22 بهمن هم گذشت.
باید هزینه داد. به خیابان آمد بدون هدف و فکر.ما ثابت کردیم که هستیم.جنبش سبز نشان داد که جنبش ریشه داری است که آمده تابماند.به خیابان آمدن تا حالا ،با تمام هزینه هایی که متحمل شدهایم ،به همه دنیا نشان داده که مردم آزادیخواهی هستیم که بدنبال حق اولیه انسانی خود هستیم. حق حیات آزادانه، حق انتخاب، حق تعیین سرنوشت، حق زندگی.
اما آیا به خیابان آمدن صرف،از حالا به بعد می تواند ما را به هدف نهایی خود برساند؟ به نظر من خیر.
ما باید به خیابان در فرصتهایی که به دست می آید بیاییم،اما باید در کنار آن فکرهای دیگری هم بکنیم تا ضمن کم هزینه بودن ما را در رسیدن به هدفمان کمک کرده و البته نقش کاتالیزور را در آن داشته باشد.
ما ثابت کردیم که هستیم و می مانیم،اما باید راههای را بیابیم که دولت و حکومت کودتا را هر چه سریعتر و بیشتر تضعیف کرده و کنار بزند. در کنارشوروشعوروشعار، عقلانیت و پذیرش رهبری برای جنبش راباید بپذیریم. درست است که تاکنون آقایان موسوی و کروبی و در سطح پایینتر خاتمی به عنوان رهبران جنبش سبزاعتراضی شناخته شده اند،اما به قول خودشان وبسیاری از تحلیل گران نقش رهبری در اعتراضات رابه معنای خاص آن نداشته اندوگاهی دنباله رو معترضان بوده اند. از حالا به بعد باید نقش رهبری این افراد را به درستی در جنبش بپذیریم و به بیانیه ها و سخنان و نظرات آنها توجه کرده و از جامه عمل پوشیدن آنها حمایت کنیم.
البته این بدان معنی نیست که دنباله رو صرف آنها باشیم بلکه با عقلانیت کامل ضمن حفظ استقلال فکری و عملی خوداز بیانیه هاو پیشنهادات آنها حمایت کنیم و از هر گفته و نظری که باعث تضعیف نقش این افراد و اختلاف در جنبش و در نهایت تضعیف و سرکوب آن شود،جلوگیری کنیم.این مساله رادر گفته هاو نظرات طرفدارن کودتاوالبته مخالفان قدیمی جمهوری اسلامی که هنوز سی سال عقب هستند و فقط دنبال منافع شخصی و حزبی خود هستند ومنافع ملی را در منافع شخصیشان می بینند می توان دید. افرادی که اگر تاکنون هم در جنبش سبز بوده اند و یا از آن حمایت کرده اند، برای ساختن کلاهی از این نمد برای خودشان بوده است. همانهایی که مخالف انتخابات بوده اند و از هیچ توهینی به رأی دهندگان دریغ نمی کردند. برخی از آنها همان آغاز اعتراضات نیز دنبال خواستههای خود بودند که با عدم همراهی مردم، دنباله رو جنبش سبز شدند.اما باز هم و در حساس ترین شرایط ساز مخالفت و جدایی خود را کوک کرده اند. هوشیاری و عقلانیت نیاز اصلی کنونی جنبش است. دوری گزیدن از احساسات که واقعاجریحهدار هم شده است. تفرق و جدایی همان چیزی است که حاکمیت می خواهد تا در پی آن جنبش تضعیف شده و براحتی با آن برخورد کند . برماست هوشیاری و وحدت در عین کثرت. امیدواریم که مغزهای فسیل شدهای که هیچگاه مردم را نشناختند و زمان را،ساکت بمانندو بر طبل تفرقه نکوبند تا جنبش سبز قویتر از پیش ،به مبارزه خود باپاسداران جهل و تاریکی ادامه دهد و بتواند این جنبش مدنی را باکمترین هزینه در مناسب ترین زمان به موفقیت برسد.
0 نظرات:
ارسال يک نظر