02T08:01:22.447-08:00</updated><title type='text'>من اینجا تا نفس باقیست می مانم</title><content type='html'>فریدون مشیری&lt;br /&gt;به مناسبت 16آذر،روزسبزدیگر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxaOO86CZTI/AAAAAAAAAHg/mL0tzAV-ljY/s1600-h/untitled4.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 226px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxaOO86CZTI/AAAAAAAAAHg/mL0tzAV-ljY/s320/untitled4.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5410668389851096370" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد &lt;br /&gt;و اشک من ترا بدرود خواهد گفت. &lt;br /&gt;نگاهت تلخ و افسرده است. &lt;br /&gt;دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است. &lt;br /&gt;غم این نابسامانی همه توش وتوانت را زتن برده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو با خون و عرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی. &lt;br /&gt;تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیان کن در افتادی. &lt;br /&gt;تو را کوچیدن از این خاک ،دل بر کندن از جان است. &lt;br /&gt;تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است. &lt;br /&gt;تو را این ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران &lt;br /&gt;تو را این خشکسالی های پی در پی &lt;br /&gt;تو را از نیمه ره بر گشتن یاران &lt;br /&gt;تو را تزویر غمخواران ز پا افکند &lt;br /&gt;تو را هنگامه شوم شغالان &lt;br /&gt;بانگ بی تعطیل زاغان &lt;br /&gt;در ستوه آورد. &lt;br /&gt;تو با پیشانی پاک نجیب خویش &lt;br /&gt;که از آن سوی گندمزار &lt;br /&gt;طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است &lt;br /&gt;تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت &lt;br /&gt;تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت &lt;br /&gt;که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است &lt;br /&gt;تو با چشمان غمباری &lt;br /&gt;که روزی چشمه جوشان شادی بود &lt;br /&gt;و اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده ست &lt;br /&gt;خواهی رفت. &lt;br /&gt;و اشک من ترا بدروردخواهد گفت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من اینجا ریشه در خاکم &lt;br /&gt;من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم &lt;br /&gt;من اینجا تا نفس باقیست می مانم &lt;br /&gt;من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم &lt;br /&gt;امید روشنائی گر چه در این تیره گیها نیست &lt;br /&gt;من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم &lt;br /&gt;من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی &lt;br /&gt;گل بر می افشانم &lt;br /&gt;من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید &lt;br /&gt;سرود فتح می خوانم &lt;br /&gt;و می دانم &lt;br /&gt;تو روزی باز خواهی گشت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxaOOuLlfvI/AAAAAAAAAHY/n1cMdOE-VKA/s1600-h/30.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxaOOuLlfvI/AAAAAAAAAHY/n1cMdOE-VKA/s320/30.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5410668385898168050" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-572260552361276933?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/572260552361276933/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_1417.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/572260552361276933'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/572260552361276933'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_1417.html' title='من اینجا تا نفس باقیست می مانم'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxaOO86CZTI/AAAAAAAAAHg/mL0tzAV-ljY/s72-c/untitled4.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8143616244563843880</id><published>2009-12-02T07:46:00.000-08:00</published><updated>2009-12-02T07:52:05.325-08:00</updated><title type='text'>بس کن خروش و همهمه را</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxaM8Puum9I/AAAAAAAAAHQ/ePGdQrUt4_Y/s1600-h/45.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxaM8Puum9I/AAAAAAAAAHQ/ePGdQrUt4_Y/s320/45.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5410666968974793682" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;سیمین بهبهانی &lt;br /&gt;۲۵ خرداد ۱٣٨٨&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;گر شعله های خشم وطن &lt;br /&gt;زین بیشتر بلند شود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترسم به روی سنگ لحد &lt;br /&gt;نامت عجین به گند شود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پر گوی و یاوه ساز شدی، &lt;br /&gt;بی حد زبان دراز شدی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابرام ژاژخایی ی تو &lt;br /&gt;اسباب ریشخند شود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرجا دروغ یافته ای &lt;br /&gt;درهم چو رشته بافته ای &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترسم که آنچه تافته ای &lt;br /&gt;بر گردنت کمند شود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باد غرور در سر تو، &lt;br /&gt;کور است چشم باور تو &lt;br /&gt;پیلی که اوفتد به زمین &lt;br /&gt;حاشا دگر بلند شود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر سر کله گشاد منه، &lt;br /&gt;خاک مرا به باد مده &lt;br /&gt;ابر عبوس اوج - طلب &lt;br /&gt;پابوس آبکند شود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بس کن خروش و همهمه را، &lt;br /&gt;در خاک و خون مکش همه را &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاری مکن که خلق خدا &lt;br /&gt;گریان و سوگمند شود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*** &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نفرین من مباد تو را &lt;br /&gt;زان رو که در مقام رضا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دشمن چو دردمند شود، &lt;br /&gt;خاطر مرا نژند شود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواهی گر آتشم بزنی &lt;br /&gt;یا قصد سنگسار کنی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کبریت و سنگ در کف تو &lt;br /&gt;خاموش و بی گزند شود &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8143616244563843880?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8143616244563843880/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_02.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8143616244563843880'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8143616244563843880'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post_02.html' title='بس کن خروش و همهمه را'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SxaM8Puum9I/AAAAAAAAAHQ/ePGdQrUt4_Y/s72-c/45.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-4939137619166086447</id><published>2009-12-02T07:41:00.000-08:00</published><updated>2009-12-03T09:27:05.040-08:00</updated><title type='text'>روزی که امیرکبیر گریست</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxf03UKg-0I/AAAAAAAAAKg/3C-doP_r37c/s1600-h/47692486987978412amirkabir06-755875.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 400px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxf03UKg-0I/AAAAAAAAAKg/3C-doP_r37c/s400/47692486987978412amirkabir06-755875.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411062708451736386" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;در سال 1264 هجری قمری، یعنی درست در حدود 166 سال پیش نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبی به امیر كبیر خبر دادند كه مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واكسن بزنند! به‌ویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می كرد كه با این فرمان همه مردم آبله می‌كوبند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود كه فرمان امیر را بپذیرند. شماری كه پول كافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند كه در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله كوبیده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همان روز، پاره دوزی را كه فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد كودك نگریست و آنگاه گفت: ما كه برای نجات بچه‌هایتان آبله‌كوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد كشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینكه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور كنید كه هیچ ندارم. امیركبیر دست در جیب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند كه فرزند او نیز از آبله مرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بار امیركبیر دیگر نتوانست تحمل كند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن كرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زمانی امیركبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند كه دو كودك شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌كردم كه میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است كه او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیك شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان كه میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشك‌هایش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی كه ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نكوبیده‌اند. امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و كتابخانه ایجاد كنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌كنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم كه چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبیدن آبله بمیرند ...&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-4939137619166086447?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/4939137619166086447/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/4939137619166086447'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/4939137619166086447'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='روزی که امیرکبیر گریست'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxf03UKg-0I/AAAAAAAAAKg/3C-doP_r37c/s72-c/47692486987978412amirkabir06-755875.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-6527000608064715357</id><published>2009-11-24T07:07:00.001-08:00</published><updated>2009-11-24T07:07:53.728-08:00</updated><title type='text'>یک روز ، یک سخن</title><content type='html'>4/9/88&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;چه بسیارند آنان که زندگی ها را پشت سر گذاشته اند بی آنکه بدانند چه می دانند وچه می خواهند!!&lt;br /&gt;ازآنان مباش.&lt;br /&gt;" باخ "&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-6527000608064715357?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/6527000608064715357/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_3675.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6527000608064715357'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6527000608064715357'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_3675.html' title='یک روز ، یک سخن'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-6585837380040177738</id><published>2009-11-24T07:05:00.000-08:00</published><updated>2009-11-24T07:06:51.264-08:00</updated><title type='text'>یک روز ، یک سخن</title><content type='html'>3/9/88&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فرزندان عزیزوطن باچشمانی باز و بیدار مراقب خانه کهنسال خود باشید. تا مبادا تاریخ فردا از نسل امروز به زشتی یاد کند.&lt;br /&gt;" دکتر مصدق "&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-6585837380040177738?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/6585837380040177738/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_3503.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6585837380040177738'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6585837380040177738'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_3503.html' title='یک روز ، یک سخن'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-7048795152711468795</id><published>2009-11-24T07:04:00.000-08:00</published><updated>2009-11-24T07:05:44.699-08:00</updated><title type='text'>یک روز ، یک سخن</title><content type='html'>2/9/88&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اگر امروز خواستی ونتوانستی ، معذوری . ولی اگر روزی توانستی ونخواستی ،&lt;br /&gt;منتظرروزی باش که بخواهی ونتوانی .&lt;br /&gt;" کوروش کبیر "&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-7048795152711468795?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/7048795152711468795/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_1155.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7048795152711468795'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7048795152711468795'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_1155.html' title='یک روز ، یک سخن'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-2907633952852884605</id><published>2009-11-24T06:53:00.000-08:00</published><updated>2009-11-24T07:04:42.765-08:00</updated><title type='text'>یک روز ، یک سخن</title><content type='html'>1/9/88&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دستهایی که کمک می کند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.&lt;br /&gt;" کوروش بزرگ "&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-2907633952852884605?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/2907633952852884605/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/2907633952852884605'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/2907633952852884605'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_24.html' title='یک روز ، یک سخن'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-2924591580599511590</id><published>2009-11-19T07:15:00.000-08:00</published><updated>2009-11-19T07:25:33.387-08:00</updated><title type='text'>زبان آتش</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVimw8diXI/AAAAAAAAAGg/5qs6yFcO4yc/s1600/19640.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 246px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVimw8diXI/AAAAAAAAAGg/5qs6yFcO4yc/s320/19640.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405835345841195378" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;     &lt;strong&gt;فریدون مشیری&lt;br /&gt;                    خواننده : محمدرضا شجریان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVhWChgSJI/AAAAAAAAAFw/803maaT1JRc/s1600/172532714.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 276px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVhWChgSJI/AAAAAAAAAFw/803maaT1JRc/s320/172532714.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405833958990563474" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;strong&gt;تفنگت را زمین بگذار     &lt;br /&gt;Lay down your arms! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار  &lt;br /&gt;I cringe at seeing this ugly, ruinous tool.&lt;br /&gt;تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن&lt;br /&gt;   The gun in your hand speaks the language of fire and lead.&lt;br /&gt;من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن&lt;br /&gt;   Faced with this demonic, destructive weapon, &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-&lt;br /&gt;I have nothing, but a heart filled with love for you&lt;br /&gt;تو ای با دوستی دشمن. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;You! Who art the enemy of friendship&lt;br /&gt;زبان آتش و آهن&lt;br /&gt;The language of fire and lead&lt;br /&gt;زبان خشم و خونریزی ست&lt;br /&gt;Is the language of anger and bloodshed, &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زبان قهر چنگیزی ست&lt;br /&gt;It is the language of the tyrant's wrath,&lt;br /&gt;بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید&lt;br /&gt;Come, sit, talk, listen, &lt;br /&gt;فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.&lt;br /&gt;The light of humanity may penetrate your heart. &lt;br /&gt;برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Brother! If you are addressing me, sit down like a brother,&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwViEzkdpqI/AAAAAAAAAGA/Ldxv4smiKcg/s1600/ddztwg3x_89gjnf3phj_b.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 243px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwViEzkdpqI/AAAAAAAAAGA/Ldxv4smiKcg/s320/ddztwg3x_89gjnf3phj_b.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405834762430293666" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;      &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تفنگت را زمین بگذار&lt;br /&gt;تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو&lt;br /&gt;این دیو انسان کش برون آید. &lt;br /&gt;تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟&lt;br /&gt;اگر جان را خدا داده ست&lt;br /&gt;چرا باید تو بستانی؟&lt;br /&gt;چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را&lt;br /&gt;به خاک و خون بغلطانی؟ &lt;br /&gt;گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی&lt;br /&gt;و حق با توست&lt;br /&gt;ولی حق را -برادر جان-&lt;br /&gt;به زور این زبان نافهم آتش‌بار&lt;br /&gt;نباید جست... &lt;br /&gt;اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار&lt;br /&gt;تفنگت را زمین بگذار...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVinCkf3gI/AAAAAAAAAGo/OiIYU4h3XYk/s1600/0untitled1.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 196px; height: 250px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVinCkf3gI/AAAAAAAAAGo/OiIYU4h3XYk/s320/0untitled1.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405835350572523010" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVim6FE82I/AAAAAAAAAGY/6uVCLyi7loY/s1600/2e3vehi.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVim6FE82I/AAAAAAAAAGY/6uVCLyi7loY/s320/2e3vehi.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405835348293251938" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Lay down your arms. &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-2924591580599511590?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/2924591580599511590/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_9088.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/2924591580599511590'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/2924591580599511590'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_9088.html' title='زبان آتش'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVimw8diXI/AAAAAAAAAGg/5qs6yFcO4yc/s72-c/19640.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-954883129741589169</id><published>2009-11-19T07:00:00.000-08:00</published><updated>2009-11-19T07:14:27.974-08:00</updated><title type='text'>میوه ممنوعه؟!</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVgh74knuI/AAAAAAAAAFo/ZqMRHKDE8yw/s1600/EtemaadMelli_947_15_3089_NewsCut.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 215px; height: 320px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVgh74knuI/AAAAAAAAAFo/ZqMRHKDE8yw/s320/EtemaadMelli_947_15_3089_NewsCut.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405833063855070946" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVghQ7bSUI/AAAAAAAAAFY/aY0C_ZYF2Mo/s1600/1bda1148e8.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 215px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVghQ7bSUI/AAAAAAAAAFY/aY0C_ZYF2Mo/s320/1bda1148e8.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405833052324317506" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;(&lt;strong&gt;این مقاله درشماره15/دیماه83،در"باران"نشریه سیاسی وتئوریک انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان،چاپ شده است.)&lt;br /&gt;حکمت آفرینش وخلقت انسان اقتضامی کندواصلابراین مبنااستواراست که انسانهابه سوی تکامل گام برداشته وپیش بروند.&lt;br /&gt;خداوند پس ازخلق آدم به فرشتگان دستورداد بلااستثنابراین بهترین آفریده اش سجده کنند.وهمه سجده کردند مگرابلیس،که تکبرورزید وازکافران بود.وازدرگاه الهی رانده شد.پس آدم وحوارافریفت که نافرمانی خداکنند. به این ترتیب که به آنهاگفت:«ای آدم!آیاتو رابه درخت ابدیت وملک جاودانی دلالت کنم؟!...ازهمان درختی که منع شدی بخورتاعمرجاودان یابی!»پس آدم وحواازآن درخت تناول کردند.(سوره طه 120و121)&lt;br /&gt;مفسران اسلامی دراین که این میوه سیب بوده یاگندم،واین که حوااول ازآن خورده یاآدم،اختلاف دارند؛امابنابر نص صریح قرآن ونظراکثرمفسران،آدم وحواهمزمان وباهم مرتکب این عمل شدند.&lt;br /&gt;امامیوه ممنوعه!چه بوده وچراممنوع شده است؟آیااصلانوع میوه اهمیت دارد یاخیر؟&lt;br /&gt;رویکرد دیگربه این موضوع می تواندبحث سمبلیک ونمادین آن میوه ممنوعه،بدون توجه به نوع ونام آن باشد. ازاین دیدگاه این میوه –به اشاره قرآن وبه تصریح تورات – بصیرت،بینایی،معرفت وآگاهی است.بنابه آیات قرآن،خداوند آدم وحوارانداداده وموردخطاب قرارمی دهدوآنان نیزبدون هیچ شرمی ازعریانی خویش،خدای راپاسخ می دادند.اماپس خوردن میوه ممنوعه،ازعریانی شان شرم کرده وپنهان شدند.یعنی قبل ازخوردن میوه برع ریانی خویش آگاه نبودند.پس درخت ممنوعه نه سیب وگندم که می تواند آگاهی ومعرفت باشد که به دنبال خود رنج ودردومسئولیت می آورد.عریانی انسان نمادحقارت ونادانی اومی باشد.خداونددرسوره احزاب آیه72 نیزانسان رانادان وستمکارمعرفی می کندوآن راناشی ازناآگاهی اومی داند.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVeh2dxLbI/AAAAAAAAAE4/KnqXlX8O1oA/s1600/EtemaadMelli_944_23_2739_NewsCut.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 199px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVeh2dxLbI/AAAAAAAAAE4/KnqXlX8O1oA/s320/EtemaadMelli_944_23_2739_NewsCut.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405830863377214898" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حال چرامیوه ممنوعه انسان آگاهی است؟!&lt;br /&gt;همه دردهاازآگاهی زاییده شده وسرچشمه می گیرد.آگاهی،مسئولیت می آورد.آنکه نه می داندونه می بیند،نه اضطراب داردونه مسئولیت ونه دلهره مسئولیت!آنکه می داندومی فهمد برخود فرض می داند دیگران رابه آنچه نمی دانند آگاه کند.که این خود گناهی است بس بزرگ وپرخطرنزد پاسداران وحاکمان تاریکی ونادانی.&lt;br /&gt;نمونه این انسانهادرجای جای تاریخ به چشم می خورد.بارزترین آنهاپیامبران هستند.تمامی پیامبران الهی که از طرف خداوند آگاه ودانامامورهدایت مردم می شدند،بامخالفان سرسختی نیزمواجه می گشتند که بااستفاده از جهالت مردم،به استثمارواستحمارآنهامی پرداختند.پیامبراسلام ،حضرت محمد(ص)،به عنوان آخرین فرستاده خداشاید بیشترین ناروایی هاراازجانب آنهادید.چراکه این کافران حق وحقیقت،بااستفاده ازجهل وناآگاهی مردم تمام ثروت وقدرت جامعه رادرسیطره خودگرفته وبه ظلم وستم برآنهامی پرداختند.&lt;br /&gt;شایداینگونه تصورشودکه باگذشت زمان وگذرسالهاوقرنها ویابابالاتررفتن سطح فکروفرهنگ انسانهاممنوعیت این میوه ازبین برود؛ولی نه تنهااینگونه نشده است بلکه درکشورهاوجوامع مختلف به انحاءگوناگون این ممنوعیت اعمال می شود.درکشورهای پیشرفته باکسانی که سعی درآگاه کردن مردم ازموضوعی خاص دارند همان برخوردی می شودکه درکشورهای عقب مانده وغیرپیشرفته،بااین تفاوت دامنه ممنوعیت آگاهی بخشی درکشورهای پیشرفته،موضوعات کمتری راشامل می شود.این تفاوت هم ازنوع حکومتهای این کشورهاناشی می شود.کشورهای پیشرفته اغلب کشورهایی هستنددموکرات ومردمسالارولی کشورهای غیرپیشرفته وعقب مانده،یااصلااسمی وماهیتی مردمسالارنیستندویافقط نامی ازآن رابردوش می کشندوماهیتی غیرازآن دارند.بدتر ازهمه اینکه دراکثراین جوامع دین دستمایه ای شده دردست حاکمان ورهبران،برای اعمال محدودیت بیشترو جلوگیری ازحق طبیعی انسانهای آن جوامع درتعیین سرنوشت خود،به منظورنیل به منافع شخصی.دراین جوامع مخالفت حاکمان باآگاهی بخشی مردم رنگ ولعاب مذهبی گرفته وآنهابابرداشتی مستبدانه ازدین،تمام مخالفان خودرامخالفان خداودین پنداشته وآنهاراوابسته به خارج ازمرزهامعرفی می کنند.این درحالی است که تمام سعی این افرادآگاه کردن مردم نسبت به حق وحقوقشان وارتقای سطح فرهنگ عمومی ودرنهایت پیشرفت درهمه زمینه هاورسیدن به کمال مطلوب جامعه است.&lt;br /&gt;تاریخ چندهزارساله ایران نیزسرشارازانسانهایی است که جان درراه روشن کردن تاریکیهاگذاشتند.انسانهای آزاده ای که آگاه نکردن مردم راخیانت درحق آنهادانسته وبه روشنگری پرداختند.بعدازوروداسلام وخصوصا پس ازدوره حکومت صفوی به بعد،آنهابابرداشت واقع گرایانه ازدین دچارخشم متحجرانی شدندکه به بهانه دفاع ازاسلام ودین وخدا،بیشترین ضربه رابه آنهازدند.متحجرانی که درگذشته مانده ودرلوای دین به تامین منافع شخصی وخانوادگی وگروهی خودمی پرداخته ومتاسفانه امروزهم می پردازند.متحجرانی که باهراتفاقی ازترس به خطرافتادن منافعشان،شعاروااسلاماسرمی دهندوکفن پوش تظاهرات می کنند.البته متحجران افراطی امروزی بااسلاف خودتفاوت اساسی دارندوآن تجربه آنان است.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVf-V1_DHI/AAAAAAAAAFQ/LH5vIQmeLZ4/s1600/image019.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 184px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVf-V1_DHI/AAAAAAAAAFQ/LH5vIQmeLZ4/s320/image019.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405832452348251250" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بامطالعه تاریخ وتامل درآن به راحتی می توان دریافت که نامهای ماندگاربیشترازآن کسانی است که نه تنها خودباکمال میل ورغبت به خوردن میوه ممنوعه آگاهی اقدام کردندبلکه دیگران رانیزبه خوردن آن ترغیب نموده اند.وتاریخ معاصروبرخوردهای حاکمان کنونی هم این موردرابیش ازپیش ثابت می کند.ومطمئنا آینده نیز ازآن همانهاست وازحاکمان وپاسداران تاریکی وجهل نه نامی خواهدماند نه نشانی.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-954883129741589169?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/954883129741589169/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_5240.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/954883129741589169'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/954883129741589169'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_5240.html' title='میوه ممنوعه؟!'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVgh74knuI/AAAAAAAAAFo/ZqMRHKDE8yw/s72-c/EtemaadMelli_947_15_3089_NewsCut.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-228460777327552188</id><published>2009-11-19T06:56:00.000-08:00</published><updated>2009-12-03T09:29:37.175-08:00</updated><title type='text'>سید مصطفی تاج زاده</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxf1dhBEo5I/AAAAAAAAALQ/tQNUlgh_bwA/s1600-h/25.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 209px; height: 296px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxf1dhBEo5I/AAAAAAAAALQ/tQNUlgh_bwA/s320/25.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411063364736820114" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;به دلیل فعلیتها و مطالعاتی که در زمینه های مختلف داشته و دارم ، با شخصیتها و افراد زیادی درزمینه های گوناگون آشناشدم.شناخت  و آشنایی با بعضی از آنها ازدوروفقط درحد مطالعه آثارشان ویاازطریق مطالعه در موردشان بعنوان شخصیتهای ممتازتاریخی بوده است . اما با برخی دیگر ازنزدیک نیزآشناشدم وافتخاردیداربا آنهابصورت رودررو برایم فراهم شده است.این دیدارهاباعث شناخت بیشترمن ازآنهاوشخصیتشان وعلاقه وافر به آنهاشده است.&lt;br /&gt;یکی ازکسانی که افتخارآشنایی ازنزدیک با او را داشته ام آقای مصطفی تاج زاده بوده است.علاوه برمطالعه نوشته ها و افکارشان،دوباربا ایشان ملاقات حضوری داشته وتوانسته ام چندساعتی درمحضرشان باشم وازسخنان و رهنمود هایشان بهره ببرم . یکی از نابغه های سیاسی ایران که همچون سایر نوابغ کشور ، جمهوری اسلامی نه تنهاقدرش راندانسته،بلکه اوراتاآنجایی که می شدمحدودواکنون نیززندانی کرده است.درحال حاضر بیش ازپنج ماه اززندانی شدن تعدادزیادی ازاصلاح طلبان وازجمله آقای تاج زاده،توسط کودتاچیان می گذرد.فردی که دراوج جوانی همراه باتغییرات سیاسی درایران،واردسیاست شد.درابتدابه عنوان مشاورشهید رجایی همکاری خودرابادولت شروع کردوپس ازخدمات بسیاردرسالهای بعد،درپی انتخابات دوم خرداد76 وپیروزی سیدمحمدخاتمی،به مقام معاونت سیاسی وزارت کشور عبداله نوری رسید.بعدازاستیضاح عبداله نوری،مدتی را سرپرست وزارت کشوربود.بعدازانتخاب آقای موسوی لاری بعنوان وزیر،همچنان معاون وزیربود.سپس تحت عنوان رییس ستاد انتخابات یکی از بهترین انتخابات جمهوری اسلامی،انتخابات مجلس ششم،رابرگزارکرد واجازه هیچ گونه کارخلاف قانون ودخالتهای فراقانونی رابه انحصارطلبان واقتدارگرایان ونهادهای وابسته به آنان ندادوجلوی آنها ایستاد وبرسرآن شغل خودراگذاشت وبا دسیسه عوامل آنها وهمکاری شورای نگهبان وقوه قضاییه مجبوربه ترک وزارت کشورشد.&lt;br /&gt;ازآن پس تمام سعی وتلاش خود رادرراه فعالیت سیاسی وتقویت جامعه مدنی،بعنوان عضومرکزی وموثرجبهه مشارکت ایران اسلامی وسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به کاربست.دراین سالهابسیاری ازکارهاوتصمیمات پشت پرده وخلاف قانون اقتدارگرایان راباشجاعت برملاکرد.درهرانتخاباتی درجبهه اصلاح طلبان بسیارفعال بوده وبرای تشویق مردم به شرکت درانتخابات،بعنوان لازمه شکست انحصارطلبان،تلاش می کرد.درانتخابات دهم ریاست جمهوری هم یکی ازچهره های بسیارفعال و موثرستاد مهندس موسوی بود و درشهرهای گوناگون به ایراد سخنرانی می پرداخت.پس ازکودتای انتخاباتی هم یکی ازاولین کسانی بود که دستگیرشد و همچنان در زندان بسرمی برد. درزندان هم عوامل کودتانتوانستنداوراواداربه اعتراف ساختگی نمایند وحتی پس ازمدتهادر حضوردرانفرادی، در نهایت شجاعت اززندان پیغام می دهدکه حاضراست درموردمسایل کشوروحوادث پس از انتخابات باعوامل کودتااز جمله حسین شریعتمداری مناظره کندتامشخص شودچه کسی به کشورخیانت کرده و ضررزده است.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVdXO973nI/AAAAAAAAAEY/XyoU9mQA-Kc/s1600/tajzadeh05.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 199px; height: 300px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVdXO973nI/AAAAAAAAAEY/XyoU9mQA-Kc/s400/tajzadeh05.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405829581464395378" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;شخصابسیاری نکات،چه درملاقات رودررو وچه درمطالعه نوشته هاوسخنرانی هاومصاحبه های آقای تاج زاده،از ایشان آموخته ام وازشخصیتهای مورد علاقه ام می باشند.دروهله اول امیدوارم ایشان وسایرزندانیان هرچه سریعتر اززندان آزادشوندوسپس باپیروزی جنبش سبزدموکراسی خواهی مردم ایران،به جایگاه واقعی خدمت به کشورومردم برسند.&lt;br /&gt; &lt;em&gt;&lt;strong&gt;به امید آن روز&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-228460777327552188?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/228460777327552188/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_2015.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/228460777327552188'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/228460777327552188'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_2015.html' title='سید مصطفی تاج زاده'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Sxf1dhBEo5I/AAAAAAAAALQ/tQNUlgh_bwA/s72-c/25.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-6931310580321247288</id><published>2009-11-19T06:48:00.000-08:00</published><updated>2009-11-19T06:56:01.747-08:00</updated><title type='text'>صداوسیما</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVcQUJfB6I/AAAAAAAAAEA/tZsM30J6wlU/s1600/sedaosima02.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 238px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVcQUJfB6I/AAAAAAAAAEA/tZsM30J6wlU/s320/sedaosima02.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405828363084302242" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;یکی ازاتفاقاتی هفته گذشته درحوزه رسانه افتاد،ابلاغ حکم تمدید ریاست مهندس &lt;br /&gt;ضرغامی درصداوسیمابود.بعدازآن هم مهندس ضرغامی کنفرانس خبری مطبوعاتی گذاشت وبه گفت وگوبقول خودشان صمیمانه باخبرنگاران پرداخت و ازآنهاخواست بدون هیچ ملاحظه ای سوالات خودرامطرح کنند.صداوسیما این برنامه رادرسطح وسیعی پوشش داد.&lt;br /&gt;امادراین زمینه وپس ازدیدن این گفت وشنودنکاتی به ذهن من رسید.&lt;br /&gt;مهندس ضرغامی سعی کرد،البته بزعم خود،با دادن جوابهای قانع کننده خبرنگاران ومردم رانسبت به عملکردخود قانع نماید، اماآنچه درجوابهای ایشان روشن وقابل مشاهده است،نه ارایه مطالب قانع کننده بلکه توجیهاتی است که ایشان درموردعملکردشان بیان کردند.بخصوص درمورد مسایل حساس،مثل مسایل سیاسی درحوزه خبروبرنامه های سیاسی،آنچه ایشان مطرح کردندبه هیچ عنوان قانع کننده نبود.بلکه همانطورکه پیشترگفته شد،توجیه عملکرد بود.&lt;br /&gt;البته دراین رابطه شاید نباید زیاد برمهندس ضرغامی خرده گرفت،چراکه آنچه مشخص است وهمه تقریبامی دانند این است که تصمیم گیرنده اصلی دراین زمینه افراددیگرهستند ومهندس ضرغامی فقط اجراکننده اوامرآن نهادهاواشخاص است.همانهایی که کودتای انتخاباتی رارهبری واجراکردند وحوادث پس ازآن رادرسرکوب تجمعات وزندانی کردن افراد وشکنجه ودادگاههای نمایشی ونمایش دادگاهی و... راشکل دادند.همانهایی که قدرت اصلی کشوررادردست دارندوهمه مدیران برای ماندن درجایگاهشان یاباید ازخودآنان باشندویااوامرآنهارااجرانمایند.&lt;br /&gt;مشکل اصلی صداوسیما(مانندسایرنهادهای تحت حاکمیت غیرمنتخبان مردم)دردست کم گرفتن مخاطب است. این مساله رامی توان درتمام برنامه های صداوسیمامشاهده کرد.اینکه مخاطب خودراازنظرفکری وشعوری،سطح پایین درنظرمی گیرند ودراین راستابیشترین توهین هاوتحقیرهارابه مخاطب وشعوروشخصیت اومی کنند.اوج این توهین وتحقیرهادر بخشهای مختلف خبری و برنامه های سیاسی است.بقیه برنامه ها نیز کم وبیش شامل این مساله هستند.از برنامه های ورزشی و پخش مستقیم مسابقات داخلی و خارجی گرفته تا سریالها و فیلمهای تلویزیونی و حتی برنامه های اجتماعی ومذهبی وخانواده ومناسبتی و... تقریباهمه دراین طرزدید نسبت به مخاطب مشترکند. &lt;br /&gt;به نظر من این مشکل ناشی از کوته نظری وبینش و شناخت کم مدیران است. این مساله گاهی آنقدر واضح و روشن است که انسان می ماندکه واقعاتهیه کنندگان وتولیدکنندگان وناظران این برنامه هاچه فکری دارند؟شخصادیده ام گاهی چنان شدت داردکه کودک 5 ساله هم می فهمد وسوال می کند!!!یعنی تولیدکنندگان ودست اندرکاران این برنامه،آن قدر مخاطب خودرادست کم گرفته اند که کودک هم متوجه می شود.&lt;br /&gt;شایددلیل دیگراین مشکل،عدم شایسته سالاری ونبودن هرفرددرجایگاه مناسب خویش است.چراکه هم اکنون بسیاری ازهنرمندان وکارشناسان عرصه رسانه به دلیل نگاه خاص واشتباه مدیران خانه نشین شده اند ویاترجیح داده اند به کشورهای دیگرمهاجرت کنند.&lt;br /&gt;تازمانی که این دید ونظرنسبت به مخاطب درتفکروتصمیمات وعملکرد مدیران وتصمیم گیرندگان صداوسیماوجوددارد وآنان نیازهاوخواسته های مخاطبان خودرانشناسند،(نوع موضع گیریها وپاسخهای مهندس ضرغامی نشان داده است که شخص ایشان هم این مشکل رادارد.) این رسانه ملی (یابه قول منتقدان میلی)نمی تواند مخاطبان خودراراضی نگاه دارد وحتی روزبه روزاز تعداد آنهاکاسته نیز خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-6931310580321247288?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/6931310580321247288/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_7770.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6931310580321247288'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/6931310580321247288'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_7770.html' title='صداوسیما'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVcQUJfB6I/AAAAAAAAAEA/tZsM30J6wlU/s72-c/sedaosima02.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-5038417824210538136</id><published>2009-11-19T06:39:00.000-08:00</published><updated>2009-11-19T06:48:16.781-08:00</updated><title type='text'>این بارتاریخ راتکرارنکنیم</title><content type='html'>&lt;strong&gt;ماایرانیان خصوصیات منحصربه فردبسیاری داریم که متأسفانه این خصوصیات بیشترمنفی بوده وباعث ایجادمشکل برایمان می شودویاحداقل مابیشتربه جنبه های منفی آنهامی پردازیم.استبدادزدگی،عدم واقع بینی، رویاپردازی وخیالبافی وعدم خردورزی،قهرمان پروری، عدم آینده نگری،درس نگرفتن ازگذشته،فراموشی،عجله و بی صبری... .امااین بارمن می خواهم بایادآوری مشکلاتی که ازاین خصوصیات برای ماپیش آمده وباعث عقب رفتن جامعه مان شده برلزوم درس گرفتن ازآنهاتأکیدکنم.&lt;br /&gt;یکی ازویژگیهای جامعه ایرانی عجله وعدم صبوری وعدم شناخت وواقع بینی درمسائل خصوصامسایل اجتماعی است. همه رادعوت به فکر کردن درمورداین ویژگی می کنم. تقریباهمه مااین خصوصیات راکم وبیش داریم.زمان تحصیل همه بادرس خواندن ونمره20گرفتن فکرمی کنیم نابغه ایم و توقع قبولی دربهترین رشته دربهترین دانشگاه راداریم.درحالیکه درواقعیت این گونه نیست واین اتفاق نمی افتدواکثردانشجویان مادررشته هایی قبول می شوندکه به آن علاقه ندارند.یاهمه مامی خواهیم یک شبه ره صدساله رابرویم.درس نخوانده مدرک می خواهیم. سرکارنرفته ریاست می طلبیم.هنوزشروع به کارنکرده و اول کارمی خواهیم سریع پولدارشویم.درورزش هم می گوییم حق ماقهرمانی است.بدون اینکه توانایی تیم خود رابادیگرتیم هامقایسه کنیم.ومواردبسیاردیگر.چون به خواسته های خودیک شبه نمی رسیم،سرخورده ومأیوس و ناامیدمی شویم.&lt;br /&gt;دوره صدساله اخیررادرنظربگیرید؛باذکرمثالهایی دراین دوره شباهت های تاریخی رابرمی شمرم تابه زمان حال ووضع کنونی برسیم.یعنی ازانقلاب مشروطه به این سو. انقلاب مشروطه انقلابی بودکه مردم باخواسته های مشخص قیام کردند.اوایل انقلاب موفق بودومردم هم پشتیبان آن.خواسته های مشروطه خواهان ازجمله قانون وتأسیس عدالتخانه و... بود.همین که مردم دربه کرسی نشاندن حرف اولشان موفق شدندومظفرالدین شاه فرمان مشروطه راامضانمود،باتصورپایان کارشان وعدم پیگیری خواسته هایشان،همه به خانه هایشان بازگشتند.بعدچون دیدندباوجودحکومت مشروطه،تمام خواسته هایشان درکوتاه مدت برآورده نشد،پشت آن راخالی کردندوچنان شدکه انقلاب مشروطه به سرکشی محمدعلی شاه واستبدادصغیرودر نهایت دیکتاتوری رضاخانی ختم شد.&lt;br /&gt;دوره بعدی هنگامه ملی شدن صنعت نفت است.&lt;br /&gt;پس ازخلع رضاشاه وبه تخت نشستن محمدرضاپهلوی که همزمان بااشغال ایران توسط متفقین بود دوره سختی بر ایرانیان گذشت. پس ازپایان جنگ هم دخالت بیگانگان درایران ادامه داشت.دراین زمان بودکه دکترمحمد مصدق به مقابله با وضع موجودبرخاست وباحمایت های آیت الله کاشانی وپشتیبانی عظیم مردمی ونمایندگان مجلس موفق به ملی کردن صنعت نفت شدوباهمان حمایت هابه نخست وزیری رسید.پس از آن مردمی که این بارحامی مصدق شده بودند،بازهم به دنبال برآورده شدن خواسته های بسیارشان درکمترین زمان ممکن بودند.تبلیغات گسترده و سنگ اندازیهای وسیع هم علیه مصدق ازسوی نهادهای قدرت اعمال می شدکه درناامیدی مردم تأثیرگذاربودومردم همان کردندکه قبلاانجام داده بودند.همان مردمی که در30تیرجلوی کودتاچیان راگرفتند،در28مرداددرخانه نشستندوتماشاکردندکه چگونه دولت قانونی دکترمصدق ساقط می شود.مردم که دنبال رسیدن به خواسته هایشان در کوتاهترین زمان ممکن بودند،چون به همه آنهانرسیدندکنار کشیدندو25سال دیگرحکومت دیکتاتوری برمردم تحمیل شد. فارغ ازاقدامات مثبت محمدرضاشاه دراین دوره،به هر حال حکومت دیکتاتوری بودوقانون اساسی مشروطه را نادیده گرفت که همین زمینه سازانقلاب اسلامی شد.&lt;br /&gt;بی گمان انقلاب اسلامی سال57بزرگترین فرصت تاریخی برای مردم ایران بودتا به خواسته تاریخی خوددرحاکمیت قانون وعدالت وآزادی برسند.امابازهمان دردتاریخی سر بازکرد؛مردم می دانستند چه نمی خواهنداما دقیق خواسته های خودرانمی شناخته ونمی شناسندوچون دقیقانمی شناسندآنهاراطبقه بندی نمی کنندوبه یکباره به دنبال خواسته های گسترده می روندوچون درکوتاه مدت این حاصل نمی شودکناره می گیرند.درانقلاب اسلامی وپس ازآن هم همین اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;باکنارنشستن مردم،رهبران اصلی وتئوریسین های  انقلاب یاخانه نشین شدندویاکشته ویاتبعید خود خواسته،وخواسته های اصلی مردم فراموش شد.چون خودشان نایستادند.&lt;br /&gt;بزنگاه تاریخی بعدی که مردم باتمام وجوددرصحنه حاضر شده وبرای رسیدن به خواسته هایشان جلوی خواست حکومت ایستادند،دوم خردادسال76بود.تامدتی هم خواسته های اصلاح طلبانه خودراپی گرفتندوبه نتایج خوبی هم رسیدند،اماتاجناح اقتدارگرازشوک خارج شدوشروع به سنگ اندازی کردوالبته اصلاح طلبان هم مرتکب اشتباهاتی شدند،مردم هم ناامیدشدندوپشت همانهایی را که به آنهارأی داده بودندخالی کردند.&lt;br /&gt;اوج این خانه نشینی،انتخابات دوم شوراهابود.انتخاباتی که به گواهی اکثرتحلیل گران، آزادترین انتخابات پس ازانقلاب بودوهمه گروههادرآن حاضربودند.همین غیبت زمینه ظهورپدیده ای شدکه هنوز هم ایران گرفتاراوست واوکسی نبودجزمحموداحمدی نژاد. سال84اصلاح طلبان تلاش گسترده ای کردندتابایادآوری این مواردتاریخی مردم رامجاب به شرکت درانتخابات نمایند. من خودم براساس فعالیتهایی که می کردم باچندنفراز آنهاهمراه بودم.آقای بهزادنبوی ومصطفی تاج زاده ،زندانیان امروز،جزآنهابودندکه باتلاش خستگی ناپذیرسعی درجلب نظرمردم برای شرکت درانتخابات داشتند.آنهاهمین دوره های تاریخی رابرمی شمردندتابه مردم بگویندغیبت آنهازمینه سازدیکتاتوری است وباعث به حکومت رسیدن اقلیتی می شودکه خواسته های خودرا به اکثریت خاموش تحمیل می کنند.اماموفق نشدندوغیبت همان مردم،باعث به حکومت رسیدن پدیده ومعجزه هزاره سوم شدوهمه دیدیم آنچه نبایدمی دیدیم.&lt;br /&gt;اکنون هم مادربزنگاهی دیگرقرارگرفته ایم.ناامیدی و یأس وخانه نشینی مازمینه سازازبین رفتن جمهوریت و کرامت وشأن انسانی وآزادی وازهمه مهمترایرانیت مامی شود.ناامیدی همان چیزی است که کودتاچیان دنبال آن هستندتابافشاروسرکوب واختناق مردم رابه آن بکشانند. امامابایدبمانیم تاکودتاچیان ناامیدشوند.ماباید بمانیم تاکرامت انسانی راپاس بداریم.مابایدبمانیم تا آزادی رابدست آوریم.مابایدبمانیم تابگوییم:ما هستیم،مازنده ایم.وبالاخره مابایدبمانیم تابگوییم که مامی مانیم.&lt;br /&gt;این ماندن حتمااین نیست که درخیابان باشیم وتاسرکوب کردندبگوییم تمام شد.قصدمن ازمثال آوردن این دوره های تاریخی این است که بگویم مابایدازتاریخ درس بگیریم،تادیگراشتباهات گذشته راتکرارنکنیم.تا ناامیدنشویم.تابمانیم وبخواهیم،نه لزومادرخیابان. راههای بسیاردیگری است که دوستان هم هرروزراههای جدیدی راپیشنهادمی کنند.ممکن است فکرکنیم که این راههافایده ندارد.اماطبق گفته کارشناسان همین روشهای کوچک به کودتاچیان می گویدکه ماهستیم ومی مانیم. ممکن است درکوتاه مدت اثرگذارنباشدامادربلندمدت تأثیرخودرامی گذارد.مابایدخودرابرای مبارزه طولانی آماده کنیم.مثالهای تاریخی بسیاراست.انقلاب ایران از 42شروع شد.دموکراسی خواهی دراروپاوآمریکاچندقرن ادامه داشت تابه اینجارسید.درآمریکامارتین لوتر کینگ50سال پیش شروع کرد.40سال پیش سیاهان رامی سوزانندامااکنون یک سیاه پوست رییس جمهورآمریکااست. ماهم نبایدناامیدشویم.آرام آرام می رویم ولی همیشه می رویم. &lt;br /&gt;&lt;em&gt;پیروز باد ایران&lt;/em&gt;&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVZJUFbSkI/AAAAAAAAAC4/CMaKuCOCyww/s&lt;br /&gt;"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 226px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVZJUFbSkI/AAAAAAAAAC4/CMaKuCOCyww/s320/lowz1unpiqgjx8deksx.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405824944273312322" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-5038417824210538136?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/5038417824210538136/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_8539.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5038417824210538136'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5038417824210538136'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_8539.html' title='این بارتاریخ راتکرارنکنیم'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVZJUFbSkI/AAAAAAAAAC4/CMaKuCOCyww/s72-c/lowz1unpiqgjx8deksx.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1518748540716424231</id><published>2009-11-19T06:26:00.000-08:00</published><updated>2009-11-19T06:39:16.162-08:00</updated><title type='text'>اغتشاشگران کجا رشد کرده و تربیت شده اند ؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVYgFBQXAI/AAAAAAAAACw/Np9exN2APEQ/s1600/452986_orig.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 208px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVYgFBQXAI/AAAAAAAAACw/Np9exN2APEQ/s320/452986_orig.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405824235854650370" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVYGv8mJWI/AAAAAAAAACg/6u_933FOggk/s1600/1926.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 276px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVYGv8mJWI/AAAAAAAAACg/6u_933FOggk/s400/1926.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405823800701232482" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;طبق آماررسمی درآخرین سرشماری عمومی 70درصد جمعیت کشور ایران زیر 30 سال سن دارند.یعنی هفتاد درصد کسانی که هم اکنون درایران زندگی می کنند،بعدازانقلاب اسلامی متولد شده اند.اگر10 درصد جمعیت هم بین30 تا 40 سال سن داشته باشند،آن گاه هشتاد درصد جمعیت ایران زیر 40 سال هستند.و این بدان معنی است که هشتاد درصد جمعیت کنونی ایران،دوران رشد ونمووشکل گرفتن تفکروشخصیتشان در دوران استقرارحکومت جمهوری اسلامی وپس ازپیروزی انقلاب بوده است.&lt;br /&gt;طبق شواهد وقراین موجود،اکثرمعترضان به وضعیت کنونی کشورهم جزوهمین گروه سنی هستند.پس براساس گفته مسئولان حکومت،اکثر جوانان ایران که رشد یافته وتربیت شده جمهوری اسلامی نیزهستند، اوباش واغتشاشگروآشوب طلب وضدولایت فقیه ومخالف جمهوری اسلامی می باشند.&lt;br /&gt;جمهوری اسلامی ازابتدا ادعای تربیت وتعلیم نسل نویی درجهان داشت وحتی مدعی بود(وهست)که قصد صدورانقلاب وتربیت همه جوامع ومردم تمام کشورهای دنیارادارد. حال چه شده است؟نسلی که تربیت شده خود جمهوری اسلامی است این گونه علم مخالفت باآن رابرافراشته وسخنی خلاف سخن رسمی حکومت جمهوری اسلامی رابرزبان می راند.&lt;br /&gt;خاطرم است پس ازدوم خردادسال77ومراسم اولین سالگرد انتخابات دوم خرداد که بهنگام سخنرانی سیدمحمدخاتمی برای اولین باردرجمهوری اسلامی،شنوندگان یک سخنرانی نسبت به سخنان سخنران ابرازاحساسات کرده وسوت وکف زدند،گروهی شعاروااسلاما وواماماسردادندوفریاد برآوردندکه این جوانان منحرفند وقصد ازبین بردن اسلام ونظام رادارند.درجواب ظریفی گفت: این جوانان همه تربیت شده ورشد یافته همین نظام هستند.پس باید خود جوابگوی عملکردتان درتربیت چنین افرادی درمدارس ودانشگاههایتان باشید.&lt;br /&gt;اکنون هم به نوعی همان شرایط حاکم است.اکثریت جامعه نسبت به وضع موجود کشورمعترضند وخواهان تغییرات اساسی درقوانین وساختارنهادها ودولتمردان وحاکمان کشورمی باشند.بخش بزرگی ازآنهانیزجوانان رشد یافته درهمین ساختاروتحت آموزش همین نظام سیاسی،فرهنگی وآموزشی هستندواکنون توسط نهادهای رسمی وافراد صاحب منصب ومقام درارگانهای دولتی وامنیتی،ازبالاترین رده تاپایین ترین مقام - کسانی که خود وظیفه تعلیم وتربیت آنهارابرعهده داشته اند - اغتشاشگرو اوباش وآشوب طلب ووابسته به بیگانه وعامل دشمن وضدولایت ومخالف نظام و...نامیده می شوند.&lt;br /&gt;این رای ونظروتفکرودید نسبت به مسایل جامعه وکشور،نه یک روزه ویک ماهه ونه حتی یک ساله،بلکه درطی سالها دروجود این جوانان شکل گرفته است.حال سوال اساسی این است : مگرتمام نهادهاوسازمانها ودست اندرکاران امورآموزشی،فرهنگی،سیاسی وتبلیغی نظام همه درراستای آموزش آنچه که مطلوب وخواسته نظام جمهوری اسلامی بوده،عمل نکرده وگام برنداشته اند؟&lt;br /&gt;مگراین جوانان معترض دربسترحکومت دینی وتحت حاکمیت ولایت فقیه رشد نیافته اند،پس اشکال وایرادی که به آنهاگرفته می شود،متوجه کیست؟&lt;br /&gt;آیاغیرازاین است که حاکمان ودولتمردان وقدرتمندان وقدرت ورزان امروز،طبیعت وذات وفطرت آزادیخواه وضدظلم وبی عدالتی انسان را که ریشه همه تمایلات وخواسته های بشری است ودرتمام آموزه های دینی نیزبه آن تاکید شده است ومی شود، فراموش کرده اند؟به نظرمی رسد که قدرت وثروت آنهاراازخود بیخودو گرفتاردرد فترت همه حاکمان پیش ازخویش  کرده است وازیادبرده اندکه انسان همیشه به دنبال کمال مطلوب برای زندگی بهتراست ودرتمام تاریخ برای رسیدن به آن تلاش کرده ودراین راه ازقربانی کردن جان خودنیز دریغ نکرده است.اکنون هم جوانان ایرانی باهرنوع آموزش وپرورشی به دنبال همین نیاز طبیعی بشری وآفریده پروردگارخودهستند وتارسیدن به آن ازهیچ تلاشی مضایقه نمی نمایند.این برحاکمان امروزجمهوری اسلامی است که این مهم راهرچه سریعتردرک کنندوازتحمیل هزینه بیشتربرکشورجلوگیری نمایند. &lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-1518748540716424231?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/1518748540716424231/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_19.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1518748540716424231'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1518748540716424231'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_19.html' title='اغتشاشگران کجا رشد کرده و تربیت شده اند ؟'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVYgFBQXAI/AAAAAAAAACw/Np9exN2APEQ/s72-c/452986_orig.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-966056096129313575</id><published>2009-11-03T06:10:00.000-08:00</published><updated>2009-11-03T06:45:59.229-08:00</updated><title type='text'>سیزده آبان58،مقصرواقعی که بود؟</title><content type='html'>&lt;strong&gt;سی سال ازبزرگترین حماقت تاریخ معاصرایران گذشت.سی سال پرفرازونشیب که هنوزازاثرات آن رویداد بزرگ متاثراست.اماامسال باهمه سالهای گذشته متفاوت است.وجنبش سبزدموکراسی خواهی مردم ایران همه چیزراتحت الشعاع خودقرارداده واساس راهپیمایی سیزده آبان امسال رانه تجلیل که تقبیح حرکت سی سال پیش مقررکرده است.درمورداین اقدام اشتباه تاریخی بسیارگفته اندوشنیده ایم،چه خودمجریان ودست اندرکاران ومشوقان آن وچه کسانی که برشانه های آنان ایستادندوبالارفتندوبادستاویزقراردادن این اقدام تبلیغ دشمنی و نفرت کردندوصاحب دولت وقدرت شدند.امامن می خواهم اززاویه دیگری به این واقعه بپردازم.&lt;br /&gt;بیایید خود راجای یکی ازآن جوانان دانشجویان پرشورخط امامی باسن بین 20تاحداکثر25سال بگذاریم.جای عباس عبدی،محسن میردامادی،ابراهیم اصغرزاده،محسن امین زاده،حبیب اله بیطرف،معصومه ابتکارویاکس دیگر.(البته اگرکسی دوست داشت می تواندخودراجای عزت اله ضرغامی وحتی محموداحمدی نژادباتمام سختیش قراردهد.)&lt;br /&gt;جوانانی که ازدل یک انقلاب بزرگ بیرون آمده اند.باگرایشات مذهبی بسیارزیادوتندوبعضامتمایل به چپ مذهبی وضدامپریالیستی والبته فدایی ومقلدبی چون وچرای آیت اله خمینی که بانی تمام مشکلات وگرفتاریهای کشوروبه قولی جنایتهاوظلمهااعمال شده واثرات باقیمانده آن راشخص محمدرضاشاه پهلوی وحامیانش می دانستند.وچیزی جز استرداد ومحاکمه اونمی توانست دیگ جوشان عصبانیت وناراحتی آنان راازقلیان بیندازد.&lt;br /&gt;ازطرفی آمریکارابزرگترین بزرگترین حامی وپشتیبان شاه مخلوع پنداشته واعتقادشان براین بودکه بعداز پیروزی انقلاب اسلامی بااینکه درظاهرآن راپذیرفته وبه رسمیت شناخته،امادرباطن مخالف آن است وبه هرشکلی به دنبال تضعیف آن است.درکشورهم امورمملکت دست دولت موقتی است که ازنظرآنهاباآمریکا مماشات می کندواستقلال به آن شکلی که هدف انقلاب بود،حاصل نشد.دولت اقدامات انقلابی که درراستای تصفیه عوامل وابسته بایدانجام دهد نمی دهد.درسیاست خارجه هم توقع برخورد سخت بادول خارجی بخصوص با آمریکا خواسته آنان بود.ملاقات رییس دولت موقت بامشاورامنیت ملی آمریکا هم بهانه ای دیگرازدیدآنهاشد.&lt;br /&gt;حالاخودراجای یکی ازآنان ودرمیان جمعشان تصورکنیم؛باخصوصیات واحساسات خاص آنهاوجوحاکم بر جامعه درآن زمان.جایی که شورواحساس خاص جوانی آن هم ازنوع مذهبی-انقلابی ازهرمنطق ودلیل سیاسی ودیپلماتیک پیشی می گیرد.&lt;br /&gt;حال جلسه بررسی موضوع رادرنظربگیرید.من خودم دردوران دانشجویی درچنین جلساتی بودم.جلساتی که کافی است درآن یک انسان خوش سخن وخوش صحبت وشوراننده حضورداشته باشدوبتواندجوجلسه به سمت دلخواه خودوجمع حامیش ببردوکل جمع راباخود هم نظرنماید.باشناختی که مااکنون ازافرادحاضردرآن جمع دانشجویان پیروخط امام داریم،مطمئناتعداد چنین کسانی باقدرت بیان وتحلیل بالابینشان بسیاربوده که براحتی می توانستندجمع رادرموردهرموضوعی به وحدت رای ونظربرسانند.&lt;br /&gt;جلسه آغازمی شود.ماهم درآن حاضریم.هرکسی به نوبت وازدیدخودازمخالفتهاوسنگ اندازیهاودخالتهای کشورهای خارجی بخصوص ابرقدرتهای شرق وغرب ونفوذشان درارگانهاونهادهای دولتی وغیردولتی وعدم استقلال واقعی کشوربه دلیل حضورعواملشان سخن می راند.یکی دراین میان ازخصومت کشورکمونیستی وضدخدای اتحادجماهیرشوروی می گویدودرمقابل چندنفرازتحرکات مداخله جویانه امپریالیسم آمریکا.دراین میان خبرپذیرش شاه مخلوع وبیمارتوسط حکومت آمریکا،مخالفتهاباآن کشوررابیشترمی کند.نجوایی ازمیان جمع بلندمی شود:بایداقدامی فوری کردتاضمن نشان دادن آشکارمخالفت بااقدامات ودخالتهای امپریالیسم آمریکا ،سردمداران حکومتشان راواداربه استرداد محمد رضاشاه نماییم.چند نفر پیشنهادهایی دادند.ناگهان پیشنهاد غافلگیرکننده ای مطرح می شود.&lt;br /&gt;«به سفارت آمریکا حمله کرده وآنجارااشغال کنیم وحاضران درآن راگروگان بگیریم.»&lt;br /&gt;پچ پچ درمیان جمع بالا می گیرد.صداهای موافق ومخالف بلند می شود.تعداداندکی بطورکلی باچنین اقدامی مخالفند.گروهی باحمله به سفارت آمریکامخالفند ومی گوینداول بایدسفارت شوروی رابگیریم.تعدادموافقان بیشتراست.دراین میان فردی بحث مصونیت دیپلماتهاوکارکنان سفارتخانه هاراطبق کنوانسیون های بین المللی پیش می کشدکه ایران هم جزوامضاکنندگان آن است.فرددیگری درجواب می گویدهدف مانشان دادن مخالفتمان بااقدامات آمریکاست ونمی خواهیم زیادشدت عمل نشان دهیم.24ساعت هم آنجارادراختیارداشته باشیم کافی است.خبرآن به همه جاوازجمله آمریکامی رسدوآنهامی فهمنداوضاع باگذشته متفاوت است.بعدازآن هم دولت وحکومت طبق وظیفه اش دربرابردربرابرکنوانسیون ماراازسفارت بیرون می کند،بدون اینکه آسیبی به کسی برسد.حداکثر24ساعت مامی توانیم آنجارادراشغال خودداشته باشیم.گروهی ازمیان جمع مامورشده وبا آیت اله موسوی خویینی ها بعنوان یکی ازروحانیان نزدیک به امام مشورت می کنند.ایشان هم بااین پیشنهاددانشجویان موافقت کرده ورابط آنان باامام می شوند.&lt;br /&gt;رای گیری انجام می شود وپیشنهاد حمله به سفارت آمریکا واشغال آن مورد پذیرش اکثریت قرار می گیرد. درادامه جلسه تاریخ ونحوه انجام این کارمشخص می شود.درروزموعوددانشجویان پیروخط امام ابتداباانجام راهپیمایی به سمت سفارت وایرادشعاراعتراض خودرابه اقدامات آمریکاوپذیرش شاه توسط آن کشورنشان دادندودرادامه هم تعدادی ازدانشجویان ازدیوارسفارت بالارفته وآنجارااشغال می کنند.وباقی ماجراکه دیگر همه می دانندواشغالی که پیش بینی حداکثریک روزه برای آن می شد444روزبه طول انجامیدواین همه هزینه پیداوپنهان برای کشوربه دنبال داشت.&lt;br /&gt;اگرمن وشماجای آن دانشجویان بودیم ودرآن دوره ودرآن جمع حضورداشتیم چه می کردیم؟!&lt;br /&gt;درآن فضای دانشجویی وجوانی وغلبه شورواحساس آن هم ازنوع انقلابی،ماچه واکنشی انجام می دادیم؟!&lt;br /&gt;آیااکنون مابایدفقط آن دانشجویان وجوانان رامقصردانسته وملامت کنیم؟به نظرمن خیر!&lt;br /&gt;بااینکه به شخصه امروزاین اقدام رابسیاراشتباه وبدوپرهزینه برای کشوروایرانیان می دانم،امااگرآن روزمن هم درآن جمع بودم،باآنجووفضا،احتمال زیادباآن موافقت می کردم.&lt;br /&gt;به نظرمن ملامت وسرزنش ازآن حاکمان ورهبران وراهنمایان آن زمان است.افرادی که با اینکه ازتصمیم دانشجویان اطلاع داشتند،درابتداجلوی آنهارا نگرفته حتی تشویقشان هم کردند.یاافرادی که پس ازاشغال نه تنها برخوردنکرده بلکه انقلاب دومش خواندندوعملاازادامه آن حمایت کردند.یاکسانی که درصددفرصتی بودندتا دولت موقت مهندس بازرگان راکه مانعی درمقابل مطامع انحصارطلبانه خودمی دیدند،سرنگون کنندوبااشغال سفارت ودستاویزقراردادن مدارک داخل سفارت به هدفشان رسیدند.کسانی که ازاحساسات پاک ونیت خالصانه یک سری جوان برای حذف افرادکاردان ورقبای سیاسی خودبهره بردند.&lt;br /&gt;امیدوارم بالاخره روزی پس ازاستقراردموکراسی وحاکمیت دولت مردمی واقعی وقوه قضاییه مستقل وقدرتمند این خائنان به ملت وکشوروخائنان پس ازآنهاتاامروز،درپیشگاه تاریخ ومردم ایران محاکمه شده وپاسخگوی این خیانت واقدامات بعدیشان باشند.خیانتی که کمترین هزینه آن تحریم30ساله وقطع رابطه بابزرگترین وقدرتمندترین کشوردنیابود.&lt;br /&gt;به امیدآن روز.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-966056096129313575?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/966056096129313575/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/58.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/966056096129313575'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/966056096129313575'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/58.html' title='سیزده آبان58،مقصرواقعی که بود؟'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-5173783345033122383</id><published>2009-11-01T01:10:00.000-07:00</published><updated>2009-11-01T01:16:34.006-07:00</updated><title type='text'>نسل سوخته!!!</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1Do5N8qtI/AAAAAAAAABg/C2xu471x65Q/s1600-h/IMG_0239.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1Do5N8qtI/AAAAAAAAABg/C2xu471x65Q/s320/IMG_0239.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5399045898120243922" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;من ازنسل سوخته ام،نسل بی هویت نه نسل هویت گم کرده ام،نسل سنگین امابی وزن،نسل معلق،نسل درخلا،نسل افسرده اما سرزنده،نسل مأیوس اماامیددهنده،نسل سوم،من ازنسل ققنوسم،نسلی که می سوزدوخاکسترمی شوداماخاکسترش به بادداده نمی شود،بلکه از خاکسترش زندگی،هویت،امید،عشق وآزادی و... به وجودمی آید.درست همانندققنوس که می میردومی زاید.امامن ازچه نسلی ام وچراسوخته؟&lt;br /&gt;منظورمن نسل سوم انقلاب است.نسلی که بین سالهای اول دهه50تااواخردهه60رادربرمی گیرد.یعنی دقیقاازمتولدین50تا67یا68.نسلی که دردوران بی ثباتی متولدشدورشدیافت.نسل ما کودکی نکرد،نوجوان نبودوچیزی ازجوانیش نفهمید.نسل من دردورانی بارورشدکه درایران انقلاب شده بود.جنگ ناخواسته ای برآن تحمیل شد.انقلاب یعنی دگرگونی ونسل من در ایرانی رشدیافت که تمام ارزشهای اجتماعی،فرهنگی،سیاسی،اقتصادی و... به کلی دگرگون شده بودوازبدروزگارانقلابیون نسل قبل ازمن همه چیز راویران کرده بود،بدون آنکه خود بداندچه می خواهدبسازدوزمانی که همه زیرساختهاوروساختهاراویران کرده وبرآن قدم گذاشت تازه به فکر این افتادکه چه باید بسازد.نسل قبل ازماهرچه متخصص وکاردان و کارشناس بودراازدورخارج کرده بودوبدون هیچ تجربه ای شروع به آزمون و خطانمود. ایران شدآزمایشگاه ونسل من موش آزمایشگاهی.کودکی مادرانقلاب وجنگ گذشت.کودکی ما باتصاویرتوپ وتانک وگلوله وخون وجنازه وشهیدونوحه وگریه وسیاهی گذشت.کودکی مابا نبودپدرگذشت.ازبچگی،ماپیش وبیش ازآنکه ترانه های کودکانه بیاموزیم شعرهای حماسی و نوحه های سوزناک آموختیم.دوران مدرسه مابدتر،هرسال یک نوع کتاب ودرس،یک شیوه آموزشی،امسال نظام قدیم،سال بعدنظام جدید،سال بعدترمی واحدی وسال بعدسالی واحدی. امروزامتحان نهایی کشوری،وسط امتحانات نهایی استانی یهونهایی ناحیه ای... .دریک سال کتاب چندبارتغییرمی کردومطالبی حذف می شد،ضمیمه داده می شد.اما همه اینهافقط در زمینه درس بود.جنگ تمام شد.حالاهمه به فکرتربیت نسل من افتادند.چه باید بپوشم، چه نباید بپوشم،چه باید بخورم،چه نباید بخورم،چه باید ببینم،چه نباید ببینم،چه باید بخوانم،چه نباید بخوانم....نسل ماروزنامه نداشت.روزنامه هاهمه دولتی بود.دوکانال تلویزیونی12ساعت برنامه مجموعابیشترنداشت. آستین کوتاه حق نداشتیم بپوشیم، شلوارولباس مارک دارخارجی نباید می پوشیدیم و چه و چه. نسل ماجوانی نکرد.اینترنت نبود،وقتی هم آمد کنترل شده ومحدود.ماهواره نبود،ویدئو کم کم آزاد می شد.نسل من حق اعتراض نداشت، حق خندیدن، دیدن،خواندن،.... نسل من سوخت وخاکسترشد وازخاکسترش دوم خردادمتولدشد.دوران امیدو زندگی وافتخارآغازشد.نسل من سوخت تانسل بعدازمن به ثبات برسد. دیگر دغدغه چه بپوشم چه نپوشم نبود. دغدغه چه بخوانم وچه نخوانم نبود.خواسته ها بالاتررفته بود.نسل من سوخت تاکودک من بعد ازمن کودکی کند.نسل من سوخت تانسل پس ازمن بداندچه می خواهدوچه نمی خواهد.چه بایدباشدوچه بوده.نسل من سوخت تانسل پس ازمن هویت خودرابازیابد.بداند چه بوده،از چه نژاد وچه تاریخ وچه فرهنگی. نسل من سوخت تا نسل پس ازمن جهان رابا چشم بازبتواند ببیند.نسل من سوخت تانسل پس ازمن رشدفرهنگی وسیاسی واجتماعی داشته باشد.نسل من سوخت تابه دنیانشان دهدکه ایران کجاست وایرانی کیست.نسل من فنا نشدکه فدا شد.نسل من سوخته است،من از نسل سوخته ام من ققنوسم.&lt;br /&gt;شایددرگذشته فکرمی کردم که نسل من فنا شده است ولی وقتی نسل پس ازخودرامی بینم،به این یقین می رسم که نه!نسل من پلی شدبرای نسل پس ازخود که بتواند به آن مقدارازآگاهی برسد که چه می خواهد،چه می تواند باشدوچه بایدباشد.نسل من دوم خردادراساخت اما نتوانست به نتیجه برساند چون هنوز به آن آگاهی نرسیده بود که واقعاچه می خواهد.نسل من دوم خرداد راساخت تا نسل پس ازمن بتواند22خردادرابسازد.&lt;br /&gt;نسل من دردوگانگی هویت ایرانی وعربی،دموکراسی واقعی وساختگی،ارزشهای انقلابی اسلامی وایرانی،حکومت اقلیت زورمندواکثریت بی قدرت،دانستن نبایدهاوندانستن بایدها و...سوخت تا نسل پس ازمن بداند که کیست و چه می خواهد.&lt;br /&gt;من از نسل سوخته ام.نسل ققنوس،نسل شمع،نسل فدا شده،من از نسل سوخته ام.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-5173783345033122383?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/5173783345033122383/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_6462.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5173783345033122383'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5173783345033122383'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_6462.html' title='نسل سوخته!!!'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1Do5N8qtI/AAAAAAAAABg/C2xu471x65Q/s72-c/IMG_0239.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1048674930920169075</id><published>2009-11-01T01:09:00.000-07:00</published><updated>2009-11-01T01:10:44.987-07:00</updated><title type='text'>قانون اساسی یاوحی منزل</title><content type='html'>&lt;strong&gt;قوانین محدودکننده اساسی نبایدوجودداشته باشد.یعنی قوانین محدودکننده غیرقابل تغییرواصلاح وقوانینی که بصورت ایدئولوژیک مطرح شده و در قانون اساسی کشور به صورت لاتغییر گنجانده شده باشد.ومخالفت باآنهابه عنوان مخالفت بادین وخداعنوان شود.آزادی به صورت مطلق بایددراساس قانون وقانون اساسی وجودداشته باشند.خودعرف ووجدان عمومی جامعه باتوجه به موقعیت ووضعیت وجوحاکم وخواست عمومی اکثریت درصورت احتیاج وصلاحدید جامعه می تواند قوانینی برای جامعه وضع کند که گاه ممکن است محدودکننده هم باشد.این عرف ووجدان عمومی دراحزاب وگروههای مدنی باوضع قوانین درمجلس تبلورمی یابد.هرحزب یاگروه حاکم می تواندبا استفاده ازحمایت اکثریت یاحتی اقلیت جامعه قوانینی را پیشنهادوحتی تصویب کندکه ممکن است محدودکننده نیز باشدودوره بعدحزب دیگریاهمان حزب باتوجه به وضع جامعه آن قانون راموردبازنگری وتغییرقراردهد.این بخشی ازدموکراسی است.ترس حاکمان ماازتصویب قوانین ضد دینی وضداسلامی نیست.ترس آنهاازاین است که دراین صورت دیگربه قدرت نرسندویادیگر هیچ کار بدون پاسخگویی نمی توانندانجام دهند.یعنی ثروت بادآورده بدست نخواهند آورد.&lt;br /&gt;مشکل کشورماقانون اساسی آن است وتاآن به صورت صحیح وباتشکیل مجلس موسسان شامل افرادآگاه وحقوقدان اصلاح نشودمابه دموکراسی وآزادی وموفقیت نخواهیم رسید. قانون روشن وعدم تفسیربه رأی.&lt;br /&gt;برای رسیدن به اصلاح قانون اساسی راهی نیست جزمبارزه مدنی وسبز. لازمه آن هم صبر حداکثری است.اعتقادبه تدریجی و زمان بر بودن مبارزه و پرهیزازهرگونه کند روی وتندروی وخصومت که هرکدام ازآنها به تنهایی می تواندسبب شکست ودوری ازهدف اصلی شود. ماملتی عجول و تمامیت خواه هستیم.همه چیز می خواهیم درکمترین زمان بدون دادن هزینه و سختی کشیدن.امااین باراین عادات بدراکنارگذاشتیم تاپیروزشویم.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-1048674930920169075?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/1048674930920169075/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_5835.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1048674930920169075'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1048674930920169075'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_5835.html' title='قانون اساسی یاوحی منزل'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1027079004445039805</id><published>2009-11-01T01:06:00.000-07:00</published><updated>2009-11-01T01:09:01.669-07:00</updated><title type='text'>رنگ سبز:نماددموکراسی خواهی،حقوق بشرخواهی و آزادیخواهی مردم ایران،نه رنگ حزب وگروه خاص</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1B_xkd_HI/AAAAAAAAABY/iszj7fE1D5w/s1600-h/a1.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 256px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1B_xkd_HI/AAAAAAAAABY/iszj7fE1D5w/s320/a1.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5399044092180954226" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;(&lt;strong&gt;نوشته شده در  10/4/88)&lt;br /&gt;رنگ سبزنمادمبارزات دموکراسی خواهانه مردم ایران است.رنگی که ابتدانمادکمپین انتخاباتی مهندس موسوی بود.دلیل انتخاب یک رنگ ودراینجاسبزبرای کمپین یک کاندیداچه بود؟ &lt;br /&gt;محمدرضاجلایی پور،جوان نخبه ایرانی عضوکمپین موج سوم که درابتدابرای دعوت ازخاتمی فعال بودوسپس از کاندیداتوری مهندس موسوی حمایت کردپیشنهاددهنده این ایده بود.&lt;br /&gt;دربررسی دلیل انتخاب چندجنبه رامی توان درنظرگرفت. رنگ سبزبرای ایرانیان ازهربعدونظررنگ مقدس ومورد توجهی است.هم ملی وهم مذهبی.ازدیدگاه مذهبی رنگ سبز نشانه سیادت است وبه خاندان پیامبراسلام وشخص ایشان برمی گرددکه خوداو هم درمورداین رنگ سخنانی داشته اند.رنگ سبزرنگ آرامش است.نشانه صلح ودوستی وحتی در دین زرتشت هم بعنوان رنگ مقدس وآرامش مطرح است و جنبه ملی دارد.درعلم پزشکی ودراتاق عمل هم از لباسهایی به رنگ سبزاستفاده می شود.چراکه برای بیماران ازنظرروحی آرامش بخش است.درجامعه امروزی هم رنگ سبزرنگ سال است وبعنوان مدمورداستفاده مردم به خصوص جوانان است وگستردگی دارد.انتخاب رنگ سبزونه رنگ دیگربرای کمپین ازنظر دیگرهم دارای تحلیل وتفکر ویژه ای پشت خوداست که بایدحتماًموردتوجه قرارگیرد. خصوصابرای تنویرافکارمخالفان وناآگاهان.&lt;br /&gt;یکی ازمحدودیتهای ویژه ای که خصوصادرمورداحزاب اصلاح طلب وکاندیداهای رقیب رئیس جمهور نهم وجودداشت،محدودیت رسانه وعدم دسترسی آنان به رسانه های دیداری و شنیداری بودکه ارتباط بامردم ورساندن پیام به آنان رابامشکلات عدیده روبرومی کرد.&lt;br /&gt;درایران رسانه عام مستقل وجود ندارد.رسانه های ملی درحقیقت رسانه هایی دولتی هستند.ازصداوسیماگرفته تا روزنامه های دولتی.کاندیداهای رقیب دولت ازهیچ رسانه وروزنامه باگستره وسیع برای ارتباط با مردم و تشویق آنهابه رای دادن برخوردارنبودند.درموردمهندس موسوی این مسأله سطح وسیعتری راهم دربرمی گرفت وآن غیبت20ساله ایشان ازمحیط عمومی وعدم آشنایی جوانان باایشان بود.اولین شعارشان((هرشهروندیک ستاد))بود. سپس هرشهروند یک رسانه هم مطرح شد.دراینجابودکه نقش رنگ بسیاربارزترمی شود.یعنی یک رنگ به تنهایی،معرف یک فردویک طرزتفکروبینش شدوبه دلیل استقبال گسترده درجامعه موج سبز نام گرفت وخودبه تنهایی یک رسانه شددرسطح رسانه های عمومی.شایدبخشی ازاستقبال هم احساسی بوداماآنچه مسلم است پذیرش واقعیت رنگ سبزنشانه مهندس موسوی بود.حتی رسانه های دولتی به هرنوعی باآن مخالفت می کردند.عدم استفاده ازرنگ سبز توسط مجریان وبرنامه سازان صداو سیمابه هرشکل ودرهر جایی.استفاده ازالفاظی همانندلجن ورنگ لجنی ازسوی رسانه های نوشتاری اقتدارگرایان وموارددیگر.یک مسأله جالب وچیزی که ازسوی حامیان مهندس موسوی به فال نیک گرفته شدقرعه رنگ سبزبرای ایشان درقرعه کشی تبلیغات صداوسیمابود.&lt;br /&gt;پس نقش رنگ سبزدرایام تبلیغات به خوبی اهداف مورد نظرکمپین مهندس موسوی رابرآورده کرد.نقش رنگ سبز بعدازبرگزاری انتخابات باقبل ازآن فرق کرد.اگرسبز قبل ازانتخابات معرف ومشخصه یک نامزدورنگ یک کمپین وپویش بود،بعدازانتخابات به نمادوسمبل یک جنبش عظیم اجتماعی دموکراسی وآزادی وحقوق بشرخواهانه وحق طلبانه صلح آمیزودورازخشونت وکاملامدنی تبدیل شد. قبل ازاین ودرهراعتراضی یاهیچ نمادی استفاده نمی شدو یاهرگروهی ازنمادی خاص استفاده می کرد.یکی باپرچم جمهوری اسلامی،یکی باپرچم شیروخورشیدودیگری باپرچم بدون آرم.یکی ازموارداختلافی اپوزیسیون همین مساله بود.رنگ سبزپرچم نیست که گروهی باپرچم ایران جلوی آن بایستند.دردوره تبلیغات کمپین احمدی نژاد ازپرچم جمهوری اسلامی استفاده می کردواینگونه القامی کردکه طرفداران مهندس موسوی باجمهوری اسلامی مشکل دارند.همان موقع هم یکی ازشعارهای معترضان پس گرفتن پرچم ایران بود.بعدازانتخابات هم گروههای معلوم الحال بازهم با استفاده ازپرچم شیروخورشیدوملی ایران سعی درخارج کردن جنبش خواسته یاناخواسته ازمسیراصلی بودند.همان کاری که سی سال بادامن زدن به مسائل کوچک وساختن اختلافات بزرگ ازآنهاوفراموشی مساله اصلی کردند.جنبش کنونی مردم جنبش انقلابی نیست چراکه به عواقب ویران کننده آن دردگرگونی ساختارهاوبنیانهای جامعه وحکومت وعقب بردن کشورآگاهند.جنبش کنونی جنبشی است اصلاحی که بامطرح کردن یک خواسته مشخص به شکل کاملاً مدنی و ضدخشونت آغازشدواکنون دامنه خواسته های اصلاحی خود راگسترش داده است.این جنبش به دلیل همان خواسته اولیه که همانابازپس گیری رای وبه شمارآوردن نظرووجودش بود باهمان نماد انتخاباتی وارد گود شدواکنون باخواسته های بیشتراماباهمان نمادمبارزه خودراادامه می دهد.این نمادچنان فراگیرشده که نه تنهادرداخل کشوردیگرهمه می داننداستفاده کنندگان این نمادچه می خواهندبلکه در سطح بین المللی به عنوان نماد دموکراسی خواهی ایرانیان تبدیل شده است.درایتالیاشهرداری یک شهراز آن استفاده می کند.درجایی دیگردرنمایش مدازآن استفاده می شودوجایی دیگرجشنواره ای راتسخیرمی کندونمونه های دیگر.امامخالفان آن غیرازکودتاچیان،همان کسانی هستندکه پیش ازآنکه حرفی برای گفتن داشته باشند ضعیف النفسانی هستندکه ازعدم توجه قرارگرفتن می ترسند. همان کسانی هستندکه سی سال بااختلافات کوچک اپوزیسیون ایران راازبین بردندوحال چون خودنمی توانندنمی خواهندکسی دیگرموفق شود.ولی این رستاخیز مردم ایران است که تارسیدن به هدفش هرچقدرکه زمان ببرد پای آن ایستاده اندورنگ سبزهم نمادآنان خواهد بود. &lt;br /&gt;به امید پیروزی&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-1027079004445039805?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/1027079004445039805/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_2450.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1027079004445039805'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1027079004445039805'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_2450.html' title='رنگ سبز:نماددموکراسی خواهی،حقوق بشرخواهی و آزادیخواهی مردم ایران،نه رنگ حزب وگروه خاص'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1B_xkd_HI/AAAAAAAAABY/iszj7fE1D5w/s72-c/a1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-5837070547769330800</id><published>2009-11-01T01:05:00.000-07:00</published><updated>2009-11-01T01:06:05.040-07:00</updated><title type='text'>دامنه داربودن اعتراضات</title><content type='html'>&lt;strong&gt;اتفاق مهمی که بعدازانتخابات واعلام نتایج وانجام کودتای انتخاباتی افتاد،اعتراضات دامنه دارمردمی بود.سابقه اعتراضات درجمهوری اسلامی به این شکل یعنی اعتراض خیابانی وبه صورت راهپیمایی به سالهای78و82بر می گرددکه هردوباربه دلیل طبقه ای بودن وعدم گستردگی توسط حاکمیت سرکوب شدونتیجه ملموسی درپی نداشت. وجوداین سابقه،تحلیل گران وحاکمیت وبخشی ازجامعه رابه این تصورانداخته بودکه اعتراضات محدودوکوتاه خواهدبودوبا سرکوب ودرنهایت دخالت رهبری چون گذشته به پایان خواهدرسید،اماعملاًچنین اتفاقی نیفتاد.&lt;br /&gt;خیلی هاگفتندکه این اعتراضات ازطبقه خاصی بوده وهمه مردم راشامل نمی شودوآن رامحدودبه تهران ویکی دوشهر بزرگ دانستندکه به راحتی سرکوب می شود.امابه دلایل مختلف می توان این ایده راردکرد.&lt;br /&gt;یکی ازویژگیهای اعتراضات اخیرودلیل طولانی تربودن و دامنه دارشدن آن نسبت به مواردمشابه گذشته بی طبقه بودن آن وحضورمردمی ازهرسن وجنس وپایگاه اجتماعی است.به راحتی می توان افرادمختلف ازکارگرودانشجووزن ومردومعلم واستادومذهبی ومردم عادی ازهرطبقه اجتماعی واقتصادی رادرراهپیمایی هادید.درمورددامنه اعتراضات هم که محدودبه شهرهای بزرگ است بایدخصوصیات این شهرهاوتفاوتهای آنهاباشهرهای کوچک رادرنظرگرفت؛هم ازنظرفضای بسته وامنیتی وهم ازلحاظ خصوصیات جمعیتی و نوع سازماندهی وحضورنیروهای سیاسی.بااین حال شهرهای کوچک هم هرزمان که موقعیتی بدست آوردندخصوصاً در روزهای آغازین اعتراضات خودرانشان دادند.بعنوان مثال درروز25خردادوروزقدس که همراه با جمعیت میلیونی تظاهر کنندگان تهران هزاران نفرازمردم معترض درشهرستانها نیز به خیابانها آمدند.که البته بازهم به دلیل فضای امنیتی حاکم امکان مخابره خبروارسال تصاویربه سختی ممکن شدودربعضی جاهاحتی امکان آن هم میسرنشد.نمونه این شهرهابندرعباس،کرمان ویزدوچندشهردیگربود.&lt;br /&gt;امامسأله مهم درزمینه اعتراضات،ادامه آن است.باتوجه به ویژگی دولت های کودتایی نوع مقابله باآنهااهمیت زیاددارد.اعتراضات خیابانی مهمترین جلوه این مبارزات است که البته به دلیل هزینه بالانمی تواندهمیشه ادامه یابدودرموقعیتهای مناسب بایدبه این شیوه پرداخت.اما برای نشان دادن اعتراضات می توان راههای دیگری پیدا کردکه هم گستردگی داشته باشدوهم هزینه کم.مثل شعارنویسی روی اسکناس یادیوار.مهمترین نکته دراعتراضات فرسایش حکومت کودتایی است.استفاده از نیروهای خشن وسرکوبگروشیوه های خشونت آمیزتوسط حاکمیت دراعتراضات خیابانی هزینه انسانی اعتراضات را بالا می برد،اماهمین که الان نیروهای امنیتی در خیابانهاویادرپایگاههایشان به حالت آماده باش هستند، باعث خستگی وفرسایش آنان می شودومعترضان می توانند هرچندوقت یک باریک تظاهرات انجام دهند.این هم می تواندنشان دهنده ادامه اعتراضات باشدوهم باعث فرسایش بیشترنیروهای سرکوبگرشود.اماراههای دیگری که هم با آنهامی توان اعتراض رانشان دادوهم دامنه اعتراضات را گسترش دادوهم باهزینه کم بهره زیادتری برد،الله اکبرگفتن شبانه،استقبال ازمناسبتهاومکانهای حکومتی برای نشان دادن اعتراضات مثل اعیادمذهبی ونمازجمعه،علامت گذاشتن روی اسکناس هابارنگ سبز،شعارنویسی،استفاده ازعبارت موسوی رئیس جمهورمن اول هرپیامک وایمیل.(تاکنون این اعمال نتیجه مثبت خودراداشته است.)دراین زمینه راههای ابتکاری بسیاری می توان یافت امامهمترین نکته دراین راه این است که به حاکمیت و کودتاچیان نشان داده شودکه مردم مشروعیت آنهاراقبول نداشته وتا رسیدن به خواسته هایشان به اعتراضات خودادامه می دهند.&lt;br /&gt;امانکته کلیدی رامهندس موسوی بعنوان لیدرجنبش و رئیس جمهورقانونی ومنتخب مردم دربیانه شماره9خودشان بیان کردندکه می تواندبعنوان مهمترین عامل برای ادامه اعتراضات و فرسایش حکومت کودتایی مطرح باشدو آن این بودکه:&lt;br /&gt;امیدبه آینده رساترین اعتراض به حکومت ودولت کودتاست.&lt;br /&gt;بایداین مساله رادرنظرداشت که زمان تحقق هدف مردم که هماناایران پیشرفته ودموکرات باقانون،عدالت وآزادی است مشخص نمی باشدوممکن است مدت زیادی به طول بینجامد وبرمعترضین است که باعلم به زمانبربودن تحقق خواسته های بحقشان خودرابرای مبارزه طولانی آماده نمایند.تلاش کودتاچیان ایجادخفقان،یاس، ناامیدی وسرخورده کردن مردم است که مردم بازنده نگه داشتن حس امیدآنهارا ناامیدمی کنند.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-5837070547769330800?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/5837070547769330800/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_01.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5837070547769330800'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5837070547769330800'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post_01.html' title='دامنه داربودن اعتراضات'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-5532376054423753021</id><published>2009-11-01T01:03:00.000-07:00</published><updated>2009-11-01T01:05:02.026-07:00</updated><title type='text'>دموکراسی از بالا یا پایین</title><content type='html'>&lt;strong&gt;درفعالیت سیاسی دوران دانشجویی بحث های تئوریک درزمینه های مختلف بسیارانجام می دادیم؛درموضوعات مختلف عقیدتی وسیاسی واجتماعی واجرایی و... .یکی ازموضوعاتی که نظرهای بسیاری درموردآن مطرح می شدو جلسات بحث زیادوطولانی درموردآن انجام می گرفت همین بحث دموکراسی ازبالایاازپایین بود.دیدگاههای شخصی بسیار متفاوتی دراین زمینه وجودداشت وحتی گاهی بسیار متناقض.من خودم درآن زمان واقعابه یک نظرقاطع نمی رسیدم.یعنی ازهرزاویه به آن نگاه می کردم آن راهم درست وهم غلط می دیدم.گاهی بحث نتیجه دموکراسی از بالا بود.یعنی مابایدحکومت ودولت دموکرات داشته باشیم که همه استعدادها و نظرات و دیدگاههااجازه و توانایی بروزووجودپیداکنند.وقتی که همه علایق ازبالا مطرح شودکم کم به تمام سطوح جامعه رسوخ می کندواز دولت وحکومت دموکرات به جامعه وکشوردموکرات می رسیم.امادرمقابل،این نظرمطرح می شدکه فرهنگ جامعه ماپذیرای آن نیست.ما دارای فرهنگ قهرمان پرورو استبدادزده تاریخی هستیم که پذیرش تساوی حقوق برای همه درآن بسیارکم است.درخانواده هاحرف اول وآخررایک نفرمی زندوسایراعضای خانواده ملزم به پذیرش وتبعیت ازآن هستند.همین گونه هرچه نهادهای اجتماعی بزرگتر می شوند،کم وبیش همین جوبرآنهاغالب است.درچنین فضایی به هیچ عنوان دموکراسی ازبالا پذیرفته نمی شودوهرچه حکومت دراین راستاتلاش کنددرنهایت مقاومت درمقابل آن بسیارزیادخواهدبودوموفق نمی شودوشکست دولت درآن یعنی شکست دموکراتیزه شدن درکل جامعه.دیدگاه دیگر، دموکراسی ازپایین بود.دراینجااین نکته مطرح می شد که نخبگان سیاسی اجتماعی که به دنبال ایجاددموکراسی درجامعه هستندبایدباارائه آموزش های مختلف ازسطوح پایین جامعه وتشکیل نهادهای مدنی،همه افرادرابادموکراسی وامتیازات و مزیتهای چنین حکومتی آشنانمایندوضوابط حاکم برآن ونحوه بروز استعدادهاراآموزش دهند.دراین گونه مواردچنین جامعه ای باپتانسیل ایجادشده درآن خواه ناخواه به سمت دموکراسی پیش می رودوالبته فرآیندی است زمانبر.در مقابل به نوعی همان اشکالات پیشین برآن واردبودو خصوصادراین موردافرادبه طور عملی نیز درمورد آن چیزی ندیده وتجربه ای ندارند،پس امکان موفقیت باتوجه به ساختارمحافظه کارجامعه،کم می شودوالبته چون افراد حاضردرحاکمیت نیزوجوددموکراسی راخلاف منافع خودمی بینندبه هرشکل وسیاقی به مخالفت باآن می پردازندو به هرنوعی سعی درشکست این پروژه می نمایند.&lt;br /&gt;این بحث دامنه داردرآن زمان باتحلیلهاونظرات گوناگون بدون نیل به نتیجه خاص ادامه داشت تاسال84وبه قدرت رسیدن دکتراحمدی نژاد.دراین جادرموردچرایی وچگونگی به قدرت رسیدن آقای احمدی نژادبحث نمی کنم امابه یکی از نتایج آن می پردازم.4سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد،نه به کلی اما به طور اساسی دیدگاههادر مورد نقش واثرریاست جمهوری ایران رادربین عموم مردم و البته گروه های خاص و نخبه اجتماعی دگرگون کرد.تا قبل ازآن وباتوجه به8سال ریاست جمهوری آقای خاتمی، دیدگاه بلااثربودن رئیس جمهوردرساختارقدرت جمهوری اسلامی،تقویت شده واین باورعمومی ایجادشده بودکه رئیس جمهورهیچ کاره است ودرجهت بهترشدن فضاواصلاح امور قدرتی نداردوالبته نظرخودآقای خاتمی درمورد تدارکاتچی بودن رئیس جمهورهم درهمین راستاارزیابی می شد.امااتفاقات بین سالهای84تا88نشان دادکه رئیس جمهور می تواندتأثیرگذارباشد،ممکن است نتوانداموررااصلاح کندودرجهت بهبودشرایط اقدام کندامامی تواندبه طور فجیع ودهشتناکی اوضاع رابدترازآنچه فکرش رامی توان کردبنماید.این دوره واین اعمال وکرداری که اوضاع عمومی جامعه رابدترازبدکرده بودبه طورچشمگیرسبب بالا بردن حساسیت عمومی دربین آحادجامعه شد.از عموم مردم گرفته تاگروههای نخبه اجتماعی ودانشجویی.دراین برهه وپس ازاتفاقات روی داده قبل وبعدازانتخابات دهم ریاست جمهوری وشوروشعوربالایی که ازسوی مردم،اعم ازعام وخاص،دراین دوره نشان داده شدبحث درمورددموکراسی ازبالایاپایین رانیزبادگرگونی مواجه کرد.ازآنجایی که سطح سوادوفکروآگاهی عمومی به نحو قابل شایانی بالارفته می توان به راحتی این مساله را مطرح کردکه ازپایین دیگرآمادگی کامل والبته نه مطلق به وجود آمده است.نتیجه بدست آمده رامی توان بدین گونه بیان کردکه:حدبینابینی رابایددرنظرگرفت.یعنی بین قشرمتوسط جامعه بابالابردن دیدوبیان گسترده فواید دموکراسی می توان طبقه تأثیر گذاری راتربیت وآماده کردکه درزمان خاص،که مطمئنا به زودی نیزخواهد بود، بتواندتأثیرخاص خودرابه بالاوپایین جامعه گذاشته و زمینه دموکراسی یعنی حکومت مردم برمردم باآزادی منطبق برفرهنگ جامعه وحقوق بشرشایسته جامعه ایرانی رافراهم بنماید.این راه،که راهی است سخت وپر سنگلاخ، بایدباتلاش وپشتکاروتقویت بنیه علمی وتئوریک و البته امیدبه آینده همراه باشد.&lt;br /&gt;باشدکه باکمترین هزنیه ودرکوتاهترین مطلوبترین زمان ممکن به نتیجه مناسب برسد.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-5532376054423753021?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/5532376054423753021/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5532376054423753021'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5532376054423753021'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='دموکراسی از بالا یا پایین'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-8561686103706704586</id><published>2009-10-29T08:03:00.000-07:00</published><updated>2009-10-29T08:05:52.310-07:00</updated><title type='text'>دادگاه یابیدادگاه یاصحنه نمایش</title><content type='html'>(این مطلب بعدازبرگزاری دادگاههای نمایشی نوشته شده است.)&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شوک،ناراحتی،نگرانی،غم،ترس،اعتراف،چاقی،لاغری،شکستن،خوردشدن،ابطحی،حجاریان،توجیه خود،توضیح برای دیگران،عطریانفر،هدایت آقایی،سعیدشریعتی،مومنی،تاریخ،تکرار،علی افشاری،ابراهیم نبوی،بهنود،عباس عبدی،وبلاگ نویسان،برنامه هویت،تکذیب،مقاومت،نشکستن،بهزادنبوی،رمضانزاده،&lt;br /&gt;تاجزاده،امین زاده،میردامادی،صفایی فراهانی،زیدآبادی،دادستان،قاضی،دادگاه،انگلیس،آمریکا،سوروس،&lt;br /&gt;هوفر(هوور)،هابرمارس(هابرماس)،ماکس وبر،جان کین،جین شارپ،نافرمانی مدنی،اینترنت،فیس بوک، توییتر،علوم انسانی،زنان،شیرین عبادی،کمپین یک میلیون امضا،کیهان،جوان،مجاهدین خلق،منافقین، انجمن پادشاهی،نمایشنامه،فیلمنامه،تاجرنیا،جوادامام،قوچانی،بمبگذاری،طباطبایی،باستانی،مهدی هاشمی،جاسبی، دانشگاه آزاد،جمهوریت،مشارکت،کارگزاران،مجاهدین انقلاب،روحانیون مبارز،خویینی ها،محتشمی پور،خاتمی،کروبی،موسوی،امام خمینی،هاشمی رفسنجانی،احمدی نژاد،انتخابات،کودتای مخملی،انقلاب اسلامی،قوه قضاییه،بیدادگاه،جمهوری اسلامی،ولایت مطلقه،قدرت،فانون، وکیل،دادستان،قاضی،فرانسه، جاسوس،موج سوم،88، حقوق بشر،دموکراسی،رای،شکنجه،زندان،بازداشت،سبز، زندگی،صلح،کلوتیدریس، نازک افشار،حسین رسام،سفید،بی بی سی،صدای آمریکا،روسیه،سپاه،بسیج،پلیس،امنیت،کرامت انسانی،رییس جمهور،ایران،خدا.....&lt;br /&gt;بهم ریخته ام.به کجاچنین شتابان!!؟؟خدایاهمه مارابه درستی رهنمون فرما.خدایابه چه می اندیشی؟اندکی از بندگانت رامی بینی که به نام توظلم میکنن،می کشند،میزنند،می گیرندوبیگناه محاکمه می کنند؟خدایا...&lt;br /&gt;ماراچه شده است؟ماراچه می شود؟ماواقعاوارثان کورش بزرگیم؟ماپیروان محمداحمدیم؟&lt;br /&gt;دادگاه!اول فقط شنیدم:دادگاه صدتن ازافراددخیل درپروژه کودتای مخملی برگزارشد.&lt;br /&gt;بایکی تماس گرفتم.داغون بود.گفت ابطحی وعطریانفرحرف زدند.گفت ابطحی آب شده بود،عطریانفرخودش نبود.اعصابش خوردشده بود.رسیدم.دیدم؛خدایاایناکین؟اشکم بی اختیارسرازیرشد.بعدازمدتی به خودم آمدم.&lt;br /&gt;به انسان فکرکردم ومی کنم.حیوان دوپاوناطق.حدانسان کجاست؟درهرزمینه ای انسانهاتاکجامی توانندپیش بروند؟درخوبی وبدی،ظلم وستم،مهربانی ولطف،مال اندوزی وطمع،قدرت طلبی،خودخواهی،شهوت،...&lt;br /&gt;آیاانسانهادرهرراهی که قدم می گذارندمی توانندبدون محدودیت پیش بروند؟تاکجا؟تاکی؟بسیاردیدیم وشنیده ایم&lt;br /&gt;کسانی راکه گفتندومیگویندکه جوانی راگذاشتیم تاپول وثروت جمع کنیم برای زندگی وآرامش.ولی وقتی به آن رسیدیم که دیگرپیرشده بودیم ونه عمری برای چشیدن طعم زندگی ونه نیرووتوانی برای حس آرامش.&lt;br /&gt;این زورمندان وحاکمان امروزکشورماتاکجامی خواهندپیش بروند؟!&lt;br /&gt;خیلی به دادگاه فکرکردم.البته الان بعدازبرگزاری چندجلسه می توان راحتتروباتسلط بیشتربه تحلیل این دادگاههاپرداخت.آنچه مسلم است اینکه این دادگاههاپرده دیگری ازنمایشی است که اصحاب کودتاجهت مشروعیت زایی برای دولت برآمده ازکودتای انتخاباتی وایجادرعب ووحشت وناامیدی دربین مخالفان خود تدارک دیده اند.اماهرچه نمایش جلوترمی رودمشروعیت بیشتری نه برای دولت کودتاکه برای معترضان آن به بارمی آورد.نوع برگزاری دادگاههاوتحلیلهاوگزارشات قبل وپس ازآن دررسانه های همسوباکودتاآنقدر ناشیانه وساده لوحانه است که انسان واقعابه وجودهرنوع عقل وتدبیرومنطق وتحلیل حتی بیمارپشت آنهاشک می کندونگران ترمی شود.نگران ازآن روکه تمام اعمال آنهابه همین بی منطقی باشدکه تاکنون بوده.چراکه باعث هزینه بیشتربرای مردم وفعالان سیاسی ومدنی ودرسطح بالاترصدمات جبران ناپذیربرای کشورمی شود.بماند که متن کیفرخواست منطبق برمقالات رسانه ای خاص است.&lt;br /&gt;برگزاری چنین دادگاههایی به شیوه دادگاههای استالینی ومشابه کشورهای کمونیستی سابق بااینکه درایران سابقه داشته امادراین سطح وبااین وسعت اتهام ومتهمینی باچنین جایگاهی بی شک اولین باراست که درایران اتفاق می افتد.دادگاههایی که ظاهراکاملادرست وقانونی اندوتمامی عناصربرای موجه جلوه دادن آنهافراهم شده اماتقریباهمه ازمردم عادی گرفته تاسیاسیون واهالی مطبوعات ودانشگاهیان وبطورکلی افکارعمومی داخل وخارج ازماهیت چنین دادگاههایی مطلعند.دلیل برگزاری وهدف ازانجام آنرامی دانند.امامن ازیک وجه دیگربه آن می پردازم.&lt;br /&gt;یکی ازدلایل متمایزکننده این دادگاههاازمواردمشابه قبل دایره گسترده متهمین است.درجایگاه متهمین می توان ازهرفردوقشروگروه وحزب وسازمان نماینده ای مشاهده کرد.البته درمتن کیفرخواست دامنه متهمین بسیار گسترده تراست که حتی گروههاوافرادخارجی راهم دربرمی گیرد.والبته یک سوال بزرگ درافکارعمومی مطرح است که چراهمه افرادداخلی نامبرده شده درکیفرخواست به دادگاه احضارنمی شوندوچراباجرمهای به این وضوح وگستردگی تاکنون برخوردنشده واصولادستگاههای اطلاعاتی چه می کنند؟&lt;br /&gt;سازمان مجاهدین انقلاب،جبهه مشارکت،حزب کارگزاران،مجمع روحانیون مبارز،دفترتحکیم،ادوارتحکیم، نهضت آزادی،ائتلاف ملی مذهبی ها،کانون وکلا،کانون مدافعان حقوق بشر،فعالان وتشکلهای حقوق کارگران وزنان ومعلمان ودانشجویان،سازمان مجاهدین خلق،انجمن پادشاهی،دولتهای خارجی مثل انگلیس وآمریکاو فرانسه،سایتهای اینترنتی چون فیس بوک وتوییتر،شبکه های رادیووتلویزیونی مثل بی بی سی وصدای آمریکا ازجمله نهادهای حقوقی متهم هستندکه به تناوب افرادی وابسته به آنان درکنارمردم عادی بعنوان شخصیتهای حقوقی درجایگاه متهمین حاضرمی شوند ومساله عجیب وتاسف برانگیزبرای من همین است. &lt;br /&gt;چقدردردآوروناراحت کننده است نخبه سوزی ونخبه کشی.افرادنخبه ومدیروکارکشته سیاسی مثل بهزادنبوی،&lt;br /&gt;محسن امین زاده،احمدزیدآبادی،هدایت آقایی،محمدعلی ابطحی،علی تاجرنیا،جوادامام،مصطفی تاجزاده، سعیدحجاریان،عبداله رمضانزاده،محسن صفایی فراهانی،محمدعطریانفرو...-فارغ ازشان انسانی برابرهمه-&lt;br /&gt;درکنارافرادی ازمجاهدین خلق،انجمن پادشاهی-که بعضاقبل ازانتخابات دستگیرشده اند-اراذل واوباش، افرادعادی جامعه قرارگرفته وبه همکاری باهم برای براندازی نظام وایجاددموکراسی متهم شده وقبل ازاثبات جرم،مجرم هم شناخته شده اند.سرمایه های عظیم اجتماعی،فرهنگی،علمی،فکری وسیاسی که زمان وهزینه بسیاربرای به این جایگاه رسیدنشان صرف شده است. وهرکدامشان به تنهایی برای هرسازمان ونهادوشهرو کشوری وزنه ای بس عظیم می توانند به حساب آیند.ایرانیان درطول تاریخ شهره به سرمایه سوزی ونخبه کشی بوده اندامااکنون این دردتاریخی به استخوان رسیده است.به امیدپایان این کابوس.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-8561686103706704586?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/8561686103706704586/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_824.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8561686103706704586'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/8561686103706704586'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_824.html' title='دادگاه یابیدادگاه یاصحنه نمایش'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-3782373876342902088</id><published>2009-10-29T08:02:00.000-07:00</published><updated>2009-10-29T08:03:11.052-07:00</updated><title type='text'>نقش ایرانیان خارج ازکشوردرمبارزات مردمی ایرانیان</title><content type='html'>&lt;strong&gt;خیزتاخرقه صوفی به خرابات بریم / شطح وطامات به بازارخرافات بریم&lt;br /&gt;   قدروقت ارنشناسددل وکاری نکند   /   بس خجالت که ازاین حاصل اوقات بریم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماایرانیان خصلتهای منحصربفردی دربین جهانیان داریم .فرقی نمی کندکجا باشیم ودرچه جایی زندگی ورشدونمونماییم،بهرحال این خصلتهاراداریم.یکی ازبدترین وبزرگترین این ویژگیهاوقت نشناسی وقدرزمان راندانستن است؛که درطول تاریخ ضربه های بزرگ فردی وجمعی ازاین عیب عمومی خورده ایم.امروزایران وایرانیان درموقعیتی حساس ودریک بزنگاه مهم تاریخی قرارگرفته اند.دوره ای که باتوجه به درک وآگاهی عمومی وآزمایش همه نوع حکومت و حاکمان درایران وجهان،ازدینی وپادشاهی گرفته تا کمونیست و مشروطه ولاییک وسکولار،بهترین زمان برای رسیدن به حکومت دلخواه عمومی و مفید برای ایران است.خیزش سبزعمومی ومردمی و بیان مطالبات به طورواضح وروشن درداخل اهمیت این زمان تاریخی راصدچندان کرده است.یعنی تابه امروزهیچگاه مردم ونخبگان وروشنفکران ایرانی به این روشنی نمی دانستندچه نمی خواهندوالبته چه می خواهند. این مبارزه ای طولانی وپرهزینه رامی طلبدکه مردم داخل به خوبی آن رادرک کرده وحاضر به پرداخت هزینه برای آن هستند.امابرهمه ایرانیان خارج ازکشوراست که قدراین وقت وزمان رادانسته وباکنارگذاشتن اختلافات جزیی وپیش پاافتاده وکلی بااتحادباهم به جنبش سبزآزادیخواهی وحقوق بشرخواهی ودموکراسی خواهی پیوسته که اگرامروزراازدست دهندفرداهزینه بیشتر بایدبپردازند.امروزبایدپرچم وشعاروسخن حزبی وگروهی راکنارگذاشته وبه خواست عمومی پیوست که بقول حافظ شیرازی:&lt;br /&gt;قدروقت ارنشناسددل وکاری نکند  / بس خجالت که ازاین حاصل اوقات بریم&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-3782373876342902088?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/3782373876342902088/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_6197.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/3782373876342902088'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/3782373876342902088'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_6197.html' title='نقش ایرانیان خارج ازکشوردرمبارزات مردمی ایرانیان'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-7836172458186207555</id><published>2009-10-29T08:00:00.000-07:00</published><updated>2009-11-01T01:31:52.557-07:00</updated><title type='text'>ناگهان چه زوددیرمی شود.....</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1HVlKdYBI/AAAAAAAAABw/I9Cymqmrj9Q/s1600-h/IMG_0291.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1HVlKdYBI/AAAAAAAAABw/I9Cymqmrj9Q/s320/IMG_0291.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5399049964365897746" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1HVaAuS6I/AAAAAAAAABo/OhfYHy7gy5o/s1600-h/IMG_0230.JPG"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1HVaAuS6I/AAAAAAAAABo/OhfYHy7gy5o/s320/IMG_0230.JPG" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5399049961372273570" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;30/7/88&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بالاخره طبق قرارقبلی امشب به دیدن هم رشته ایهای قدیمی رفتم.امشب همه شام دعوت خانم دکترتاتابودیم. اکثراساتیدبخش هم بودند.ازاستادان باسابقه ترعلاوه برخانم تاتا،آقای کامران فقط آمده بود. ازاستادان قدیمی فقط دکترماشین چی بازنشست نشده وبقیه بازنشسته شده اند. ازاستادان جوانتر تقریباهمه بودند.آقایان امیرزاده، مددی وعربپور،که دیگه دکترشده اند.اقای شیخی که دکترامی خواند.رضاایرانمنش که فوق لیسانسش راگرفته والبته برای ماهنوزرضاست.خانم ایلاقی هم تشریف آورده اند.ضمناآقای امیرزاده درحال حاضررییس بخش هستند.آقای عربپوروشیخی وایرانمنش ازورودیهای74هستند.&lt;br /&gt;محمدرضایحیی زاده ورودی75ومحمودتوکلی ازبچه های76آمده اند.از79ایهافقط من بودم وبقیه ازبچه های77و78هستند.خاطرات گذشته زنده شدوبه سرعت ازجلوی چشمم گذشت.ازهمه جاحرف زدیم ویادروزهاو سالهای گذشته کردیم وازگذرسریع عمر.ازروزهای اول ورودبه دانشگاه وبخش وآشنایی.یادش بخیر!آقای کامران اولین استادی بودازبخش که ماباهاشون درس داشتیم.بچه های79واقعابی معرفتی کردند.بااین که قول داده بودند بیان.&lt;br /&gt;تقریباهمه متاهل شده بودند،بجزمن ودوسه نفردیگه.نقطه مشترک بین اکثرآنهاواستادان وجودیک کوچولوبودو اکثراسه نفره بودند.&lt;br /&gt;بسیاریادایام گذشته کردیم.ازاستادان ودانشجویان وخاطرات مشترک گفتیم وفضای آن دوران.وباتجلیل ازخانم تاتاوچندعکس یادگاری این شب به یادماندنی خاتمه پیداکرد.&lt;br /&gt;فرداهم قراراست به یاداردوهاوگردشهای زمان دانشجویی به گردش برویم.&lt;br /&gt;دست محمودتوکلی وبهنام پاکبازوخانم امینایی که بانی این اتفاق وجمع شدن بچه هابودندواقعادردنکند.&lt;br /&gt;1/8/88&lt;br /&gt;امروزصبح به اتفاق بچه هابه یاددوران دانشجویی رفتیم اردو!امایک تفاوت عمده باآن اردوهاداشت واینکه اکثربچه هامتاهل شده اندوبعضی بابچه آمده اند.اول رفتیم باغ شاهزاده.یاداولین اردوی دانشجوییم افتادم.اولین جایی که رفتیم همین باغ شاهزاده بود.البته صبح خیلی زودرسیدیم وبادربسته باغ روبروشدیم.یادش بخیر!&lt;br /&gt;کاش بچه های ورودی ماهم آمده بودند.&lt;br /&gt;بعدازباغ رفتیم ناهار.سرناهارازخاطرات گذشته گفتیم.ازتک تک استادان یادکردیم.ازهرکدام ازبچه هاهم از خاطراتی که الان دیگه همه شیرینند،باوجودتلخی بعضی ازآنها،گفتند.خدایاچراماقدرلحظات رانمی دانیم!؟&lt;br /&gt;بعدازناهاربعضی ازبچه هاخداحافظی کردندورفتند.بقیه هم رفتیم کلوت شهداد.&lt;br /&gt;چقدرزیبابود،خصوصاغروب خورشیددردل کویر.خیلی خوش گذشت.مهمترین دلیلش هم همین باهم بودن،بود. درمسیربازگشت هم به یادهمان اردوهادراتوبوس خواندیم وخندیدیم وکل کل کردیم.به یادکل کل های دختراوپسرا.&lt;br /&gt;بعدازشام هم چندنفردیگرازبچه هاازجمع خداحافظی کردندورفتند،باابرازامیدواری دیداردوباره.بقیه هم قرار گذاشتیم فردابریم دانشگاه وسری هم به بخش بزنیم.&lt;br /&gt;2/8/88&lt;br /&gt;امروزباباقیمانده بچه ها به دانشگاه رفتیم.تغییرات ظاهری زیاددردانشگاه اتفاق افتاده بودومسجدوچندساختمان دیگربه آن اضافه شده بود.امابخش ما به جزجابجایی بعضی اتاقهاهمان بخش کوچک وساده قدیمی بود.البته مثل اینکه قراراست به زودی باآماده شدن ساختمان درحال ساخت کنارپژوهشکده ماهانی بخش هم به آنجا منتقل شود.بعدازگشت وگذاری دردانشگاه وبخش به اتفاق خانم تاتادرآبدارخانه نشستیم.زهراخانم هم بازنشسته شده است.ضمن یادایام گذشته ازحال هم صحبت کردیم.امروزقرلربوددکترماشین چی را ببینیم.بعدازاتمام کلاس دکترماشین چی آمد.بازهم باوجودبالابودن شان وجایگاه علمی وشخصیتی هنوزهمان استادساده ودوستداشتنی گذشته بودند.بعضی ازبچه هاازخاطرات کلاسهای دکترماشین چی گفتند.یکی خاطره پیتزاوآبگوشت راگفت ودیگری ازخاطرات استادازژاپن.یکی دیگه ازبچه هاگفت دکترماشین چی تنهااستادی بودکه کسی سرکلاسش چرت نمی زد.من هم ازکلاس پرباروبسیارشادومثبتوروش تدریس خوبشان گفتم.خوداستاد هم ازخوشحالیشون&lt;br /&gt;بابت دیدارباماگفت.&lt;br /&gt;بعدازخداحافظی باخانم تاتاوآقای ماشین چی وخانم ایلاقی وبخش،همگی به پژوهشکده ماهانی رفتیم.سایت کامپیوتربخش واکثرکلاسهای مادراین ساختمان بود.به یادآن دوران سریکی ازکلاسهارفتیم.&lt;br /&gt;بالاخره زمان خداحافظی فرارسیدوبازهم هرکس دنبال کاروزندگی خودبایدبرود.سهروزبسیارعالی راباهم گذراندیم.بازهم دست بچه هایی که باعث این اتفاق شدنددردنکند.به امیددیدارمجددازهم جداشدیم.&lt;br /&gt;امیدوارم بازهم فرصت این جمع شدنها پیش بیایدواین باردوستان بیشتری بیایند.با آروزوی خوشبختی وموفقیت برای همه وبه امیددیداردوباره.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-7836172458186207555?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/7836172458186207555/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_8777.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7836172458186207555'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/7836172458186207555'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_8777.html' title='ناگهان چه زوددیرمی شود.....'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/Su1HVlKdYBI/AAAAAAAAABw/I9Cymqmrj9Q/s72-c/IMG_0291.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-5032259327255095938</id><published>2009-10-29T07:59:00.000-07:00</published><updated>2009-10-29T08:00:03.219-07:00</updated><title type='text'>مطالعه وشناخت،لازمه تلاش ومبارزه هدفمند</title><content type='html'>&lt;strong&gt;طبق آماررسمی وغیررسمی سرانه مطالعه درایران بسیار پایین ترازحداستاندارداست.درطی انتخابات دهم با تعدادی زیادازجوانانی آشناشدم که باانرژی فوق العاده برای فعالیت وساختن آینده بهتروروشن تربرای کشورجمع شده بودندوتلاش می کردند،که متأسفانه حاکمیت نه تنهانظرآنان رانپذیرفت بلکه خودآنهاراهم به کل نادیده گرفت.آنچه من دربین این جوانان دیدم والبته بادیدونظرقبلی ام درموردآنهافرق داشت تمایل وخواسته همه آنهابه تغبیروضع موجودوپیشرفت وحرکت به سوی جامعه ای آزادودموکرات بود.درجلسات بحث وتبادل نظرهم که برگزارمی شداکثراًدارای تحلیل های خوب ونظرات مثبتی بودند.&lt;br /&gt;امامشکل عمده ای که دراکثرآنهامشاهده می شد،ضعف اطلاعات تاریخی وسیاسی واجتماعی بودکه ناشی ازکمبود مطالعه وتحقیق دربین آنهابود.رفتارواقداماتی که درحوادث پس ازانتخابات ازسوی همین جوانان،البته تعمیم یافته به کل کشور،بروزکردهم نشان ازهمان سطح فکرودرک بسیاربالاوخوب آنهانسبت به وضع کشوروراههای مقابله بامسائل موجودبود.امامباحثی که دربعضی موارد ازسوی آنهامطرح شده ومی شود نشان ازعدم شناخت دقیق آنهاازساختارحکومت ووضعیت کشور وشرایط سیاسی وژئوپلتیکی و تاریخی حاکم برآن است.برای نیل به هدف نهایی،که همان استقرارحکومت دموکراتیک درکشوراست،لزوم مطالعه وکسب اطلاع درزمینه های ذکرشده بیش ازپیش احساس می شودتادراین راه باکمترین اشتباه درمناسب ترین بازه زمانی این جنبش سبزبه نتیجه دلخواه برسد. تااین بارازتکراراشتباهاتی که حداقل در100سال اخیردرتلاش های آزادیخواهانه مردم ایرات رخ داده جلوگیری شود.&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-5032259327255095938?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/5032259327255095938/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_6684.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5032259327255095938'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/5032259327255095938'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_6684.html' title='مطالعه وشناخت،لازمه تلاش ومبارزه هدفمند'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1558522946674838834</id><published>2009-10-29T07:57:00.000-07:00</published><updated>2009-11-19T07:28:39.196-08:00</updated><title type='text'>قبول پرداخت هزینه برای رسیدن به هدف دلیل حضورگسترده و مداوم معترضان</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVkF50VqSI/AAAAAAAAAG4/vxndeY83U1Q/s1600/fs.bmp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 213px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVkF50VqSI/AAAAAAAAAG4/vxndeY83U1Q/s320/fs.bmp" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405836980310616354" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVkFo_BCFI/AAAAAAAAAGw/01dwJHIV5kQ/s1600/ma.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 120px; height: 60px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVkFo_BCFI/AAAAAAAAAGw/01dwJHIV5kQ/s320/ma.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405836975791999058" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سرتعظیم فرودمی آوردم دربرابرهمه زنان ومردان و جوانان وپیران باشرف این مرزوبوم. &lt;br /&gt;یکی از مشکلات تاریخی ایرانیان در عرصه اجتماعی عدم داشتن صبر وعلاقه به رسیدن به هدف و نتیجه درکمترین زمان وبدون پرداخت هیچ هزینه ای است که دردوره های تاریخی گوناگون موجودبوده است که درتاریخ معاصربیشترین نمودرا داشته ومتأسفانه سبب شکست حرکت های عظیم اجتماعی نیزشده است. اززمانی که من شخصاواردفعالیتهای سیاسی واجتماعی شده ام به عینه این مورد راتجربه کرده ام. یکی ازمشکلات وناراحتیهای من درتمام دوران فعالیت سیاسی ام این پرسش بودکه برای کی وبرای چی من ودوستانی مثل من بایدفعالیت کنیم وهزینه بدهیم. همیشه بزرگترین دلمشغولی من این بودکه چرافقط من یا گروه خاص و معدودبایددنبال برآورده شدن خواسته های سیاسی برای همه باشیم؟نتیجه دموکراسی، آزادی، قانونمندی و... همه خواسته های اصلاح طلبانه ودموکراسی خواهانه برای من یاگروه خاص نیست ونخواهد بود؛پس چرا خیلی ازافرادافرادجامعه واطرافیان نه تنها خودشان برای رسیدن به این خواسته ها تلاش نمی کنندبلکه ماراهم ازفعالیتهای سیاسی منع می کنند.البته این افراددودسته بودند.یکی کسانی که ازوضع موجود راضی بودند،به هر دلیلی (قلبی یابه هردلیل دیگری)،و گروه دیگرکه اکثریت هم بودندناراضی ازوضع موجودامادلیل منع آنهاهزینه بالای این فعالیت بود.ودرجواب ماکه پس چه کسی غیراز مابایددنبال اصلاح وضع موجودباشدمی گفتند:بگذاریددیگران بکارندودروکنندومافقط استفاده کنیم.اماگذشت زمان به همه این نکته رافهماندکه:&lt;br /&gt; من اگربنشینم،تواگربنشینی،چه کسی برخیزد؟&lt;br /&gt;ازخرداد76وآزادشدن پتانسیل عظیم اجتماعی مردم،عرصه عمومی جامعه هم یک سرزندگی وامیدعمومی راتجربه کرد؛اما از18تیر78وپرداخت هزینه سنگین دانشجویی وسپس تعطیلی مطبوعات ودستگیری سیاسیون وروزنامه نگاران شاهد عقب نشینی عمومی مردم بودیم. از سال79هم من که به طور فعال وارد عرصه سیاسی شدم شاهد بودم جزدرمواردی که احساسات عمومی جامعه تحریک می شد حضور گسترده در عرصه اعتراضی از سوی همان قشردانشجویی که من جزآن بودم هم دیده نمی شد.در خیلی ازمواردکه اتفاقی می افتادخیلی ازافرادبامراجعه به ماخواهان انجام یک واکنش بودندامادرزمان انجام آن شاهداستقبال کم بودیم.وقتی دلیل راجویامی شدیم همه از ترس پرداخت هزینه صحبت می کردند.حتی درمواردی که تعدادزیادی دربرنامه ای خاص اعتراضی شرکت می کردندپس ازانجام برنامه بامراجعه ازعواقب آن سوال کرده و خواهان تضمین عدم روی دادن برخوردی خاص و پرداخت هزینه برای خودشان می شدند.البته برنامه پرسش و پاسخ و سخنرانی اکثراًبااستقبال مواجه می شدکه شایددلیل اصلی آن هم ماهیت آنهابود.&lt;br /&gt;این برخوردازسوی عامه افراددربین فعالان که گهگاه به دلیل همین عدم حضوراکثر افرادهزینه هایی راپرداخت می کردندسبب دلسردی می شدو این سوال مطرح می شدکه ما برای چه کسی این همه فعالیت کرده وهزینه می دهیم.وقتی حمایت زمانی که احتیاج است به عمل نمی آید. اما گذر زمان و اتفاقاتی که دراین دوره افتادآگاهی عمومی ر بالا بردو اکثرافرادجامعه رابه این باو رساند که دلیل اصلی شکست اصلاح طلبی، خالی کردن صحنه توسط مردم است.آنچه امروزدرسطح جامعه و اعتراضات مداوم ودامنه دارجنبش سبزدیده می شود همین حضورمعترضان است. یعنی همه به این نتیجه رسیده اند که برای نیل به هدف غایی و نهایی که همان آزادی ودموکراسی وحقوق بشرخواهی است بایدهزینه پرداخت واین پرداخت هزینه فقط شامل یک گروه خاص نمی شود،بلکه همه بایدباشند ودراین صورت پرداخت هزینه درسطح گسترده پخش شده وهم یک گروه خاص هزینه نمی دهندو هم حاکمیت دچارفرسایش شده ودیگرگروه هدف برای برخوردندارد.دراین راستامعترضان به بلوغ خاص فکری رسیده اند،که هم آنچه نمی خواهندرا می دانندوهم آنچه می خواهند.ودراین راستادر موردراههای به نتیجه رسیدن و انجام مبارزه هم به درستی راههایی رایافته اندکه هم دررسیدن به نتیجه مثمر ثمر باشدو هم پرداخت هزینه به کمترین مقدارممکن کاهش پیداکندوهم کمترین بهانه برای سرکوب به حاکمیت دهد.&lt;br /&gt;البته این راهی است بس طولانی که زمانبربودن آن هم ازسوی معترضان پذیرفته شده است. امیدوارم همه دراین راه ثابت قدم باشندوصبوروبدانند راهی است بس طولانی وناامیدی رابه خودراه ندهند.&lt;br /&gt;باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش    در جفای خار هجران صبر بلبل بایدش&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-1558522946674838834?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/1558522946674838834/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_6073.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1558522946674838834'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1558522946674838834'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_6073.html' title='قبول پرداخت هزینه برای رسیدن به هدف دلیل حضورگسترده و مداوم معترضان'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SwVkF50VqSI/AAAAAAAAAG4/vxndeY83U1Q/s72-c/fs.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1511618529443739664</id><published>2009-10-29T07:56:00.000-07:00</published><updated>2009-10-29T07:57:12.360-07:00</updated><title type='text'>دعا</title><content type='html'>&lt;strong&gt;ماایرانیان اززمان بدنیاآمدن بیش ازهرچیزبادعا آشناشده وبه آن متوسل می شویم.دراین فکرم که اگریک دهم دعاهایی که پدرومادران ومتولیان جامعه به فرزندان وافرادجامعه یادمی دهندتلاش وپشتکاررادرآنها تقویت می کردندبه جرأت اکثرمشکلات این افرادحل می شد.بعدازورودبه مدرسه هم دعاکردن به نوعی دیگرادامه پیدامی کند.درمراسم صبحگاهی که درمدارس برگزارمی شودازهمان دبستان تاراهنمایی ومتوسطه یکی ازبخشها،بعد ازقرآن وترجمه،دعای صبحگاهی است.که مثل سایرچیزهای اجباری،دانش آموزان بایدبه آن بپردازند.البته دردوره خدمت سربازی هم این مراسم وجوددارد،البته بامراسم رسمی وخاص تر.مثل چیزهای اجباری دیگرکه وقتی اجبارآن ازمیان رفت خود آن نیزفراموش می شود،این مراسم هم برای خیلیهاازجمله من تاحدودی به فراموشی رفت.اماهمانگونه که ذکرکردم دعابرای ماایرانیان جزیی جدانشدنی اززندگی است.همیشه به دعاهایی فکرمی کنم که واقعاًدرعین موجزبودن دنیایی ازمعناراپشت خودداشته باشد.ازدوران تحصیل دعایی که ازهمان مراسم صبحگاهی به یادم مانده،وبه نظرم بسیارزیباست،این است:«خدایا، پروردگارا،بارالهاچنان کن سرانجام کارتوخشنودباشی و مارستگار»؛که درنهایت کوتاهی کلی مفهوم می رساند. طبق همان تعریف مطلوبم ازدعاهمیشه دنبال چنین جملاتی بوده ام.حتی درنمازازهمین گونه دعاهاوبه زبان فارسی استفاده می کنم.یکی ازمعدنهای غنی ازجملات نغزفارسی، سخنان ونصایح قدیمی هاست؛سخنانی که اززبان پدربزرگهاومادربزرگهاادامی شود.بهترین دعاهاهم اززبان آنهاشنیده می شود.دایره المعارف زنده جملات فارسی اند. اماساده ودرعین حال زیباترین دعایی که ازآنان شنیده ام این است:«خدایاهمه راعاقبت به خیرکن»،«عاقبت بخیر بشی فرزندم».تمام دعاهای روزانه و شبانه مادرهمین یک کلمه خلاصه می شود:«خدایاراضی ام به رضای تو،هرچه خیراست پیش آر».نمی گویندخدایامرابه جهان حاکم کن. یاعمرجاودان به ما بده یامارادچارهیچ دردومرضی نکن، بلکه«خدایا همه را عاقبت بخیر کن»چه دوست وچه دشمن.و دعای زیبای دیگر:«خدایابه همه ماعمرباعزت ومرگ ایستاده وباعزت عطابفرما».یکی ازنگرانیهای انسانهاناتوانی درزمان پیری است.اینجاست که دعامی کندخدایابه من مرگ باعزت عطابفرما؛یعنی قبل ازآنکه ناتوان شوم مراازاین دنیاببر.امابه شخصه علاقه مند یک دعای دیگرهم هستم وبسیارهم به کارمی برم.هر چند به نثرقدیم وکوتاه استاماپرمغزوزیباست:«خدایامراآن ده که آن به».به عنوان یک جوان ایرانی ازمتوسل شدن بیش ازحدایرانیان به دعاناراضیم وامیدوارم که بیش ازپرداختن به دعا،تلاش و پشتکارخودراافزایش دهند.اما درموردهمان مقداردعایی که استفاده می کنند،چه خوب است که ازعبارات پرمعنی ودعاهای کلی استفاده کنندتا زمینه سواستفاده فرصت طلبان وحاکمان ورهبران مذهبی ازاحساسات پاکشان ازبین برود.&lt;br /&gt;«عمر همه دراز باد».&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3215199926330067853-1511618529443739664?l=aznasleghoghnus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/feeds/1511618529443739664/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_6690.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1511618529443739664'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3215199926330067853/posts/default/1511618529443739664'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://aznasleghoghnus.blogspot.com/2009/10/blog-post_6690.html' title='دعا'/><author><name>mojir</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08765823961500020647</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_twH3f7H3kjk/SuAUU4C-kOI/AAAAAAAAAAk/HobJH-nmFXY/S220/11052008(016).jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3215199926330067853.post-1915020389709911683</id><published>2009-10-29T07:55:00.000-07:00</published><updated>2009-10-29T07:56:16.716-07:00</updated><title type='text'>تشکیک گروهی نسبت به الله اکبر گفتن هاونمازجمعه رفتنهای مبارزین داخل ورنگ سبز</title><content type='html'>کی شعر تر انگیزدخاطرکه حزین باشد    یک گفته ازاین معنی گفتیم وهمین باشد&lt;br /&gt;                    هرکونکندفهمی زین کلک خیال انگیز                 نقشش بحرام ارخودصورتگر چین باشد&lt;br /&gt;درموردرنگ سبز جنبش گفته ام و گفته اند.اماهستندگروهی که خواسته یا ناخواسته بحثهایی رامطرح می کنندکه بیش ازایجادوحدت وهمگرایی بذراختلاف وتردیدرابین مردم ومبارزین می افکند.آنهامعتقدندجنبشی که شعارش الله اکبر روی پشت بامهاوقدرتنمایی اش شرکت درنمازجمعه باشد ورهبری وهدایتش مستقیم وغیرمستقیم توسط خاتمی وکروبی وموسوی باشدیابه نتیجه دلخواه نمی رسدیااگربرسدبازهم توسط همین رهبران به بیراهه می رود.این تحلیل باکمال تأسف باعث تأثیرگذاری برعده ای خصوصاًدرخارج شده ومی شودودو پیامدمنفی درپی خواهدداشت.یکی جداشدن عده ای ازجنبش سبزاست ودیگرعدم شرکت دربرنامه هاواعتراضات توسط عده ای دیگرخصوصاًجوانان می باشد؛به این دلیل که ازحضورآنهااین گروههابه نفع خودبهره برداری نکنند.دردلیل شناسی این تحلیلهاهم فقط به یک نتیجه نمی توان رسید و چنددلیل برای آن می توان برشمرد. &lt;br /&gt;عدم درک جنبش سبزمردمی:بعضی ازاین افرادهنوز در گذشته مانده اندودنیای جدیدومناسبات حاکم برآن راآنگونه که است درک نمی کنند.خصوصاًدرموردایران که ازآن دورهم هستند.گروهی دیگردچارمطلق گرایی ومطلق بینی مفرط هستندکه همه چیزراسیاه وسفیدمی بینندازنظرآنهااین حکومت باهمه کسانی که درآن بوده وهستندبایدبرودوتمام افرادی که درسالهای پس ازپهلوی به نوعی درحکومت پستی داشته یاجایی خدمت می کردندبایدنابودشوندوحق مبارزه هم حتی ندارند. آنهاقایل به تغییربرای هیچ انسانی نیستند.گروهی نیزبه دنبال اقبال عمومی ودرنهایت رسیدن به منصب وجایگاهی درساختارحکومتی هستندوباوجوداین افرادمی دانندجایگاهی دربین مردم به دلیل سابقه شان ندارند. پس بانفی آنهاونشانه هادنبال این هدفند.دراین مورددلایل دیگری راهم می توان برشمردامادرموردهمه یا اکثرآنهامی توان یک دلیل کلی رابیان کردوآن عدم شناخت است.عدم شناخت زمان و مکان و عدم شناخت مردم. مردم ایران دقیقازمان راشناخته اندوموقعیت ایران را نیاز کاملا می دانند.آنهافهمیده اندکه درراه مبارزه برای رسیدن به آزادی و دموکراسی بایدمطلق گرایی و تک بعدی بینی راکناربگذارند.تمام مشکلات کنونی ما ناشی ازمطلق گرایی اول انقلاب است.&lt;br /&gt;مردم ایران فهمیده اندکه درراه مبارزه بایدازهر منفذوموقعیتی استفاده کرده وحتی مواردی که حکومت ازآن خودمی داند.الله اکبرگفتن وشرکت درنمازجمعه وشبهای احیاوروزقدس و13آبان همه ازآن نوعند.مبارزه ایرانیان طولانی خواهدبودپس بایدازهمه چیزاستفاده کرد.حتی رهبران جنبش هم گفته و سفارش کرده اندکه مردم ازاعیادومناسبتهای ملی ومذهبی برای بیان اعتراض ونشان دادن خودشان استفاده کنند.حال هرکه درک نمی کند مشکل ازعدم شناخت اوست وعقب ماندگی ذهنیش که هر کو نکند فهمی....&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' sr
